واکاوی نیم‌فصل نخست لیگ بیست و پنجم فوتبال

آمارهای قرمز و آینده‌ای مبهم

پس از ۱۳۶ روز و برگزاری ۱۲۰ بازی، نیم‌فصل نخست لیگ بیست‌وپنجم فوتبال ایران به پایان رسید اما تصویری که از آمار و ارقام و اظهارات سرمربیان و بازیکنان بر جای مانده، تصویری تکان ‌دهنده از یک ورزش حرفه‌ای در حال افول است. آنچه در ادامه می‌آید، نگاهی است واقعه‌گرا و انتقادی به وضعیت موجود.

🔹واقعیت‌های تلخ به روایت آمار

آمارها در این نیم‌فصل تنها اعداد نیستند، بلکه بازتابی مستقیم از فریاد سرمربیان و کارشناسان در طول ماه‌های اخیر است که بارها به آنها اشاره کرده‌اند. ثبت ۲۰۵ گل در ۱۲۰ بازی، به معنای میانگین ۱.۷۱ گل در هر بازی؛ آماری که فاصله معناداری با استانداردهای فوتبال جهان دارد. این رقم یعنی در هر ۵۲.۶۸ دقیقه تنها یک گل در لیگ ما به ثبت می‌رسد. این افت گلزنی که بسیاری از مهاجمان و مربیان هجومی در طول نیم‌ فصل به آن اعتراض کرده‌اند، ریشه در ضعف ساختاری دارد. اینکه استقلال تهران با میانگین ۱.۳۳ گل در هر بازی صدرنشین خط حمله لیگ است، خود گواهی بر مدافع ‌مَحور بودن و ناکارآمدی سیستم‌های خلاقانه در تیم‌هاست. آمار ۴۱ درصد بازی‌های مساوی نیز تائید می‌کند که تیم‌ها به جای تلاش برای برد، به دنبال امنیت و دفع خطر هستند؛ رویکردی که بارها از سوی منتقدان داخل بدنه فوتبال ناشی از فشارهای ناشی از کسر امتیاز و مشکلات مالی بیان شده است.

🔹فاجعه گلزنی

امیرحسین حسین‌زاده با ۸ گل، آقای گل نیم فصل اول بوده که برای یک لیگ حرفه‌ای، فاجعه است. وقتی برترین گلزن لیگ، میانگین کمتر از یک گل در هر بازی دارد، نشان می‌دهد استعدادیابی و مهاجم‌پروری در کشور دچار بیماری فلج شده است؛ نقدی که پیش از این نیز توسط اسطوره‌های فوتبال ایران مطرح شده بود اما گوش شنوایی وجود نداشت تا آن را بشنود.

🔹چرخه معیوب، چالش‌های تکراری

بزرگ‌ترین دردِ فوتبال ایران در این نیم‌فصل، مشکلات جدید نیست، بلکه تکرار دقیق معضلات کهنه است. مشکلاتی که همه ساله در پایان هر فصل وعده رفع آن‌ها داده می‌شود اما با شروع فصل جدید با شدت بیشتر باز می‌گردند. چرا این اتفاق می‌افتد؟
۱. مدیریت مقطعی به جای راهبردی:
مسئولان فوتبال و لیگ برتر همواره در حال واکنش به بحران‌ها هستند تا پیشگیری از آن‌ها. هر سال فدراسیون و سازمان لیگ در مورد تجهیزات (VAR)، کیفیت داوری و تقویم بازی‌ها وعده‌ای می‌دهند اما چون برنامە بلندمدت و ساختاری وجود ندارد، با شروع فصل، همان مشکلات با عناوین جدید سر برمی‌آورند.
۲. نبود همبستگی بین آموزش و رویکرد حرفه‌ای:
شکاف بین لیگ برتر و لیگ‌های پایین‌تر و همچنین آکادمی‌ها، باعث شده هر ساله تیم‌ها با همان روش‌های نادرست و بازیکنان آماده نشده وارد میدان شوند. سرمربیان بارها گفته‌اند که بازیکنان از نظر تکنیکی و تاکتیکی در سطح لیگ برتر نیستند اما چون ساختار استعدادیابی اصلاح نشده، این چرخه باقی می‌ماند.
۳. بی‌تفاوتی نسبت به نظارت:
چرا اقدامی نمی‌شود؟ زیرا مجازات‌های سختگیرانه برای مدیران ناکارآمد وجود ندارد و نهادهای ناظر قدرت کافی برای اجرای آیین‌نامه‌ها را ندارند. وقتی تخلف یا ضعف مدیریت هیچ هزینه‌ای برای متولیان نداشته باشد، طبیعی است که چالش‌ها فصلی تکرار شوند.

🔹قصور دستگاه‌های مسئول؛ ریشه‌های مدیریتی در سکوت

نقش فدراسیون فوتبال و نهادهای بالادستی (مانند وزارت ورزش) در وضعیت کنونی انکارناپذیر است. عوامل متعددی سبب شده تا این دستگاه‌ها در وظایف ذاتی خود کوتاهی کنند:
۱. سهمیه‌بندی و دخالت‌های غیرفنی:
یکی از اصلی‌ترین دلایل ناکارآمدی مدیران باشگاه‌ها، مداخلات سیاسی و انتصاب مدیران کارنابلد است. وقتی مدیر باشگاه تخصص مدیریتی ورزشی نداشته باشد، طبیعی است که تیم‌ها در خصوص جذب بازیکن و مربی دچار اشتباه شوند که به طور مستقیم روی کیفیت لیگ تاثیر می‌گذارد.
۲. شفافیت‌ستیزی و بی‌نظمی مالی:
فدراسیون فوتبال به عنوان ناظر عالی رقابت‌ها، نتوانسته سازوکاری شفاف برای بودجه‌ریزی باشگاه‌ها ایجاد کند. سرمایه‌گذاری نابرابر که سرمربیان بسیاری از تیم‌های کوچک از آن گلایه دارند، ناشی از نبود نظارت بر منابع مالی و هزینه‌کردهای باشگاه‌های پرپول است.
۳. چشم‌پوشی بر زیرساخت‌ها:
بارها از سوی کارشناسان اشاره شده که امکانات تمرینی و بازی بسیاری از تیم‌ها در حد استانداردهای حرفه‌ای نیست. دستگاه‌های مسئول به جای تقویت زیرساخت‌های پایه، تمرکز خود را بر روی مسائل حاشیه‌ای و نتایج آنی گذاشته‌اند که همین امر باعث شده لیگ برتر ایران به جای «لیگ با کیفیت» به «لیگ نتیجه‌گرا» تبدیل شود.

🔹چشم‌انداز آینده

اگر همین روند مدیریت و کیفیت پایین فنی تا پایان فصل و در سال‌های آینده ادامه یابد، چشم‌انداز فوتبال ایران نه فقط تیره خواهد بود، بلکه با یک فاجعه استراتژیک در سطح آسیا روبه‌رو خواهیم شد. نکته حیاتی، مقایسه ما با کشورهای حاشیه خلیج فارس است که سال‌ها پیش از فوتبال ایران عقب بودند اما اکنون با رویکردی حرفه‌ای از ما پیشی گرفته‌اند.
۱. فروپاشی در تیم‌های ملی پایه:
ضعف در گلزنی و خلاقیت در لیگ برتر، به طور مستقیم ریشه در تیم‌های پایه دارد. اگر لیگ برتر «کارخانه بازیکن‌سازی» نباشد، تیم‌های ملی نوجوانان و جوانان برای تولید مهاجمان و هافبک‌های خلاق با بحران مواجه می‌شوند. در حالی که کشوری همچون قطر (با آکادمی آسپایر) در حال پرورش نسل‌هایی از بازیکنان فنی هستند، ما با ادامه این روند، در آینده شاهد شکست‌های سخت در رقابت‌های مقدماتی جام جهانی و جام ملت‌های آسیا در رده‌های سنی مختلف خواهیم بود.
۲. خداحافظی با نسل طلایی و بحران جانشین‌ پروری:
نسل کنونی تیم ملی بزرگسالان که حاصل تلاش‌های دهه ۸۰ و اوایل ۹۰ است، به پایان دوران حرفه‌ای خود نزدیک می‌شود. با توجه به خروج مهاجمان و ستارگان لیگ به لیگ‌های بی‌کیفیت یا حاشیه، و نبود استعدادهای تازه در لیگ داخلی تیم ملی ایران در چرخه‌های آینده (مقدماتی جام جهانی ۲۰۳۰ و ۲۰۳۴) با «بحران مهاجم» و «ضعف تاکتیکی» دست‌وپنجه نرم خواهد کرد
۳. شکاف عمیق با فوتبال خلیج‌فارس:
نگاهی به لیگ‌های عربستان، قطر و امارات نشان‌دهنده موجی از حرفه‌ای‌گری است. عربستان با جذب ستارگان جهانی و سرمایه‌گذاری میلیاردی، سطح لیگ خود را بالا برده و بازیکنان داخلی‌اش را در کنار بهترین‌های دنیا تمرین می‌دهد.
قطر با زیرساخت‌های فوق‌العاده و برنامه‌ریزی بلندمدت، قهرمان آسیا شده است. در مقابل، لیگ برتر ایران با مسائل ابتدایی داوری، چمن و مدیریت می‌جنگد. اگر این روال ادامه یابد، ایران به زودی نه تنها از حریفان سنتی شرق آسیا (کره و ژاپن)، بلکه از تیم‌های عربی نیز عقب می‌افتد و به یک تیم درجه دو در قاره آسیا تبدیل خواهد شد.

🔹چه باید کرد؟

برخی از راهکارهای پیشنهادی برای شکستن این چرخه معیوب و جلوگیری از آینده‌ای تاریک، شامل موارد زیر است:
استقلال نهادهای اجرایی:
فدراسیون فوتبال باید از مداخلات سیاسی مبرا شود و مدیران براساس شایستگی و برنامه و نه بر اساس رابطه انتخاب شوند. نظارت بر عملکرد داوران و VAR باید به کمیته‌ای کاملاً مستقل و فنی محول شود تا اعتماد به داوری برگردد.

🔹اجرای دقیق باشگاهداری حرفه‌ای:

لایحه باشگاه‌داری که سال‌هاست خبری از اجرای دقیق آن نیست، باید با جدیت پیگیری شود. باشگاه‌ها باید موظف به داشتن زیرساخت‌های استاندارد (چمن، امکانات تمرینی و آکادمی) شوند تا کیفیت بازیکنان ارتقا یابد.

🔹تغییر پارادایم از بقا به رشد:

مسئولان باید به جای تمرکز بر اینکه «فصل را تمام کنیم»، به این فکر کنند که «چگونه فوتبال را توسعه دهیم». این امر نیازمند سرمایه‌گذاری مستمر در رده‌های سنی و تغییر فرهنگ نتیجه‌گرایی به فرآیندگرایی است تا بتوانیم از موج پیشرفت کشورهای خلیج فارس عقب نمانیم.

https://vvarzesh.ir/?p=16525

دیدگاه خود را بنویسید