حرکات امید بخش در فدراسیون کارگری
فدراسیون ورزش کارگری پس از مدتی کشوقوس، سرانجام با تعیین سرپرست جدید از سوی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، وارد مرحله تازهای شده است.
سیدمحسن دلبری نزدیک به دو ماه است که سرپرستی فدراسیون را بر عهده گرفته و با توجه به چند سال حضورش بهعنوان عضو هیئترئیسه فدراسیون، میتوان گفت از جنس همین خانواده است.
آشنایی دلبری با مسائل کار و کارگری، ورزش کارگری و نیازها و خواستههای جامعه کار و تلاش، باعث شده از همان روزهای نخست با شناخت نقاط ضعف و قوت موجود، وارد بطن کار شود. ساماندهی امور اجرایی، استفاده از نیروهای جوان و تازهنفس و جایگزینی برخی نیروهایی که بازنشسته شده یا به دلایلی از مجموعه جدا شده بودند، از جمله اقداماتی است که در این مدت انجام شده و به نظر میرسد فدراسیون از نظم و نظام مناسبتری برخوردار شده است.
دلبری در کنار ساماندهی امور جاری، فدراسیون را برای برگزاری مجمع انتخاباتی نیز آماده میکند؛ اما نکته قابل توجه این است که در این مدت، نگاه او صرفاً به موقتی بودن مسئولیتش نبوده و تمام وقت خود را در اختیار فدراسیون گذاشته است. به اعتقاد ما، مسئولانی که در حوزه کار و کارگری قرار میگیرند، باید شبانهروز خود را وقف این جامعه پویا و پرتلاش کنند تا ورزش و نشاط به جایگاه واقعی خود بازگردد.
فدراسیون ورزش کارگری چند مأموریت مهم دارد، اما یکی از مهمترین آنها ایجاد شور و نشاط در جامعه کار و تلاش است؛ نه فقط برای کارگران، بلکه برای خانوادههای آنان و همچنین بازنشستگانی که سرمایههای ارزشمند این جامعه هستند و باید بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرند.
در این میان، تفاوتی که در رویکرد جدید به چشم میآید، توجه کمتر به موضوع سفرها و تمرکز بیشتر بر توسعه ورزش در سطح محلات است؛ رویکردی که شعار وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی و عسکری، معاون فرهنگی و اجتماعی وزارتخانه نیز محسوب میشود.
«نبض محله» یکی از طرحهایی است که در این مسیر آغاز شده و میتواند در صورت استمرار، به طرحی ماندگار و پایدار تبدیل شود. اما در کنار ورزش محلهمحور، یک پیشنهاد جدی هم داریم: ورزش کارگری باید از دل کارخانهها آغاز شود.
ورزش را باید از کنار دستگاه برش، خطوط تولید و سالنهای بستهبندی شروع کرد؛ جایی که کارگر ساعتها مشغول فعالیت است. لازم نیست همیشه ورزش کارگری را با سالنهای بزرگ و امکانات پرهزینه تعریف کنیم. میتوان وسایل و فعالیتهای ساده ورزشی را در محل کار مستقر کرد؛ از دارت و طنابکشی گرفته تا تنیس روی میز و دیگر فعالیتهای ساده و کمهزینه.
تصور کنید کارگری که هر روز از کنار سالن تولید یا محل استراحت عبور میکند، چشمش به یک وسیله ورزشی بیفتد و بتواند در زمان کوتاهی از آن استفاده کند. این یعنی ورزش را به بطن زندگی کارگر بردهایم، نه اینکه از او بخواهیم برای ورزش، مسیر جداگانهای را طی کند.
پیشنهاد دیگر، احیای جشنواره فرهنگی ـ ورزشی خانوادگی کارگران است؛ جشنوارهای که تا سال ۱۳۹۸ سه دوره آن برگزار شد و با وجود حضور تنها سه خانواده از هر استان، بازتاب تبلیغاتی و اجتماعی بسیار خوبی داشت و تصویر آن به استانها، شهرستانها و بخشهای مختلف کشور منتقل میشد. این جشنوارهها ترکیبی از بازیهای فکری، تفریحی و ورزشی بود و میتوانست میان اعضای خانوادههای کارگران شور و نشاط ایجاد کند. احیای دوباره چنین برنامهای میتواند گام مؤثری در همگانی شدن ورزش در میان خانوادههای کارگری باشد. از سوی دیگر، ورزش کارگری باید ورزش همگانی را نیز جدیتر بگیرد. توسعه ورزش همگانی، بدون تردید میتواند نقش مهمی در سلامت جسم و روح جامعه کار و تلاش داشته باشد و هزینههای اجتماعی و درمانی را نیز کاهش دهد.