لحظاتی خاطره آمیز با هدایت ا..بهیهانی ،پیشکسوت رسانه

در روز خبرنگار جای برخی از همکاران و‌ موسپید کرده های ورزشی نویس در تالار ایوان شمس خالی بود. برخی که شرایط روبراه تری داشتند،با عصا و‌ واکر و‌با زحمت و‌مشقت فراوان خود را به این دورهمی های سالانه رسانده بودند. اما طیفی از همکاران در منزل و‌در تخت بیماری آرمیده بودند. چشمشان به در بود و‌ برای دیدن دوستان قدیم و‌ندیم ثانیه شماری می کردند.
سید هدایت ا…بهبهانی بعد از آن عارضه سخت بیماری در سال گذشته و‌مراقبت سایه به سایه همسر و فرزندان و اعضا خانواده اش،در چند مرحله با عوارض دیگری درگیر بود و‌ بارها به بیمارستان منتقل و جراحی شد و …
روز گذشته برای ملاقات با این همکار پیشکسوت و از طریق خانم مشکی باف دبیر اجرایی انجمن ورزشی نویسان تماس اولیه برقرار و بفوریت مقدمات عیادت از وی در منزل فراهم شد.
سیروس جعفری و حجت اله جیرودی،در زمره نفرات اولی بودند که اعلام آمادگی کردند.

حمید رضا گرشاسبی مدیرعامل و علی نادری مشاور باشگاه فولاد خوزستان هم که از برنامه عیادت اطلاع پیدا کرده بودند با هماهنگی سیروس جعفری مشتاقانه در این محفل دوستانه حضور یافتند. هم زمان بهنام ابوالقاسمپور مدیرعامل باشگاه استقلال خوزستان هم با تماس تلفنی جویای احوال این پیشکسوت رسانه و‌ ورزش کشور شد.
بحمدا..شرایط جسمی و روحی آقای بهبهانی را بهتر از دیدار قبلی دیدیم و این موضوع از مراقبت موثر همسر و فرزندان حکایت داشت.
هدایت از خاطرات گذشته در عرصه ورزش و رسانه و فعالیت در مجله دنیای ورزش در دهه پنجاه و تلاش هایش در روزنامه هدف و کار فیلمبرداری و تهیه برنامه های مستند ورزشی گفت و با شیفتگی و عشق وافری، خاطرات گذشته را مرور می کرد.
همسر آقای بهبهانی که از نگاه روحیه خوب و‌چهره خندان آقا هدایت به وجد آمده بود، از عشق زاید الوصف همسرش به ورزش و‌فوتبال گفت و ادامه داد. در اوایل ازدواج و در روز پاتختی در اصفهان آقا هدایت به یک باره ناپدید شد. همه سراغ داماد را می گرفتند.ایشان آن روز دور از چشم من به ورزشگاه تختی رفته بود تا بازی فوتبال را تماشا کند و…
آقای گرشاسبی با خنده و‌تبسم خاصی رو به خانم بهبهانی کرد و‌ گفت: این عشق و اشتیاق ذاتی به ورزش در جسم و روح ورزشکاران و‌ ورزشی نویسان آن دهه نهفته بود.‌ من هم در شب عروسی ام به سالن کشتی در شهر درود رفتم.‌ آن زمان در وزن ۶۲ کیلو‌ کشتی می گرفتم فینال را باختم و‌ دوم ‌شدم. با لباس گرمکن وارد عروسی شدم. پدرم با غرولند و‌پرخاش با من برخورد کرد و تا سه ماه با من حرف نمی زد.
مرور این خاطرات و یاد آوری اسامی نویسندگان و‌عکاسان قدیمی دردهه های گذشته در نشریات کیهان ورزشی و‌دنیای ورزش از سوی بهبهانی، نشان از ذهن باز و ‌هوش سرشار این همکار قدیمی داشت،اینکه بیماری‌ طولانی و‌ ضعف جسمانی و جراحی های متعدد، بر هوشیاری او‌ اثر وضعی و‌ منفی نداشته است.
در ادامه این دورهمی زیبا و‌خاطره آمیز و‌ به پاس خدمات ارزشمند این همکار پیشکسوت، لوح یادبود و هدیه روز خبرنگار از سوی استاد‌ جیرودی تقدیم ایشان شد و…
برای سلامتی کامل هدایت ا… دوست داشتنی و بازگشت او به میادین ورزشی دعا می کنیم و بهترین ها را برای او و خانواده اش آرزو می کنیم.

https://vvarzesh.ir/?p=19731

دیدگاه خود را بنویسید