تختی، خالق ارزش‌ اجتماعی و سرمایه بین نسلی ماست

او به معلمی تبدیل شد که با اعماق دل ورزشکاران صحبت می‌کند

تاریخ ایران زمین، تاریخی سراسر حماسی و مشحون از پهلوانی و دلاوری است که در بطن آن جوانمردی جایگاه ویژه‌ای دارد.

غلامرضا تختی از چهره‌هایی است که همچون اسطوره‌ای به تاریخ معاصر ایران پیوند خورده است و فراتر از میدان ورزش به نمادی فراموش نشدنی در تاریخ فرهنگی ایران بدل شده است. با آنکه تختی از لحاظ تعداد مدال جهانی و المپیک (۷ مدال) و استمرار مدال آوری (۱۱ سال) در تاریخ ورزش ایران جایگاه برجسته‌ای دارد، اما سویه‌ پهلوانی او نزد مردم بیشتر به چشم آمده است.
تختی فقط یک ورزشکار و قهرمان کشتی جهان نیست، بلکه مرجعی است که مخاطب را به یک انسان اجتماعی مملو از رفتار جوانمردانه و اخلاق دگرخواهانه ارجاع می‌دهد.
به بیانی دیگر او در عشق به وطن با مدال آوری و دوست داشتن مردم با دست‌گیری کوشا و جسور بود. راز مانایی و جاودانگی تختی به دلایل مختلفی وابسته است که در این مجال می‌توان به چند مورد از آن اشاره‌ داشت.
ایران از دیرباز اساطیر و قهرمانان زیادی داشته و قهرمان پروری در ذهن جامعه ایران وجود داشته است. با ورود ورزش مدرن به ایران و چالش‌های گذار از سنت به مدرنیته، جامعه ایرانی به قهرمانی با شکل و شمایلی نو و آمیخته با فرهنگ و سنن خود نیاز داشت.
کشوری که رستم دستان شاهنامه، آرش کمانگیر و پوریای ولی از جمله اساطیر و قهرمانان تاریخی آن بشمار می‌آمدند، به دنبال اسطوره‌ای آشنا با مختصات دنیای جدید و میراث دار پهلوانان اساطیری خود می‌گشت. به بیانی دیگر، برای مردمی که قهرمانانشان از روایت‌های تاریخی و پرده‌های سینما می‌آمدند، غلامرضا تختی واقعی‌تر از واقعیت بود. قهرمانی که بر خلاف شماری از کشتی‌گیران که در پس آوازه و زور بازو به سیاه‌چاله‌های اخلاقی و رفتاری سقوط کردند، لات و قداره کش نبود. نوچه‌ و دار و دسته‌ای نداشت و نه تنها گردنکشی نمی‌کرد و از موقعیت اجتماعی و تهمتنی خود استفاده‌ ناروایی نداشت، بلکه در برابر مردم افتاده و سر به زیر و با حیا بود و این نجابت و تواضع را تا پایان عمر با خود به همراه داشت.

غلامرضا تختی همان گمشده‌‌ای بود که جامعه ایران به دنبال آن بود

خیلی‌ها به او لقب پوریای ولی زمانه یا رستم دستان شاهنامه را دادند اما می‌توان گفت” او نه رستم بود و نه پوریای ولی. او پهلوان کشور، قهرمان جهان و انسان آزاده‌ای به نام غلامرضا تختی بود، شخصیتی خاص و کم نظیر. او آگاهانه حافظ نام و اعتبار و پایگاه اجتماعی اکتسابی خود بود و در دام شهرت گرفتار نشد. با آنکه روابط اجتماعی قابل توجهی داشت و با شخصیت‌های سیاسی در ارتباط بود، اما در برهوت سیاست گم نشد و خوی سیاسی به خود نگرفت. او مراقب بود و سعی داشت همان نقش قهرمان ملی و قالب ورزشکار لوطی منش خود را حفظ کند. در طی سال‌های اخیر که اصول مسئولیت اجتماعی و رعایت موازین حرفه‌ای در ورزش در سطح جهانی در حال گسترش و جانمایی است، دهه‌ها قبل در رفتارهای تختی نهادینه شده بود و در موقعیت‌های مختلف ظهور و بروز پیدا می‌کرد. اعتقاد داشته و دارم که تختی را باید پیشگام مسئولیت اجتماعی در ورزش دانست. به عنوان نمونه تختی در حادثه زلزله بویین زهرا به‌صورت خودجوش توانست سیل عظیمی از کمک‌های مردمی را به حادثه‌دیدگان زلزله برساند. این اقدام شورانگیز که حمایت جمعی را به همراه داشت، امروز به الگو و قطب‌نمای رفتاری تبدیل شده است که مسئولیت‌هایی را بر دوش سازمان‌های ورزشی و ورزشکاران نهاده است. تختی معلمی است که با اعماق دل ورزشکاران صحبت می‌کند. در شکل گیری شخصیت و رفتار تختی نباید دو عنصر زمان و مکان را از قلم انداخت. ژنتیک اجتماعی و جوهره رفتاری او با جوانمردی و لوطی‌گری جوانان جنوب شهری تهران آمیخته شده بود.
تختی آیینه‌ای از جهان بینی، اخلاقیات و آرزوهای جامعه ایرانی محسوب می‌شود. او چشمه‌ آگاهی اخلاق ورزشی محسوب می‌شود چرا که رفتارهایش نه از سر هیجان و نمایش بود، بلکه از وقار و انسانیت او نشات می‌گرفت که نامش را ماندگار و او را به پهلوانی فرازمانی تبدیل نمود.

https://vvarzesh.ir/?p=16576

دیدگاه خود را بنویسید