ورزش ایران

وقتی تخصص قربانی تظاهر می‌شود!

سال‌هاست یک سؤال ذهن بسیاری از اهالی واقعی ورزش را مشغول کرده است؛ چرا در مدیریت ورزش کشور، تخصص و تجربه جای خود را به روابط، تظاهر و ظاهرسازی داده است؟

چگونه افرادی که نه سابقه قهرمانی دارند، نه دانش مدیریت ورزشی و نه شناختی از مشکلات ورزشکاران، بر صندلی‌های تصمیم‌گیری تکیه می‌زنند و برای آینده ورزش کشور نسخه می‌پیچند؛ اما نیروهایی که بیش از سی سال از عمر خود را در ادارات ورزش، فدراسیون‌ها و عرصه قهرمانی صرف کرده‌اند، امروز بلاتکلیف و خانه‌نشین هستند؟
آیا معیار انتخاب مدیران، تخصص، پاکدستی و کارآمدی است یا تملق، چاپلوسی، پارتی‌بازی، روابط ناسالم و ایجاد حلقه‌ای از افراد مطیع؟ آیا برای پیشرفت باید ادب را کنار گذاشت، به بزرگان ورزش بی‌احترامی کرد و با هیاهو و قدرت‌نمایی به جایگاه رسید؟
ورزش ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به مدیران متخصص، شجاع و دلسوز نیاز دارد، نه افرادی که تنها هنرشان نمایش ظاهری دینداری و اخلاص است. دینداری واقعی هرگز با ظاهر، لباس یا نشانه‌های نمایشی سنجیده نمی‌شود. تاریخ انقلاب اسلامی نیز گواه این حقیقت است؛ امام خمینی(ره)، شهیدان بزرگ انقلاب و عالمان وارسته‌ای همچون آیت‌الله بهجت، معنویت را با عمل، اخلاق، عدالت و خدمت معنا کردند، نه با نمایش.
اخلاص یعنی پاسخگویی، پاکدستی، عدالت و خدمت به مردم؛ نه تشکیل حلقه‌های قدرت، حذف نیروهای متخصص و نادیده گرفتن شایسته‌سالاری.
متأسفانه امروز ظاهرسازی، پارتی‌بازی و روابط ناسالم سیاسی در بخش‌هایی از ورزش کشور بیداد می‌کند. این پرسش جدی مطرح است که چرا به جای استفاده از نیروهای متخصص و باتجربه ورزشی، افرادی از دستگاه‌ها و نهادهای دیگر مانند شهرداری‌ها، وزارتخانه‌های غیرورزشی و سایر سازمان‌ها به عنوان مدیر ورزشی منصوب می‌شوند؟ افرادی که در بسیاری از موارد نه سابقه‌ای در ورزش دارند، نه شناختی از مسائل این حوزه و نه ارتباطی با جامعه ورزش.
ورزش، حوزه‌ای تخصصی است و مدیریت آن نیز باید به اهل ورزش سپرده شود. وقتی مسئولیت‌ها به افراد فاقد تجربه ورزشی واگذار می‌شود، طبیعی است که دغدغه اصلی آنان توسعه ورزش، حل مشکلات ورزشکاران و حمایت از جوانان نباشد. آنچه بیش از هر چیز به چشم می‌آید، حضور در جلسات، سفرهای داخلی و خارجی، مأموریت‌ها و اعزام‌هایی است که گاه بیش از منافع ورزش، منافع شخصی و اداری را تأمین می‌کند.
امروز بسیاری از مدیرانی که با شعار ارزش‌ها بر مسند نشسته‌اند، کارنامه‌ای پر از حاشیه، ناکارآمدی و پرونده‌های قابل تأمل از خود بر جای گذاشته‌اند. نتیجه این مدیریت را می‌توان در افت ورزش قهرمانی، نارضایتی پیشکسوتان، سرخوردگی کارکنان باسابقه و مهاجرت نخبگان ورزشی مشاهده کرد.
خطاب این سخن به وزیر ورزش و مسئولان ارشد ورزش کشور است؛ هنوز فرصت اصلاح وجود دارد. اجازه ندهید ورزش ایران بیش از این قربانی رفاقت، سهم‌خواهی، ظاهرسازی، پارتی‌بازی، روابط ناسالم سیاسی و بی‌توجهی به تخصص شود.
نجات ورزش کشور تنها با شایسته‌سالاری، شفافیت، پاسخگویی و سپردن مسئولیت‌ها به افراد متخصص، پاکدست و دلسوز امکان‌پذیر است. اگر این مسیر اصلاح نشود، بزرگ‌ترین آسیب را نه مدیران، بلکه نسل آینده ورزش ایران خواهد دید.

https://vvarzesh.ir/?p=19055

دیدگاه خود را بنویسید