مدیرکلی که عصبانیت به او نمی آید!
صادقانه بگوئیم که اصلا عصبانیت به به حبیب ستوده نژاد مدیر کل ورزش و جوانان تهران نمیآید!
صراحتا این واقعیت را بگوئیم که هیچگاه حبیب ستوده نژاد را تا این اندازه ناراحت و عصبانی ندیده بودیم! اما وقتی در جریان نشست امروز هماندیشی روسای هیات های ورزشی استان تهران، خزانه داران، بازرسان و …مواردی مطرح شد که شاید با واقعیات فاصله داشت او از کوره به در رفت و مطالبی را عنوان کرد که شاید خودش هم دوست نداشت که آن موارد آنجا مطرح شود.
ستوده نژاد در زمان هایی از کوره به در رفت و از همکارانش بدرستی گله کرد.
ستوده نژاد که شاید اصلا دلش نمی خواست به وقت توضیحات رجبی معاون مدیرکل بازرسی وزارت ورزش و جوانان به میان حرف های او وارد شود، اما برخی از سئوالات چنان ویرانگر بود که او را وادار کرد که
میکروفون را نزدیک خود کشیده و پاسخگوی عدم آگاهی همکارانش در برخی از موارد خاص باشد. تا جایی که اگر غریبه ای وارد نشست می شد فکر میکرد که پاسخگوی نشست امروز به جای رجبی، ستوده نژاد است. چرا که الحق و الانصاف صحبتهای او برای مخاطبان نشست بسیار ملموستر از صحبتهایی نماینده وزارت ورزش بود.
ستوده نژاد در شرایطی که چهرهاش برافروخته و در کلامش عصبانیت کاملا نمایان بود گفت: از کجا و چگونه بگویم؟ از رئیس هیاتی بگویم، که قبل از انتخابات مدعی بینیازی است و میگوید: ما هیچ کمکی از اداره کل نمیخواهیم بلکه به اداره کل کمک هم میکنیم و فیلم این ادعاها هم موجود است و چنانچه لازم باشد آن را پخش هم خواهیم کرد، اما وقتی رئیس می شود، درباره بودجه و … حرف میزند! آخر از کجا و چگونه بگوئیم. از رئیس هیات شهرستانی بگوییم که هم رئیس هیات است و هم خزانهدار سه رشته دیگر! از کجا و چگونه بگوئیم. از رئیس هیاتی بگوییم که دستگاه پوز را به نام همسرش گرفته تا پولها به حساب او واریز شوند! از کجا بگوئیم. از رئیس هیاتی که میآید و از اداره کل وسایل و امکانات میگیرد، اما همین که به محل هیات خود می رسد، مدعی خرید وسایل و امکانات میشود و برایش فاکتورسازی میکند! از کجا و چگونه بگوئیم. از رئیس هیات شهرستانی که درآمدش بیشتر از خود هیات است! از کجا و چگونه بگوئیم. از رئیس هیاتی که هیچ شناختی از رشته ای ندارد که ریاست آن را عهده دار شده است! از کجا و چگونه بگوئیم. از رئیس هیاتی که ….
مشخص بود که ستوده نژاد در این موارد حرف بسیار دارد، اما شاید حوصله برای بیان آنها کم!
مدیرکل ورزش و جوانان استاد تهران صادقانه این اعتراف را هم کرد که درست است که ما در تهران چیزی به کسی نمیدهیم، اما همه چیز را از آنها انتظار داریم، اما این دلیل نمیشود که شاهد بی قانونی باشیم! من از روزی که به تهران آمدم همواره پاسخگوی دستگاه های نظارتی هستم. بعد از آمدن من به اداره ورزش و جوانان تهران، خیلیها به جای تبریک به من گفتند: به باتلاق تهران خوش آمدید!
من روزی که به تهران آمدم، ۱۸ نفر نیرو، بدون آنکه در اداره کل حضور داشته و کاری را انجام دهند هم حقوق میگرفتند و هم رفاهیات دریافت میداشتند! آیا تحمل این مسئله زجرآور نیست؟
ستوده نژاد یکبار دیگر باز این موضوع را مطرح کرد که من میهمان شما هستم. اما همه ما امروز مدیون آدمهایی هستیم که از حداقلها هم در تهران محروم هستند! من وقتی قرار باشد فاکتور هزینه های ناهار میهمانان خودم را بدلیل برخی از محدودیت ها به هیاتها بدهم تا پرداخت کنند! به جای این کار از ناهار دادن به میهمانانم صرف نظر میکنم. ستوده نژاد در جای دیگری از صحبت هایش هم گفت: برگزاری مسابقات عالی است، چرا که در شرایط کنونی تنها کسانی که میتوانند نشاط را به جامعه برگردانند، شماها هستید. پس این امتیاز را از مردم سلب نکنید، اما در برگزاری مسابقات همه قوائد و قوانین را رعایت کنید.
ما در تهران هیاتی را داریم که هیچ بانک اطلاعاتی در خصوص مخاطبانش ندارد! رشته دیگری را داریم که اعضایش به همراه رئیس و دیگر مسئولانش به عدد ۲۰ هم نمی رسند. و من خجالت میکشم آن را به وزارتخانه بگویم.
حبیب ستوده نژاد حرفهای دیگری هم زد و حرف های دیگری هم بنابر مصلحت ورزش تهران نزد!اما باز هم بر سر حرف اول مان هستیم که عصبانیت اصلا به او نمی آید.