کاروان ایران؛ کاروانی برای ورزشکاران یا برای مدیران؟
وقتی از «کاروان ورزشی ایران» سخن میگوئیم، باید نخست به یاد ورزشکارانی باشیم که سالها برای رسیدن به یک میدان بینالمللی تلاش کردهاند؛ مربیانی که دانش و تجربه خود را در اختیار آنان گذاشتهاند و کادر تخصصیای که حضورشان برای موفقیت تیمها ضروری است.
کاروان ایران باید متعلق به ورزشکاران، مربیان و کادر تخصصی باشد؛ نه محلی برای سفرهای تشریفاتی، پاداش مدیریتی یا اعزام افراد غیرضروری. در شرایط اقتصادی امروز کشور، یک سؤال ساده اما جدی مطرح است:
هر فردی که با هزینه ورزش ایران اعزام میشود، دقیقاً چه مأموریتی دارد و چه خدمتی به کاروان ارائه میکند؟
این پرسش شامل مدیران، همراهان، اعضای کادر سرپرستی و حتی اعضای هیئت اجرایی کمیته ملی المپیک هم میشود.
هیئت اجرایی؛ عضویت، مجوز سفر نیست
عضویت در هیئت اجرایی کمیته ملی المپیک، به تنهایی نمیتواند مجوز حضور در هر کاروان ورزشی باشد.
اگر حضور عضوی از هیئت اجرایی ضروری است، مأموریت و خروجی آن باید روشن باشد. مردم حق دارند بدانند که چه کسی و با چه عنوانی اعزام شده، چه وظیفهای دارد و هزینه حضور او چقدر است.
همین سؤال درباره افرادی از وزارت نفت، آموزش و پرورش، بازنشستگان و افراد صاحبنفوذ نیز مطرح است که گاهی احتمال حضورشان در دقیقه نود در کاروان مطرح میشود.
اگر تخصص و مأموریت مشخصی دارند، اعلام شود؛ اما صرف ارتباطات مدیریتی و اداری نباید بلیت ورود به کاروان ورزش کشور باشد. در باره برخی مدیران و بازنشستگان صاحبنفوذ نیز یک پرسش ساده وجود دارد: آقایان در دوران مسئولیت خود چه دستاورد ماندگاری برای ورزش کشور به جا گذاشته اند که امروز حضورشان در کاروان ضروری و قرار است این بار چه گلی بر سر ورزش کشور بزنند؟
نظارت؛ مأموریت واقعی یا سفر؟
حضور نمایندگان مجلس، دیوان محاسبات یا سازمان بازرسی در سفرهای ورزشی نیز نیازمند توضیح است. اگر مأموریت نظارتی دارند، مبنای قانونی و ضرورت حضورشان در محل مسابقات چیست؟ آیا نمیتوان بخش قابل توجهی از این نظارت را با روشهای قانونی و کمهزینهتر انجام داد؟ این پرسش، اتهام نیست؛ مطالبهای برای پاسخگویی درباره هزینه منابع عمومی است.
از ریاض تا ژاپن؛ پرسش همچنان باقی است
در بازیهای کشورهای اسلامی ریاض، درباره عملکرد برخی از اعضای کاروان و حواشی ایجادشده مطالب و شایعاتی در فضای عمومی مطرح شد.
بدون آنکه هیچ یک از آن موارد را تخلف قطعی بدانیم، سؤال این است:
آیا بررسی رسمی انجام شد؟ نتیجه چه بود؟ اگر بررسی شده، چرا نتیجه آن برای افکار عمومی روشن نشده است؟ و اگر قرار است همان افراد و همان رویهها دوباره تکرار شود، حاصل آن بررسی چه بوده است؟ اگر نظارت انجام شده، گزارش آن باید وجود داشته باشد؛ و اگر وجود ندارد، فلسفه نظارت چیست؟
یک ماه اقامت؛ برای چه مأموریتی؟
اعزام زودهنگام برخی افراد تحت عنوان کادر سرپرستی نیز نیازمند شفافسازی است.
اگر فردی حدود یک ماه پیش از آغاز مسابقات در ژاپن مستقر شده، باید مشخص شود در این مدت دقیقاً چه مأموریتی داشته و هزینه این اقامت چقدر بوده است. در شرایطی که منابع ورزش کشور محدود است، هر روز اقامت باید پشتوانه یک مأموریت واقعی داشته باشد. همچنین باید روشن شود که افزایش تعداد همراهان، چه میزان هزینه برای خودرو، اقامت و سایر امکانات پشتیبانی ایجاد میکند؛ امکاناتی که در درجه نخست باید در اختیار ورزشکاران و کادرهای تخصصی باشد.
کاروان را از مدیران پس بگیریم
این بار انتظار میرود فهرست کامل کاروان، سمت افراد، مأموریت، مدت اقامت و هزینه اعزام آنان شفاف اعلام شود. کاروان ورزشی ایران ویترین ورزشکاران این کشور است؛ نه ویترین مدیران و روابط مدیریتی.
انشاءالله در دقیقه نود شاهد اضافه شدن افرادی از وزارت نفت، آموزش و پرورش، بازنشستگان و افراد صاحبنفوذ نباشیم؛ مگر با مأموریت مشخص و ضرورت قابل دفاع و در پایان، خطاب به آقایان اعضای هیئت اجرایی توصیه می کنیم: مراقب باشید در ژاپن سارقان پول و پاسپورت تان را نبرند! تجربه المپیک پاریس را که فراموش نکردهایم؛ آنجا که گفته شد برخی اعضای هیئت اجرایی به کشورهای حاشیه یورو سفر کرده بودند.
حالا که قرار است کاروان ایران راهی ژاپن شود، بهتر است آقایان اعضای هیئت اجرایی پیش از هر چیز به این پرسش پاسخ دهند که حضورشان در کاروان چه مأموریت مشخصی دارد و چه خدمتی به ورزشکاران خواهد کرد؟
کاروان ایران باید محل افتخارآفرینی ورزشکاران باشد، نه فرصتی برای سفرهای مدیریتی و حاشیهای.
کاروان ایران برای ورزشکاران است؛ نه ورزشکاران برای تکمیل کاروان مدیران.
منابع عمومی، پاسخگویی عمومی میخواهد.