تیم ملی و ناامیدی مردم

فخر فروشی به مردم نتیجه اش بی تفاوتی است

در آستانه جام جهانی فوتبال مردم، کمترین واکنش را نسبت به تیم ملی دارند! ایا همه کشورها اینگونه اند ؟
تب سرد هم بر فوتبال ما حاکم نیست که اولین عامل ان عدم محبوبیت تیم ملی است. ‌
بدون شک ابن تبم سرمایه دارتربن تبم ملی تمام ادوار کشورمان است.
قراردادهای ضعیف ترین بازیکن تبم ملی برابر است با تمام قرارداد بازیکنان تیم ملی ۱۹۹۸ و یا سرمایه او برابر است با تمام بازیکنان متمول سال ۹۸ و حتی ۲۰۰۶ !
سرمایه سرمربی تبم ملی به انداره تمام بازیکنان و مربیان گذشته است.
نوعی تفاخر در رفتار و گفتار مربیان و بازیکنان نسبت به مردم دیده می شود و گفتار برخی بازیکنان با هواداران در لیگ باعث دلزدگی خانواده ها شده و بالا رفتن سن بازیکنان و عدم انجام یک باری درست و حسابی مردم را دلسرد کرده است.
دیشب در آرشیو شبکه خبر ویدیویی از مسابقه بیاد ماندنی پرسپولیس و الهلال در نیمه نهایی جام در جام آسیا( شهریورماه ۱۳۷۰ ) در ورزشگاه آزادی را دیدم، بخصوص از دقیقه ۷۰ به بعد که یکصد و ده هزار تماشاگر تخلیه شده در گرمای هوا که از ساعات اولیه صبح و بیشتر از ظهر روی سکوهای داغ سیمانی نومیدانه به زمان های کشنده بازی رسیده بودند و سکوت بر سکوها حاکم بود.
۵۰ نفری از سعودی ها زیر جایگاه خبرنگاران از دقایق ۷۰ شروع به تشویق الهلال کردند. این تشویق نابهنگام انگار کبریتی بود بر انبار باروت!
حایکاه استقلالی ها که سمت راست جایگاه خبرنگاران قرار دارد با تمام وجود ایران ایران را با تمام شور و حرارت سرداده بودند.
آن رورها سکوهای آبی و قرمز در بازیهای آسیایی یکدل و یکصدا می شدند و به فاصله چند ثانیه تمام وررشگاه همصدا با استقلالی ها سرپا و با تمام توان شروع کردند ایران …… ایران .. خون پرسپولیس درون زمین به جوش آمد. یک گل می توانست جمعیت را منفجر کند و پرسپولیس را در آن ماه شهریور ۱۳۷۰ به فینال حام در جام ببرد.
الهلال تیمی بسیار آماده و خطرناک می نمود هرچند پرسپولیس در بازی رفت در ریاض با میدان داری حمید درخشان که فوق العاده بود در آن روزها توانست نتیجه مساوی صفر صفر را بگیرد اما انگار الهلال قصد تسلیم شدن نداشت. به عنوان تماشاگر در سکوهای روبروی جایگاه نشسته بودم. ضرباهنگ بازی پرسپولیس از بی تفاوتی به تهاجمی تبدیل شد. ساق پای بازیکنان با آهنگ ایران، ایران استقلالی ها و پرسپولیسی ها هماهنگ و یکی شد و انگار این انرژی یکصد هزار نفری و دعای میلیون‌ها ایرانی تمام به رگ های غیرت ۱۱ سرخپوش تزریق و لحظه موعود یعنی دقیقه ۷۶ فرا رسید.
توپی به گوشه چپ محوطه جریمه الهلال ارسال شد، فرشاد پیوس گارد قیچی برگردان گرفت ولی توپ به روی پاش ننشست و روی هوا به گوشه راست محوطه ۱۸ جاییکه مرتضی کرمانی مقدم مثل کارتن فوتبالیست ها پای راستش را به حالت شوت بالا اورد و با تمام قدرت ناشی از انرژی سکوهای بی قرار و چکشی چنان شوتید که تور دروازه تا لحظاتی می لرزید، جمعیت هم با این شوت یالا پریدند و غریو شادی آنها انگار به همه ایران رسید. عجب گلی. عجب صحنه ای. عجب شوتی و عجب صحنه زیبا و بیاد ماندنی….
ورزشگاه آزادی را از اوایل دهه ۶۰ که مرور می کنم خاطرات تلخ و شیرین زیادی را بیاد می آورم بخصوص بازی های ملی و باشگاهی آسیا. آن سیل جمعیت یکصد هزار نفری ابهت آزادی را برای تمام رقبا حتی بزرگانی مثل ایرلند و استرالیا شکل دیگری نشان می داد. نمی دانم چه تفکری و چه نقشه های پشت شکستن این ابهت آزادی نهفته است که از همان روزهای نخست دهه ۶۰ نگران پر شدن ورزشگاه زیبای خاورمیانه بود، الان خیلی وقت است که سکوهای آزادی با تماشاگران بیگانه شده و انگار قهر کرده است. خیلی وقت است که دیگر خون هوادار به جوش نمی آید! خیلی وقت است که تماشاگر ما شادی واقعی را ندیده است ..
لحظه خداحافظی پپ گواردیولا انسان ترین شخصیت جهانی فوتبال را از منچستر سیتی دیدم. همه چیز زیبا بود. تماشاگر و مربی و بازیکن و سکوها و شعارهای و تشویق ها و صندلی ها و چمن ها و چراغ ها و رنگ آمیزی ها و کیفیت فوتبال ها که هر روز زیبا تر می شود در میان بدرقه بی نظیر گواردیولا که طی ۳ سال و اندی تمام افتخارات را برای من سیتی به ارمغان اورد و اشک های او در میان تدارک مراسمی درخور نام این مربی با شخصیت والا و انسانی بی نظیر همه و همه بیانگر این واقعیتی است که آنها مربی را اینگونه قدر می نهند و اینجا مربیانی داریم که شبانه اسباب آنها را از هتل بیرون می اندازند و ناچار است وانت بگیرد و تنها برود ترمینال یا فرودگاه! که مبادا هواداران و لیدرها دمار از روزگارش در نیاورند.
همانکه وقت آمدن برایش از فرودگاه تا ورزشگاه روی دست های هواداران بود و تازه از فردای آن روز جدایی، چنان مربی و باشگاه مقابل هم موضع می گیرند، گویی اینکه دشمن خونی هستند.
اینجا بازیکنی که هنوز گواهینامه نگرفته و دوتا شوت درست و حسابی هم بلد نیست که بزند در یک چرخه دلالی دو سه باشگاه بزرگ را دنبال خود می کشاند و پیراهن هرسه باشگاه را دلال اصلی با خودش حمل می کند تا بگوید من تعصب عمیق دارم. دست آخر که قیمتش از کلاغ به بلبل خوش الحان رسبد سر از باشگاه ثالث در می آورد.
همین رویه را بگیرید تا تیم ملی که الان آماده پرواز به مکزیک است.
آیا ابن تیم متشکل از شایسته ترین هاست؟! حضور برخی افراد در کنار تیم ملی و در هتل تیم ملی در ترکیه و رزرو هتل آنها در مکزیک و آمریکا با دستور مستقیم سرمربی حکایت از چه دارد؟ کدام جریان اجازه نداد احمد نورالهی یکی از بهترین ها و آماده ترین ها با بهانه های فیثاغورثی امیر قلعه نوبی از تیم ملی دور بماند ولی احسان حاج صفی که در جام جهانی گذشته دقایقی که به رمین آمد، بزرگترین هنرش پرتاپ اوت و زدن کرنرها بود تا مدام نامش توسط گوینده تلویزیون تکرار شود به تیم ملی اضافه شود؟
در همان دوحه قطر ۴ سال پیش خود بازیکنان و مربیان زمزمه برگزاری مراسم خداحافظی برای این بازیکن و تعدادی دیگر داشتند. چه اینکه بالای ۴۰ سال سن دارد و همینگونه است وضعیت جهانبخش، بیرانوند، حسین کنعانی و شحاع خلیل زاده ‌‌‌‌‌‌‌که شوربختانه اسکلت تیم ما در خط دفاع هم همین ها هستند.
شما حسبن کنعانی و شجاع خلیل زاده را در نظر بگیرید مقابل محمدصلاح و سایر مهاجمان تند و تیز خط حمله تیم های حریف که تا ابن دو مدافع مرکزی ما بخواهند بچرخند و کورس ببندند مهاجم رفته گلش را زده و توپ زیر بغلش بدو بدو وسط زمین آماده برای گل بعدی!.
این دو مدافع ایستا و کند و پر اشتباه در لیگ باشگاهی از جانب مدافعان کناری و هافبک های دفاعی حمایت می شوند و هرجا که اون ۴ بازیکن جلو و کناره‌ها کمک نکنند، می دانند که چه بلایی بر سرشان می آید. برای همین مثل ملکه لانه زنبورها فقط فرمان می‌دهند و تصور می کنند اینجا در تیم ملی هم اینجوری خواهد بود؟
این بود که کی روش در جام جهانی قطر شجاع را کلا بیرون گذاشت و قلعه نویی در آن مسابقه دراماتیک مقابل قطر که از شجاع استفاده کرد آنقدر قطری‌ها توپ پشت سر شجاع ریختند که ۱۵ دقیقه پایانی شجاع طبق معمول کم آورد و عصبانی شد و بعد هم اخراج!
یعنی درست زمانی که نیاز داشتیم ۱۱ نفره فشار روی قطری‌ها را مضاعف کنیم با شاهکار شجاع شکست ۳ بر ۲ را پذیرفتیم و خداحافظ جام ملتها و خدا حافظ رویای قهرمانی! و امروز این تیم ملی ۴ سال پیرتر شده است و نباید انتظار شق القمر از آن داشت.
فراموش نکنیم که قلعه نویی بعد جام ملتهای قطر وعده خانه تکانی و جوانگرایی داد امروز همه وعده جوانگرایی می دهند، اما به گونه دیگری عمل می کنند. حالا خط دفاعی ما با این ترکیب (کنعانی و خلیل زاده ) روی هم رفته ۸۰ سال سن دارد که با این حساب می توانستیم بجای ۲ مدافع با ۴ مدافع ۲۰ ساله کار کنیم که در برابر مهاجمان حریف سد محکمی بسازند. داشته باشید تا شاهکار این دو را در جام جهانی به نظاره بنشینیم.

https://vvarzesh.ir/?p=18022
  • اخباراستان هاتورنمنت هاجام جهانی ۲۰۲۶رسانه هافوتبالفوتبال آسیا و جهانفوتبال ایران
    نبرد تیم های همسان

دیدگاه خود را بنویسید