کوچک سازی را یکی برای دوستان معنا کند!
در اینکه ورزش ایران دچار یک پراکندگی غیر قابل مهار شده است هیچ شکی وجود ندارد! ورزشی که به جای محدود سازی رشته های ورزشی خود، همواره در مسیررشد بی رویه و غیرقابل دفاع آن گام برداشته است. ورزشی که به گفته دلسوزان و کارشناسان خود در حال حاضر بهیچوجه قادر به پاسخگویی و اداره این همه فدراسیون ورزسی نبوده و نیست. ورزشی که علیرغم شعار کوچک سازی، مدام فربه تر شده و بار اضافه تری را بر دوش مسئولان تصمیم گیر و تصمیم ساز ورزش کشور می گذارد. ورزشی که بنابر مصلحت اندیشی غلط، هم فدراسیون قایقرانی دارد و هم فدراسیون روئینگ که سالها بدرستی زیر مجموعه فدراسیون قایقرانی بود! فدراسیون جدید التاسیسی که صرفا برای زهر چشم گرفتن از برخی ها شکل گرفت. ورزشی که هم فدراسیون شنا، شیرجه و واترپلو دارد و هم فدراسیون نجات غریق! که در حقیقت کارشان بنوعی به هم مربوط می شود! ورزشی که هم فدراسیون آمادگی جسمانی دارد! هم فدراسیون ورزشهای همگانی و هم فدراسیون بدنسازی و پرورش اندام که تقریبا کار همه آنها هم یک چیز است! اما در قالب سه فدراسیون مستقل دارند فعالیت کرده و بودجه دریافت می کنند! ورزشی که دهها رشته مستقل آن را به فدراسیون انجمن های ورزشی اش داده اند، اما مسئولان ورزش کشور صلاح را در این دانسته اند، که رشته هایی چون تری اتلن، بیسبال و … فدراسیون مستقل داشته باشد. ورزشی که هم فدراسیون سوارکاری دارد و هم فدراسیون چوگان! فدراسیون هایی که اگر در یکدیگر ادغام هم بشوند، هیچ اتفاقی نخواهد افتاد! ورزشی که فدراسیون ناشنوایان آن جدا فعالیت می کند و فدراسیون نابینایان و کم بینایان آن هم جدا! در شرایطی که می شود برای هر دو آنها یک فدراسیون مستقل تعریف کرد. البته به جز این موارد این ورزش فدراسیون هایی را هم دارد، که اصلا به لحاظ عملکردی مشخص نیست که فلسفه وجودی آنها چیست؟ و این همه بی خبری در آنها برآورده از کدام نوع تفکر است. فدراسیون هایی چون اسکواش، اسکی، اسکیت، تنیس، گلف و … که شاید اگر به یک غیر ورزشی اسامی آنها گفته شود، نمی دانند که اصلا وجود دارند یا نه! اما بهرحال اینگونه تشخیص داده شده است که باشند! ورزشی که هم فدراسیون روستای، عشایری و بازیهای بومی و محلی دارد و هم اینکه همه فدراسیون های ورزشی اش برای این قشر از جامعه، هیچ ممنوعیت خاصی قائل نشده اند و عملا ورزشکاران آن می توانند در تمامی رشته های ورزشی در فدراسیون های متفاوت حاضر باشند و مسائل و مشکلات دیگری که می طلبد، مسئولان ورزش کشور فکری به حال آنها کرده و به جای توزیع بودجه در بین این همه فدراسیون های ورزشی کارآمد و غیرکارآمد که بعضا، هیچ خروجی خاصی هم برای ورزش کشور ندارند، فدراسیون ها را کوچک سازی کرده تا دست مسئولان ورزش برای تقویت مالی بیشتر در رشته های مدال آور در میادین ورزشی باز باشد. اگر چه در برخی از فدراسیون های ورزشی دیگر که رشته های بسیاری هم در بدنه آنها تعریف شده است آن فدراسیون ها عملا در نقش یک فدراسیون نظارتی عمل کرده و رئیس آنها را تنها در روز پایانی مسابقات، یعنی روز گرفتن عکس های یادگاری می توان دید. روسای فدراسیون هایی که اصلا نمی دانند که مسابقاتی که آنها در روز آخر آن حاضر شده اند، چگونه و با تامین بودجه از چه منبع یا منابعی برگزار شده است و چه کس یا کسانی در خصوص اجرای آن نقش داشته اند و موارد دیگری که نشان از تمایل به آماده خوری مسئولان آن از رشته های زیر مجموعه دارد! فدراسیون هایی که عملکرد آنها بنوعی توهین به افراد منعهد و متخصصی است که از هیچ، همه چیز می سازند تا بهره برداری تبلیغاتی آن را دیگرانی ببرند که هیچ نقشی در آن رشته نداشته و ندارند. رشته هایی که مدیران آنها به لحاظ مدیریتی اگر بالاتر از رئیس آن فدراسیون نباشند، قطعا هم سطح آنها هستند. رشته هایی که حالا خوشبختانه برخی از مدیران رشته های زیر مجموعه آن، به این درجه از آگاهی قابل تقدیر رسیده اند، که کار را زمین گذاشته تا نشان داده باشند که دوران بیگاری کشیدن از آنها سالهاست که به پایان رسیده است و این یک عمل قابل تقدیر از سوی آن مدیران بوده و هست.