ضرورت یا موازیکاری؟
در روزهایی که ورزش کشور با چالشهای متعددی در حوزه قهرمانی، زیرساختی و مدیریتی مواجه است، امضای تفاهمنامه میان کمیته ملی المپیک و سازمان نظام پزشکی این پرسش را در ذهن بسیاری از کارشناسان ایجاد کرده است که هدف اصلی این همکاری چیست و چه نیازی را برطرف میکند که تاکنون توسط نهادهای تخصصی ورزش انجام نمیشده است؟
سالهاست که فدراسیون پزشکی ورزشی به عنوان مرجع تخصصی سلامت ورزشکاران در کشور فعالیت میکند. این فدراسیون دارای شبکه گستردهای از پزشکان، متخصصان طب ورزشی، فیزیوتراپیستها و کارشناسان توانبخشی است و مسئولیت بخش مهمی از امور درمانی، پیشگیری از آسیبها، معاینات پزشکی و مراقبت از ورزشکاران را بر عهده دارد. بسیاری از پزشکان برجسته کشور نیز در ساختار ورزش فعالیت داشته و دارند. در چنین شرایطی این سؤال مطرح میشود که نقش سازمان نظام پزشکی در این تفاهمنامه چیست؟ آیا قرار است خدماتی ارائه شود که تاکنون در ساختار ورزش کشور وجود نداشته است؟ آیا ظرفیتهای فدراسیون پزشکی ورزشی ناکافی بوده است؟ یا اینکه با پدیدهای به نام موازیکاری اداری روبهرو هستیم؟
تجربه نشان داده است که برخی تفاهمنامهها در کشور بیش از آنکه به حل مسائل واقعی منجر شوند، جنبه تشریفاتی و تبلیغاتی پیدا میکنند. عکس یادگاری، امضای اسناد و انتشار اخبار، جایگزین برنامههای عملیاتی میشود و در نهایت خروجی ملموسی برای جامعه هدف مشاهده نمیشود. از همین رو انتظار میرود مسئولان کمیته ملی المپیک به صورت شفاف اعلام کنند که این تفاهمنامه چه اهداف مشخص، چه تعهدات اجرایی و چه نتایج قابل سنجشی برای ورزشکاران کشور به همراه خواهد داشت.
موضوع مهم دیگر، جلوگیری از تداخل وظایف میان نهادهاست. ورزش کشور بیش از هر زمان دیگری به چابکی مدیریتی و استفاده بهینه از منابع نیاز دارد. ایجاد ساختارهای موازی یا سپردن مأموریتهای مشابه به چند نهاد مختلف نه تنها موجب افزایش بهرهوری نمیشود، بلکه میتواند باعث سردرگمی در مسئولیتها و اتلاف منابع شود.
امروز مطالبه اصلی جامعه ورزش، شفافیت است. اگر این تفاهمنامه دارای دستاوردهای علمی، درمانی یا حمایتی جدیدی است، باید به طور دقیق برای افکار عمومی تشریح شود. اما اگر قرار است وظایفی را دنبال کند که سالهاست در حوزه اختیارات و مأموریتهای فدراسیون پزشکی ورزشی قرار دارد، این پرسش همچنان باقی خواهد ماند که دلیل واقعی انعقاد چنین تفاهمنامهای چیست و چه ضرورتی پشت آن قرار دارد؟
شفافسازی در این زمینه نه تنها از بروز ابهامات جلوگیری میکند، بلکه اعتماد جامعه ورزش را نیز نسبت به تصمیمات مدیریتی افزایش خواهد داد. نقد کارشناسی نیز دقیقاً از همین نقطه آغاز میشود؛ از حق پرسیدن اینکه هر تصمیم جدید چه ارزش افزودهای برای ورزش کشور ایجاد میکند و چه مشکلی را حل خواهد کرد.