یا ورزش را تعطیل کنید، یا بودجهاش را واقعبینانه ببندید!
این یادداشت نه برای هیجانآفرینی نوشته شده و نه برای سیاهنمایی؛ روایتی است از واقعیتی که آرام آرام خود را به ورزش کشور تحمیل کرده است. واقعیتی که اگر جدی گرفته نشود، بهزودی باید درباره «چراییِ غیبت» تیمهای ملی در میادین بینالمللی توضیح داد، نه درباره «چگونگیِ مدالآوری» آنها. در شرایطی که نرخ ارز با شتابی محسوس پیش میرود و ارزش پول ملی هر روز اندکی عقبنشینی میکند، فدراسیونهای ورزشی با بودجههایی اداره میشوند که گویی هنوز در همان نقطه سالهای گذشته متوقف ماندهاند. هزینههای اعزام، اقامت، تغذیه، تجهیزات و ثبتنام در مسابقات آسیایی و جهانی، ماهیتی ارزی دارند، اما منابع ورزش همچنان ریالی و محدود باقی مانده است؛ ترکیبی که نتیجه آن از قبل قابل پیشبینی است. بودجه پیشنهادی دولت برای ورزش، اگر بدون اصلاح از مجلس عبور کند، عملاً دست فدراسیونها را در اجرای برنامههای بینالمللی میبندد. در چنین شرایطی، اعزام تیمهای ملی به مسابقات آسیایی، جهانی و بازیهای آسیایی، بیش از آنکه یک برنامه منظم باشد، به تصمیمی موردی و گاه اضطراری تبدیل خواهد شد.
مجلس شورای اسلامی میتواند با نگاهی دقیقتر، بخشی از اعتبارات نهادهایی را که تأثیر مستقیم و ملموسی بر زندگی عمومی ندارند، بازنگری کرده و آن را به ورزشی اختصاص دهد که سرمایه سلامت جامعه است. ورزش تنها محل رقابت و مدال نیست؛ ابزاری مؤثر برای پیشگیری از بیماریها، کاهش هزینههای درمان و تقویت نشاط اجتماعی به شمار میآید. با این سطح از بودجه، انتظار تداوم موفقیتها و مدالآوری در عرصه بینالمللی، بیش از آنکه یک مطالبه کارشناسی باشد، به خوشبینی شبیه است. مدال، محصول برنامهریزی، اردوهای مستمر و حضور فعال در رقابتهای تدارکاتی است؛ نه نتیجه امیدواری صرف.
پیام این یادداشت ساده و روشن است: یا باید ورزش را متناسب با واقعیتهای اقتصادی امروز دید و برای آن بودجهای واقعی تصویب کرد، یا باید سطح انتظارات را نیز به همان نسبت تعدیل نمود، چرا که ورزش با آرزو اداره نمیشود؛ بلکه با برنامه و بودجه واقعی پیش میرود.