فرهنگ در ورزش یا توجیه اعزام؟

وقتی «ارزش‌ها» هزینه می‌شوند اما اثر نمی‌گذارند!

فرهنگ اسلامی همواره بخشی جدایی‌ناپذیر از هویت ورزش ایران بوده است؛ فرهنگی مبتنی بر اخلاق، معنویت، انصاف و رعایت حق‌الناس. بی‌تردید ورزش بدون پشتوانه فرهنگی، به رقابتی صرفاً نتیجه‌محور و خالی از معنا تبدیل می‌شود. اما پرسش اساسی اینجاست: آیا هر آنچه به نام فرهنگ وارد اردوها و اعزام‌های ورزشی می‌شود، واقعاً در خدمت ورزش و ارزش‌هاست یا به توجیهی برای افزایش همراهان کاروان‌ها تبدیل شده است؟ در سال‌های اخیر، حضور افراد با عناوینی چون «مسئول فرهنگی» یا … در اردوها و اعزام‌های داخلی و خارجی به رویه‌ای ثابت بدل شده است؛ حضوری که اغلب بدون شرح وظایف شفاف، بدون شاخص ارزیابی و بدون خروجی قابل سنجش صورت می‌گیرد. این در حالی است که ورزشکاران و مربیان، در اوج فشار جسمی و روانی، تمام تمرکز خود را صرف تمرین، آنالیز رقبا، ریکاوری و آمادگی مسابقه می‌کنند.

واقعیت میدانی اردوها نشان می‌دهد که مناسک دینی امری درونی، شخصی و آگاهانه است. نماز، دعا و ارتباط معنوی زمانی بیشترین اثر را دارد که از باور فردی نشأت بگیرد. نماز جماعت‌هایی که در بسیاری از اردوها با دو نفر و یا حتی به‌صورت فردی برگزار می‌شود، محترم و ارزشمند است؛ اما این سؤال جدی را ایجاد می‌کند که آیا برای چنین امری، اعزام یک فرد مستقل با هزینه کامل ضرورت دارد؟
پرسش مهم‌تر، به کارکرد روزانه فرد فرهنگی در طول اعزام‌ها بازمی‌گردد. فردی که نه در کادر فنی نقشی دارد، نه در برنامه تمرینی، نه در تصمیمات اجرایی و نه در مدیریت بحران‌های ورزشی، عملاً بخش عمده روز را بدون مأموریت مشخص سپری می‌کند. آنچه در عمل مشاهده می‌شود، حضورهای پراکنده، سرکشی‌های غیرضروری و در بسیاری موارد بازارگردی است؛ فعالیت‌هایی که هیچ ارتباطی با مأموریت اصلی کاروان ورزشی ندارند. از سوی دیگر، در اغلب اعزام‌ها، یک خودرو مستقل نیز در اختیار فرد فرهنگی قرار می‌گیرد؛ خودرویی که منطقاً باید در خدمت سرپرستی، کادر فنی یا نیازهای فوری ورزشکاران باشد. در شرایطی که اعزام‌ها با محدودیت منابع لجستیکی مواجه‌اند، تخصیص خودرو، اقامت، راننده و امکانات به نقش‌های کم‌اثر، مصداق آشکار مصرف نادرست بیت‌المال است.
نکته تأمل‌برانگیزتر، حضور یک فرد فرهنگی در دو رویداد بزرگ المپیک و پارالمپیک است؛ حضوری که در مجموع حدود ۴۰ روز به طول می‌انجامد و با دریافت حق مأموریت ارزی (یورویی) همراه است. در شرایطی که بسیاری از مربیان، کارشناسان فنی و حتی ورزشکاران با حداقل امکانات و فشارهای فراوان اعزام می‌شوند، چنین مأموریت‌هایی واقعاً جای تأسف و سؤال جدی دارد؛ نه از منظر اعتقادی، بلکه از زاویه مسئولیت‌پذیری نسبت به منابع عمومی.
فرهنگ اسلامی در ورزش، بیش از آنکه به حضور افراد وابسته باشد، به رفتار مدیران و ساختار تصمیم‌گیری وابسته است؛ به شفافیت در اعزام‌ها، عدالت در انتخاب‌ها، احترام به شأن ورزشکاران، پرهیز از اسراف و رعایت حق‌الناس. این‌ها مصادیق واقعی فرهنگ‌اند، نه افزایش تعداد همراهان غیرتخصصی کاروان‌ها. اگر هدف، تقویت بعد فرهنگی و معنوی ورزش است، راه آن از آموزش هدفمند، اعتماد به بلوغ فکری ورزشکاران، استفاده از ظرفیت مربیان و سرپرستان آگاه و طراحی برنامه‌های کم‌هزینه اما مؤثر می‌گذرد؛ نه از اعزام‌هایی که نه به موفقیت ورزشی کمک می‌کند و نه به معنویت واقعی. در نهایت، نتیجه حضور این افراد در اعزام‌ها نه ‌تنها مؤثر نیست، بلکه به‌ شدت هزینه‌بر است و در عمل نگاه ورزشکاران، مربیان و عوامل فنی را نسبت به مقوله فرهنگ مخدوش می‌سازد. وقتی فعالیت‌های فرهنگی خروجی ملموسی ندارد اما هزینه‌های مالی، لجستیکی و ارزی بر بیت‌المال تحمیل می‌شود، طبیعی است که به‌جای تقویت باورهای دینی، نوعی دلزدگی و بی‌اعتمادی نسبت به مسائل فرهنگی شکل بگیرد. فرهنگی که با اسراف و حضورهای غیرکارکردی همراه شود، نه ترویج می‌شود و نه ماندگار؛ بلکه به ضدتبلیغ ارزش‌ها و حیف‌ومیل منابع عمومی می‌انجامد. و این پرسش همچنان بی‌پاسخ مانده است:
فرهنگ در ورزش، ابزار تعالی است یا پوششی برای توجیه هزینه‌ها؟

https://vvarzesh.ir/?p=16457

دیدگاه خود را بنویسید