حکمرانی اقتصادی در فوتبال جهان
فوتبال حرفهای انگلستان وارد مرحلهای تازه از حکمرانی اقتصادی شده است؛ مرحلهای که برخی تحلیلگران از آن با عنوان «باشگاهداری حکیمانه» یاد میکنند. مدلی که امروز در لیگ برتر انگلستان اجرا میشود، و آن را در مقایسه با آمریکا در جایگاهی متفاوت قرار داده است. در ایالات متحده، اقتصاد ورزش تا حد زیادی تحت تأثیر سیاستهای کلان مالی و تصمیمهای فدرال رزرو قرار دارد. لیگ NFL به عنوان پردرآمدترین لیگ ورزشی جهان، ارزشی فراتر از ۲۲ میلیارد دلار دارد و از منظر مالی یک ابرقدرت محسوب میشود. با این حال، این لیگ ماهیتی عمدتاً داخلی دارد و گستره جهانی لیگ برتر انگلستان را تجربه نکرده است. در مقابل، لیگ برتر انگلستان با ساختاری متمرکزتر در حوزه نظارت اقتصادی و بهرهگیری از ظرفیت بانک مرکزی، توانسته ثبات مالی قابلتوجهی ایجاد کند. البته تولید ناخالص داخلی آمریکا با انگلستان قابل قیاس نیست، اما مدل اداره فوتبال در این دو کشور تفاوتهای بنیادین دارد. برنامهریزان فوتبال حرفهای انگلستان با ایجاد صندوقهای حمایتی برای باشگاهها، تمرکز بر درآمدهای روز مسابقه (Matchday)، توسعه حقوق پخش تلویزیونی و جذب سرمایهگذاران خارجی، ارزش کلی لیگ را به شکل چشمگیری افزایش دادهاند. اصلاحات ساختاری در اتحادیه باشگاهها نیز نقش مهمی در کاهش فاصله درآمدی با رقبا ایفا کرده است؛ بهگونهای که فاصله مالی لیگ جزیره با بوندسلیگا و لالیگا اکنون به چند میلیارد دلار میرسد. در بعد فنی نیز، حضور پررنگ باشگاههای انگلیسی در مراحل پایانی رقابتهای اروپایی نشانهای از تثبیت این برتری است. صعود مقتدرانه آرسنال نمونهای از همین روند محسوب میشود. موفقیتهای اروپایی طبیعتاً تأثیر مستقیمی بر ارزش برند و سهام باشگاههای انگلیسی داشته و تراز مالی آنها را تقویت کرده است. در نقطه مقابل، لیگهای ایتالیا و فرانسه با چالشهای ساختاری جدی مواجهاند. سریآ به دلیل کندی در اصلاحات اقتصادی و مدیریتی، همچنان روندی نزولی را تجربه میکند. غیبت تیم ملی ایتالیا در جام جهانی گذشته و تکیه بیش از حد بر موفقیتهای مقطعی باشگاهی، زنگ خطری برای ساختار فوتبال این کشور محسوب میشود. به نظر میرسد جابهجایی قدرت در فوتبال اروپا، نه فقط در زمین مسابقه، بلکه در مدل حکمرانی اقتصادی رقم خورده است؛ جایی که لیگ برتر انگلستان توانسته میان اقتصاد، برندینگ و عملکرد فنی توازن ایجاد کند.