به مناسبت پنجاه و هشتمین سالمرگ جهان پهلوان تختی

سنگ محکی برای با مردم بودن!

هفدهم دی‌ماه مصادف است با پنجاهمین سالروز مرگ جهان پهلوان غلامرضا تختی اسطوره بی بدیل تاریخ معاصر ایران. کسی که با گذشت دهها سال از مرگ راز آلودش همچنان نماد پهلوانی و جوانمردی در ورزش ایران محسوب می شود.

غلامرضا تختی را نمی‌شود فقط در تاریخ ورزش جست‌وجو کرد؛ او در تمام دوران زندگی و پس از مرگ یک پرسشِ زنده بوده و هست. پرسشی که هر نسل، هر مدیر، هر قهرمان و هر مدعیِ اخلاق باید روزی به آن پاسخ بدهد: اینکه با مردم چه نسبتی داری؟ کجای جریانات مربوط به مردم ایستاده ای؟!
تختی در کشتی به همه آنچه باید می رسید، رسید. قهرمان جهان، المپیک و پهلوان ایران شد، اما در قهرمانی متوقف نماند. او در فردای دوران با شکوه قهرمانی اش راهی را انتخاب کرد که نه مدال داشت نه تشویق و نه پاداش و سکو . راهی که تبدیل به راز جاودانگی اش شد. او در زمانه‌ای که قدرت، سکوت و تبعیت و همراهی می خواست راه پهلوانی در پیش گرفت و کنار مردم ایستاد. به مناصب و عناوین پر طمطراقی همچون شهرداری تهران و وکالت مجلس و …پشت کرد تا مجبور به کرنش در برابر ظالم نشود. او می‌توانست مثل بسیاری دیگر از قهرمانان تنها یک قهرمان بماند. فقط کافی بود فاصله‌اش را با مردم حفظ می‌کرد یا به وقت لازم، سرش را پایین می‌انداخت. یا با جریان حاکم آن زمان همراه و همصدا می‌شد. اما تختی همراه نشد، چون آرامش و عشقی را کنار مردم کوچه و بازار تجربه کرده بود که مشابه دیگری در دنیای جهان پهلوان وجود نداشت. او نخواستن را خیلی بهتر از خواستن بلد بود. هر آن چیزی که منجر به فاصله گرفتنش از مردم می شد را پس می زد.همین نخواستن، او را بزرگ‌تر از هر مدال دار و صاحب نامی در تمام تاریخ ایران کرد.
امروز که ورزش و کشتی ایران از کمبود الگو رنج می‌برد، بازگشت به تختی، بازگشت به گذشته نیست؛ بازگشت به معیار است. معیاری که می‌گوید قهرمان‌بودن بدون مسئولیت اجتماعی، یک پیروزی ناقص است. معیاری که یادآوری می‌کند اخلاق، تزئین ورزش نیست؛ ستون آن است.

https://vvarzesh.ir/?p=16548

دیدگاه خود را بنویسید