اخلاق “قربانی شهرت و پرخاشگری در ورزش!

در دهه‌های ۴۰، ۵۰ و ۶۰، نام ورزشکاران با غرور ملی، جوانمردی، صداقت، پایمردی، رشادت، فروتنی، تواضع و مهربانی عجین بود. ورزشکاران آن روزگار، پیش از آنکه به فکر شهرت و ثروت باشند، دغدغه حفظ اعتبار، نام و آبروی ورزش و کشورشان را داشتند. جامعه ورزشی، به‌ویژه باشگاه‌ها و زورخانه‌ها، مدرسه اخلاق، انسان‌سازی و تربیت نسل جوان بودند. پیشکسوتان نه‌تنها فنون ورزشی، بلکه ادب، احترام، گذشت و مسئولیت‌پذیری را نیز به شاگردان خود می‌آموختند.
در آن دوران، رابطه میان مردم و ورزشکاران بر پایه اعتماد، محبت و احترام متقابل استوار بود. مردم، قهرمانان خود را نه فقط به دلیل مدال و جام، بلکه به خاطر منش، اخلاق و رفتارشان دوست داشتند. ورزشکار نیز خود را متعلق به مردم می‌دانست و از هر رفتاری که به جایگاه اجتماعی او آسیب بزند، پرهیز می‌کرد. اما چه شد که این فضای ارزشمند به تدریج رنگ باخت؟ چه کسانی ورزش را از مسیر اصلی خود خارج کردند و آن را به عرصه قدرت، سیاست، منافع اقتصادی و رقابت‌های ناسالم کشاندند؟ چگونه پول، شهرت و منفعت‌طلبی جای اخلاق، معرفت و مرام پهلوانی را گرفت؟
امروز با کمال تأسف شاهد آن هستیم که برخی از چهره‌های ورزشی، به محض رسیدن به شهرت و ثروت، از ظرفیت اخلاقی و اجتماعی خود فاصله می‌گیرند. گویی شهرت، به جای آنکه مسئولیت آنان را سنگین‌تر کند، زمینه خودبرتربینی، تندخویی و بی‌پروایی در گفتار و رفتار را فراهم کرده است. هرچه شهرت بیشتر می‌شود، گاه ادبیات نیز خشن‌تر، رفتارها ناهنجارتر و فاصله با مردم بیشتر می‌شود. تلخ‌تر آنکه این روزها برخی از چهره‌های شناخته‌شده فوتبال کشور، به جای ترویج فرهنگ گفت‌وگو، اخلاق و همدلی، با ادبیاتی آکنده از توهین، تحقیر و بی‌احترامی به یکدیگر می‌تازند. اختلاف نظر، امری طبیعی است، اما سقوط اخلاق و شکستن حرمت‌ها، هیچ توجیهی ندارد. این رفتارها نه تنها شأن ورزش را زیر سؤال می‌برد، بلکه الگوی نامناسبی برای میلیون‌ها نوجوان و جوانی است که این افراد را سرمشق خود قرار داده‌اند.
ورزشکاران باید بدانند که شهرت، امتیاز نیست؛ مسئولیت است. کسی که به عنوان یک چهره ملی شناخته می‌شود، دیگر تنها متعلق به خود نیست، بلکه بخشی از سرمایه اجتماعی و فرهنگی کشور محسوب می‌شود. از چنین افرادی انتظار می‌رود در میدان اخلاق نیز قهرمان باشند، نه اینکه با رفتارهای احساسی و ادبیات نامناسب، سرمایه اعتماد مردم را خدشه‌دار کنند. در کنار مسئولیت ورزشکاران، مدیران ورزشی، باشگاه‌ها، فدراسیون‌ها، رسانه‌ها و حتی نهادهای فرهنگی نیز سهم بزرگی در این وضعیت دارند. سال‌هاست که به جای تقویت فرهنگ پهلوانی، اخلاق حرفه‌ای و مسئولیت اجتماعی، بیشتر به نتیجه، درآمد، حاشیه و جنجال بها داده شده است. طبیعی است که محصول چنین نگاهی، نسلی باشد که شهرت را بر شخصیت و منفعت را بر اخلاق ترجیح دهد.
جامعه امروز بیش از هر زمان دیگری به قهرمانان بااخلاق نیاز دارد، نه صرفاً قهرمانان مدال‌آور. مردم از ورزشکاران انتظار دارند همان‌گونه که برای پیروزی در میدان مسابقه تلاش می‌کنند، برای حفظ حرمت، اخلاق و وحدت جامعه نیز پیشگام باشند.
اکنون زمان آن رسیده است که همه از خود بپرسیم؛ چه کسانی ورزش را از مسیر اصیل خود دور کردند؟ چه دست‌هایی اخلاق را از ورزش گرفت و سیاست، پول و منافع شخصی را جایگزین مرام پهلوانی ساخت؟ پاسخ صادقانه به این پرسش، می‌تواند نخستین گام برای بازگرداندن اعتبار، اخلاق و اصالت به جامعه ورزش باشد؛ زیرا اگر اخلاق از ورزش گرفته شود، آنچه باقی می‌ماند، تنها رقابتی پرهیاهو و بی‌روح است که نه افتخار می‌آفریند و نه الگویی شایسته برای نسل آینده.

https://vvarzesh.ir/?p=19073

دیدگاه خود را بنویسید