وقتی به شهرت بها میدهیم و اخلاق را فراموش میکنیم!
متأسفانه امروز در ورزش با پدیدهای روبهرو هستیم که باید جدی گرفته شود؛ بها دادن بیضابطه به برخی چهرههای ورزشی، صرفاً به دلیل نام و سابقه گذشته، تا جایی پیش رفته که گاهی شاهد بیاحترامی به مدیران، معاونان و کارکنان خدوم ورزش هستیم؛ از پوشش نامناسب در محیطهای رسمی گرفته تا بیادبی، توهین و رفتارهایی که با شأن یک ورزشکار و پیشکسوت فاصله دارد.
بدتر از آن، سکوت و مماشات برخی مدیران در برابر این رفتارهاست. وقتی در برابر بیاحترامی و رفتارهای خارج از شأن سکوت میشود، به تدریج این تصور شکل میگیرد که شهرت و ارتباطات میتواند جای قانون، اخلاق و پاسخگویی را بگیرد.
چنین فضایی اگر بدون نظارت و شفافیت ادامه پیدا کند، میتواند زمینه را برای سوءاستفاده از جایگاه، رانت، درآمدزایی شخصی، منافع مالی، تخلفات اداری و مالی و حتی پولشویی فراهم کند. ورزش نباید محلی باشد که عدهای با استفاده از نام و اعتبار ورزشی خود، منافع شخصی به دست آورند و در مقابل، مدیران نیز صرفاً برای حفظ ارتباطات یا گرفتن عکس یادگاری سکوت کنند.
از سوی دیگر، ظاهراً بعضیها محیط ورزشی را با چالهمیدان اشتباه گرفتهاند! برای خودشان خدموحشم راه انداختهاند؛ حتی برای پاسخ دادن به تلفن همراه هم تشریفات خاصی دارند و یک نفر از بین چندین گوشی آنان، گوشی مناسب را انتخاب کرده و کنار گوش شان میگیرد تا آقای بزرگوار زحمت صحبت کردن را متحمل شوند! حال راننده و اشپز و خدمه بماند ان هم با پول بیت المال!
این دیگر نه نشانه بزرگی است و نه قهرمانی؛ نشانه فاصله گرفتن از همان تواضع و مرامی است که ورزشکار باید مروج آن باشد. در این میان، برخی مدیران نیز به جای مطالبهگری، بیشتر به دنبال عکس یادگاری، رزومهسازی و مطرح کردن خود در کنار چهرههای شناخته شده هستند؛ تا جایی که گاهی جایگاهها چنان جابهجا میشود که ورزشکار برای مدیر تعیین تکلیف میکند و اما درباره مدرک و عنوانهای پرطمطراق؛ خدا را شکر که در وزارت ورزش، دکتر کم نداریم؛ هم دکتر افتخاری و هم دکتر غیرافتخاری! اما سؤال اینجاست که چند نفر از این عناوین واقعاً نماینده علم، تخصص و توانایی هستند؟ وقتی بعضی افراد حتی توان نگارش یک نامه اداری ساده را هم ندارند، باید پرسید این همه عنوان علمی قرار است چه مشکلی از ورزش کشور حل کند؟
اهل علم واقعی، علم را با عنوان و مدرک به رخ نمیکشند؛ دانش شان در تصمیم، برنامه، قلم و عملکردشان دیده میشود.
و حرف آخر اینکه:
آدم سه حرف است، اما آدم بودن یک دنیا حرفی است.
ورزش ایران به آدمهایی نیاز دارد که هم تخصص داشته باشند، هم اخلاق؛ هم قدرت داشته باشند، هم تواضع؛ و اگر قهرمان بودهاند، پهلوانی را بعد از دوران قهرمانی فراموش نکرده باشند.
مدیری که برای عکس یادگاری، شهرت را بر شایستگی ترجیح میدهد و در برابر بیاحترامی سکوت میکند، ناخواسته به تضعیف اخلاق و سلامت اداری ورزش کمک میکند.
ورزش با مدال ساخته نمیشود؛ با انسان ساخته میشود. اگر اخلاق، کسوت، شفافیت و شایستهسالاری کنار گذاشته شود، از ورزش چیزی جز شهرت، منفعتطلبی و درآمدزایی برای عدهای باقی نخواهد ماند.