سوءاستفاده از عاملی مهم، بنام هوادار!
در همه جای دنیا هواداران فوتبال از حضور در استادیوم ها و تماشای بازی چهره های مورد علاقه خود لذت میبرند و متعاقب آن هم همان هوادار با خود هیجان را به جامعه برده و آن هیجان را در میان علاقه مندان به فوتبال ترویج میدهد، اما الان مدتهاست که دیگر این اتفاق در فوتبال ما نمیافتد، و بر عکس اتفاقات ناخوشآیند ورزشگاهها، به مانند خوره به جان هواداران و علاقهمندان آن افتاده است، که این موضوع میتواند اندک اندک فوتبال را از سرمایههای اصلی خودش دور سازد، و این اتفاق این روزها در ورزشگاه های ما در شرایطی دارد میافتد که لیدرها در بسیاری از مواقع بیشتر از اینکه بخواهند در خدمت اهداف باشگاه خود باشند در خدمت اهداف مدیران آن قرار می گیرند و این همان آفت بزرگ و خطرناکی است که امروز به جان فوتبال کشور افتاده است. هوادارانی که بیشتر از اینکه از حضور آنها برای منافع باشگاه استفاده شود برای پیشبرد منافع مدیران و یا به تعبیری بهتر منافع شخصی استفاده میگردد، و این اصلاً برای فوتبال ایران قابل توجیه نبوده و نیست.
شوربختانه چنین به نظر میرسد که هنوز فوتبال ایران به آن بلوغ مورد انتظار نرسیده است که بتواند از پتانسیل هوادار به بهترین شکل ممکن استفاده کند.
متاسفانه امروز فوتبال ما بیشتر از اینکه بخواهد به عنوان یک سرمایه به هوادارانش بنگرد، به چشم یک ابزار به آنها نگاه میکند! هوادارانی که ما متاسفانه هیچ تعریفی درباره آنها در فوتبال نداشته و نداریم و صرفأ از آنها میخواهیم که در این فوتبال عاشقی کنند، بدون آنکه کوچکترین سهمی برای آنها در این فوتبال تعریف کرده باشیم. هوادارانی که اگرچه نقش تاثیرگذاری در زیبایی فوتبال داشته و دارند اما برخی از مدیران فوتبالی ترجیح میدهند با تحت تاثیر قرار دادن و تهیج آنها فوتبال را نازیبا جلوه داده و به مقاصد خود برسند. مدیرانی که بیشتر از اینکه به هواداران خود عاشقی به تیم محبوبشان را بیاموزند، از وجود آنها استفاده شخصی میکنند و همین ترویج تفکر است که سکوهای ورزشگاههای ما را به امروزش رسانده است!