آن همه ادعای پشتوانه سازی در والیبال نشسته چه شد؟

بازیکن سالاری و مربی سالاری با اصول والیبال منافات دارد!

ماجرایی که اخیرا در متن و حاشیه والیبال نشسته ایران پیش آمده بود ما را به یاد ضرب المثلی می اندازد که بنده خدایی اسم پسرش را گذاشته بود رستم و دیگر می ترسید او را صدا بزنذ! از روابط حسنه علیپوریان و هادی رضایی در سال‌های ماضی همه با خبرند ولی مردی که از ده سال پیش حرف از جوانگرایی می زد تازه وقتی دستش در پوست گردو قرار گرفته است و با قهر اقا داوود مواجه شده، تاره به فکر ساختن پاسوری جوان افتاده که نامش میثم حاجی بابایی است.
سالها صبر باید تا سنگ لعل شود راستی آن همه ادعا و شعار پشتوانه سازی چه شده است؟ چرا باید یک بازیکن 40 ساله علیه سر مربی تیم جبهه بگیرد و چرا وزارت ورزش و کمیته ملی المپیک نسبت به اتفاقات پیش آمده دیر هنگام و تا حدودی مسبوق به سابقه باشند؟
سالها در باره والیبال نشسته نوشته ایم و با این رشته غریبه هم نیستیم. این ورزش علیرغم ویترین خوبی که دارد، دچار مشکلاتی از درون هم هست که الان وقت کالبد شکافی آن نبست. اما بازیکن سالاری و حتی مربی سالاری با اصول والیبال که ورزشی مبتنی بر دمو کراسی و معاضدت جمعی است منافات دارد! ببینید ولاسکو چه می کند و ما چه کرده ایم!

https://vvarzesh.ir/?p=19556

دیدگاه خود را بنویسید