نقدی بر عملکرد جیووانی اینفانتینو

توسعه فوتبال یا توسعه قدرت؟

جام جهانی ۲۰۲۶ بر خلاف میل قلبی ترامپ و اینفانتینو با قهرمانی اسپانیا به پایان رسید. این اتفاق آرزوی رییس جمهور امریکا که اهدای جام به لیونل مسی در شب فینال بود را بر باد داد. آرزویی که با خوش خدمتی رییس فیفا، فاصله ای تا تحقق نداشت اما نمایش بسیار ضعیف آرژانتین در بازی پایانی، دو آتشه ترین طرفداران این تیم را نیز مجاب به قبول برتری بی چون چرای اسپانیا کرد.

با پایان یافتن جام جهانی فرصتی دست داده تا به نقد از عملکرد جیووانی اینفانتینو رییس فیفا بپردازیم. این مهم را البته باید در نظر گرفت که قضاوت درباره مدیران همیشه دشوارتر از قضاوت درباره بازیکنان است. گل‌ها، جام‌ها و نتایج روی تابلو ثبت می‌شوند، اما تأثیر مدیران گاهی سال‌ها بعد مشخص می‌شود.

جیانی اینفانتینو زمانی به ریاست فیفا رسید که فوتبال جهان هنوز زیر سایه رسوایی‌های فساد سال‌های قبل قرار داشت. او با شعار شفافیت، اصلاحات و جهانی‌تر کردن فوتبال آمد. امروز، یک دهه بعد، موافقان و مخالفان او بیش از هر زمان دیگری در برابر یکدیگر قرار گرفته‌اند.

حامیان اینفانتینو می‌گویند او فوتبال را از انحصار قدرت‌های سنتی خارج کرد. افزایش تعداد تیم‌های جام جهانی به ۴۸ تیم، فرصت حضور کشورهایی را فراهم ساخت که شاید هرگز شانس حضور در بزرگ‌ترین ویترین فوتبال جهان را نداشتند. حضور تیم‌هایی مانند کیپ‌ورد، اردن و ازبکستان برای بسیاری، نماد همین نگاه جدید است.

اما منتقدان روایت دیگری دارند.

آن‌ها می‌گویند فوتبال در دوران اینفانتینو بیش از آنکه بزرگ‌تر شود، تجاری‌تر شده است. افزایش مسابقات، گسترش تورنمنت‌ها، درآمدهای بی‌سابقه و نزدیکی روزافزون فیفا به مراکز قدرت سیاسی، باعث شده است تا  بسیاری بپرسند که آیا فوتبال هنوز برای فوتبال اداره می‌شود یا برای منافع اقتصادی و سیاسی؟

انتقاد دیگری که بارها مطرح شده، تمرکز قدرت در ساختار فیفا است. برخی مدیران و ناظران فوتبال معتقدند که در سال‌های اخیر تصمیم‌گیری‌ها بیش از حد به شخص رئیس فیفا وابسته شده و فضای مخالفت و نقد درون سازمانی کاهش یافته است.

اما شاید مهم‌ترین سؤال درباره دوران اینفانتینو، سؤال دیگری باشد:

آیا موفقیت فوتبال را باید با تعداد تیم‌ها، تعداد مسابقات و حجم درآمد سنجید، یا با کیفیت رقابت‌ها و استقلال این ورزش؟

این پرسشی است که هنوز پاسخ قطعی ندارد.

شاید تاریخ، سال‌ها بعد درباره اینفانتینو قضاوت کند؛ مردی که یا به عنوان مدیری شایسته شناخته خواهد شد که فوتبال را واقعاً جهانی‌تر کرد، یا به عنوان رئیس فیفایی که مرز میان فوتبال، سیاست و تجارت را بیش از هر زمان دیگری کمرنگ ساخت. دل و قلوه دادن های بیش از حد او و دونالد ترامپ طی سال‌های اخیر از جمله اهدای نشان صلح توسط او به رییس جمهور آمریکا در حالی که این کشور آغازگر جنگی تحمیلی علیه ایران بود از یک سو و تعارف دبیر کلی سازمان ملل از سوی ترامپ به رییس فیفا در صورت عدم موفقیت در انتخاب دوباره در راس هرم فیفا نشان از وابستگی وافر نفر اول فوتبال دنیا به مراکز قدرت و سیاست دارد. این وابستگی تا جایی پیش رفته که قوانین نیز به دستور صاحبان قدرت تغییر کرده و در انفاقی بی سابقه کارت قرمز بازیکن آمریکا در جریان جام جهانی تعلیق شد!!!

دو گانگی در برخی تصمیمات داوری بویژه در بازی های آرژانتین نگرانی هایی را در مورد نقش آفرینی سیاست و دخیل بودن علاقمندی برخی سیاست مداران به تعیین نتایج بوجود آورده بود. اما دغدغه اصلی منتقدان اینفانتینو بعد از پایان جام این است که آیا فوتبال همچنان توسط فوتبال اداره می‌شود، یا بیش از هر زمان دیگری زیر سایه سیاست، قدرت و اقتصاد قرار گرفته است.

https://vvarzesh.ir/?p=19355

دیدگاه خود را بنویسید