باشگاه‌دار٫ کجای نظام باشگاه‌داری ایستاده است؟

پانزده پرسش جدی درباره لایحه نظام باشگاه‌داری و آیین‌نامه‌های در حال تدوین

سال‌هاست جامعه ورزش ایران منتظر یک نظام جامع، شفاف و عادلانه برای باشگاه‌داری است؛ نظامی که بتواند تکلیف دولت، فدراسیون‌ها، بخش خصوصی، باشگاه‌ها و صاحبان سرمایه را روشن کند.
اصل این حرکت، بدون تردید، اقدامی مثبت و ضروری است : اما یک نگرانی جدی وجود دارد
آیا در مسیر تدوین نظام جدید باشگاه‌داری، واقعاً قرار است مشکلات باشگاه‌ها حل شود یا فقط یک ساختار اداری جدید به ساختارهای قبلی اضافه خواهد شد؟ این نگرانی زمانی جدی‌تر می‌شود که برخی مفاد و دستورالعمل‌های در حال تدوین را در کنار واقعیت امروز باشگاه‌داری کشور قرار می‌دهیم.
معتقدم اگر امروز اشکالات احتمالی را نبینیم، فردا اصلاح آنها بسیار دشوار خواهد بود. پس مراقب باشیم برای خروج از چاله، به چاه نیفتیم.

سؤال اول؛ باشگاه در نظام جدید دقیقاً چیست؟
آیا باشگاه فقط یک مجموعه حرفه‌ای است؟ پاسخ روشن است: خیر
امروز باشگاه‌های کشور حداقل در سه حوزه مهم فعالیت می‌کنند
باشگاه حرفه‌ای، باشگاه قهرمانی و استعدادیابی، باشگاه همگانی و سلامت‌محور
باشگاه حرفه‌ای به دنبال رقابت حرفه‌ای، درآمد، برند، سرمایه‌گذاری و حضور در مسابقات است.
باشگاه قهرمانی، کارخانه تولید قهرمان و یکی از پایه‌های ورزش ملی است.
باشگاه همگانی و سلامت‌محور نیز مستقیماً با سلامت مردم، کاهش کم‌تحرکی، نشاط اجتماعی و سبک زندگی جامعه ارتباط دارد.
بنابراین سؤال اساسی این است. آیا این سه بخش در نظام جدید باشگاه‌داری به صورت عادلانه و متوازن دیده شده‌اند؟
اگر قرار است باشگاه‌داری را یک نظام واحد بدانیم، نباید یکی را اصل و دیگری را فرع بدانیم.

سؤال دوم؛ امتیازات هم برای همه است؟
اگر دولت برای توسعه باشگاه‌داری حمایت‌هایی در نظر می‌گیرد، این حمایت‌ها شامل چه کسانی خواهد شد؟ آیا تسهیلات، معافیت‌ها، کمک‌های دولتی، دسترسی به اماکن ورزشی، حمایت‌های مالی و سایر امتیازات برای باشگاه‌های حرفه‌ای، قهرمانی و همگانی، سلامت‌محور پیش‌بینی شده است؟ یا قرار است بیشترین حمایت‌ها نصیب باشگاه‌های حرفه‌ای شود؟
باشگاه سلامت‌محور که هزاران نفر را برای سلامتی و پیشگیری از بیماری‌ها فعال می‌کند، چه جایگاهی در نظام حمایتی دارد؟ اگر چنین باشگاهی در کاهش هزینه‌های درمان و افزایش سلامت جامعه نقش دارد، چرا نباید در نظام باشگاه‌داری کشور جایگاه مشخصی داشته باشد؟

سؤال سوم؛ اتحادیه باشگاه‌ها نماینده چه کسانی است؟
یکی از موضوعات مهم، تشکیل اتحادیه‌های استانی باشگاه‌هاست اما اگر عضویت در اتحادیه به باشگاه‌های حرفه‌ای محدود شود، باید پرسید پس تکلیف باشگاه‌های قهرمانی، پایه، استعدادیابی و همگانی چه می‌شود؟
آیا آنها باشگاه نیستند؟ آیا مالیات، اجاره، بیمه، حقوق مربیان، هزینه تجهیزات و سایر مشکلات اقتصادی آنها متفاوت است؟
اگر اتحادیه قرار است «اتحادیه باشگاه‌های ورزشی» باشد، باید نماینده کل باشگاه‌های ورزشی باشد

سؤال چهارم؛ شرط تعداد باشگاه حرفه‌ای در استان چقدر عملی است؟
در برخی پیشنهادها، تشکیل اتحادیه استانی منوط به وجود حداقل تعداد مشخصی باشگاه حرفه‌ای از یک رشته در استان شده است . اینجا باید با واقعیت ورزش کشور مواجه شویم.
برای مثال در فوتبال، با وجود قدمت تاریخی و گستردگی این رشته، آیا در همه استان‌ها تعداد مورد نیاز باشگاه حرفه‌ای وجود دارد؟ یا در گیلان با این همه قدمت، سابقه و ظرفیت فوتبال، می‌توان صرفاً بر مبنای چنین شرطی درباره امکان تشکیل اتحادیه تصمیم گرفت؟ اگر پاسخ منفی است، آیا نباید معیار را اصلاح کرد؟
قانون باید واقعیت‌های ورزش کشور را ببیند، نه اینکه ورزش کشور را مجبور کنیم خود را با یک جدول اداری تطبیق دهد

سؤال پنجم؛ چرا باشگاه‌دار در اقلیت است؟
اگر قرار باشد کمیسیون استانی درباره باشگاه‌ها تصمیم بگیرد، ترکیب آن باید منعکس‌کننده واقعیت باشگاه‌داری باشد.
وقتی از اعضا بیشترین نفر نماینده دستگاه‌های دولتی باشند و فقط یک نفر باشگاه‌دار باشد، این پرسش جدی مطرح می‌شود این کمیسیون برای باشگاه‌ها تصمیم می‌گیرد یا با باشگاه‌ها؟ باشگاه‌دار نباید فقط یک عضو تشریفاتی باشد . کسی که سرمایه خود را وارد ورزش کرده، اشتغال ایجاد کرده، هزینه پرداخت می‌کند بدون کمک دولتی و مسئولیت فعالیت باشگاه را بر عهده دارد، باید در تصمیم‌گیری درباره سرنوشت باشگاه‌ها سهم واقعی داشته باشد.

سؤال ششم؛ دولت ناظر است یا مدیر باشگاه؟
هدف نظام جدید باشگاه‌داری باید کاهش تصدی‌گری و افزایش نظارت حرفه‌ای باشد
اگر قرار باشد دولت از یک طرف مجوز بدهد، از طرف دیگر عضو کمیسیون باشد، سپس درباره فعالیت باشگاه تصمیم بگیرد و در نهایت خودش نیز در ساختارهای مختلف ورزشی حضور داشته باشد، سؤال این است: پس نقش واقعی بخش خصوصی کجاست؟
دولت باید سیاست‌گذار و ناظر باشد؛ باشگاه‌دار باید باشگاه را اداره کند. این مرز اگر روشن نشود، هر قانون جدیدی نیز ممکن است دوباره ما را به همان نقطه اول بازگرداند.

سؤال هفتم؛ چرا باشگاه حرفه‌ای حتماً باید حقوقی باشد؟
یکی از موضوعاتی که نیازمند توضیح کارشناسی است، الزام شخصیت حقوقی برای فعالیت حرفه‌ای است
واقعاً چرا؟
آیا شخص حقیقی نمی‌تواند سرمایه‌گذاری کند، باشگاه ایجاد کند، حساب مالی شفاف داشته باشد، مالیات بپردازد، بیمه کارکنان را پرداخت کند و پاسخگوی عملکرد خود باشد؟ اگر مشکل، شفافیت و پاسخگویی است، شفافیت و پاسخگویی را الزام کنیم . اگر مشکل، فرار مالیاتی است، نظام مالیاتی و حسابرسی دقیق ایجاد کنیم ، اگر مشکل، قراردادهاست، قراردادهای استاندارد و ضمانت اجرایی تعریف کنیم. اما صرفاً تغییر «حقیقی» به «حقوقی» الزاماً مشکل باشگاه‌داری را حل نمی‌کند در صورتی که مغایر با قانون تاسیس باشگاه میباشد که به هر دو اجازه فعالیت داده است.

سؤال هشتم؛ چرا از اساسنامه‌هایی که خودشان محل نقدند الگوبرداری کنیم؟
نظام جامع باشگاه‌داری باید محصول یک مطالعه جامع باشد. نباید برای نوشتن قانون جدید، صرفاً به مقررات موجود نگاه کنیم و آنها را با تغییر چند واژه وارد ساختار جدید کنیم. به‌ خصوص اگر قرار باشد از اساسنامه فدراسیون فوتبال الگوبرداری شود، باید پرسید آیا تمام مفاد آن اساسنامه بی‌نقص است؟ اگر خود ساختارهای موجود نیازمند اصلاح هستند، چرا باید مشکلات احتمالی آنها را به قانون جدید منتقل کنیم؟ ما باید از تجربه فوتبال و سایر رشته‌ها استفاده کنیم، اما کپی‌برداری نباید جای قانون‌گذاری کارشناسی را بگیرد.

سؤال نهم؛ باشگاه‌های کوچک چه می‌شوند؟
ورزش ایران فقط چند باشگاه بزرگ که با پول دولتی اداره می شود و شناخته‌شده نیست. هزاران باشگاه کوچک و متوسط در سراسر کشور فعالیت می‌کنند، بسیاری از آنها بدون حمایت دولتی و با سرمایه شخصی اداره می‌شوند. اگر نظام جدید، فقط بر اساس باشگاه‌های بزرگ و حرفه‌ای طراحی شود، چه اتفاقی برای این مجموعه‌ها خواهد افتاد؟ آیا قرار است نظام جدید، باشگاه‌های کوچک را توانمند کند یا آنها را از میدان خارج کند؟

سؤال دهم؛ باشگاه‌دار چه سهمی از تصمیم‌گیری دارد؟
یکی از اصول مهم نظام باشگاه‌داری باید این باشد. هیچ تصمیم مهمی درباره باشگاه‌ها بدون حضور و نظر واقعی باشگاه‌ها اتخاذ نشود، اگر قرار است آیین‌نامه‌ای برای باشگاه نوشته شود، حداقل باید از نمایندگان واقعی باشگاه‌ها نظرخواهی شود، نه اینکه آیین‌نامه ابتدا نوشته شود و بعد برای اطلاع باشگاه‌ها ارسال شود.

سؤال یازدهم؛ حمایت از باشگاه یعنی چه؟
حمایت فقط پرداخت پول نیست، حمایت می‌تواند شامل، معافیت یا تخفیف‌های قانونی، دسترسی عادلانه به اماکن ورزشی، تسهیلات بانکی، کاهش بروکراسی، حمایت بیمه‌ای، مشوق‌های مالیاتی، حمایت از استعدادیابی، تسهیل صدور مجوز و حمایت از سرمایه‌گذاری بخش خصوصی باشد.
بنابراین باید مشخص شود. دولت دقیقاً چه تعهداتی در برابر باشگاه‌ها خواهد داشت؟

سؤال دوازدهم؛ آیا باشگاه سلامت‌محور هم به اندازه باشگاه حرفه‌ای مهم است؟
جامعه امروز با کم‌تحرکی، چاقی، بیماری‌های غیرواگیر و کاهش فعالیت بدنی مواجه است باشگاه همگانی می‌تواند یکی از مهم‌ترین ابزارهای سیاست سلامت کشور باشد پس چرا باشگاه سلامت‌محور نباید از حمایت‌های قانونی و اقتصادی مشخص برخوردار باشد؟
اگر باشگاه قهرمان تولید می‌کند، باشگاه همگانی انسان سالم تولید می‌کند. هر دو برای کشور ارزشمندند

سؤال سیزدهم؛ آیا آیین‌نامه جدید سرمایه‌گذار را جذب می‌کند؟
سرمایه‌گذار با یک سؤال ساده وارد ورزش می‌شود. آیا محیط کسب‌وکار من قابل پیش‌بینی است؟
اگر مقررات هر سال تغییر کند، مجوزها پیچیده باشد، مسئولیت‌ها روشن نباشد و تصمیم‌گیری‌ها سلیقه‌ای باشد، سرمایه‌گذار حرفه‌ای وارد این حوزه نخواهد شد. بنابراین نظام باشگاه‌داری باید قبل از هر چیز امنیت سرمایه‌گذاری ایجاد کند.

سؤال چهاردهم؛ باشگاه‌دار باید شریک باشد، نه متهم همیشگی؟
متأسفانه در بخشی از نگاه مدیریتی، باشگاه خصوصی ابتدا به عنوان یک متهم بالقوه دیده می‌شود. این نگاه باید تغییر کند. باشگاه‌دار سرمایه خود را وارد ورزش کرده است. او باید قانونمند، شفاف و پاسخگو باشد؛ اما در مقابل، دولت نیز باید قانونمند، شفاف و پاسخگو باشد. رابطه دولت و باشگاه نباید رابطه «دستوردهنده و دستورگیرنده» باشد. باید رابطه سیاست‌گذار و مجری حرفه‌ای باشد

سؤال پانزدهم؛ آیا صدای واقعی باشگاه‌داران شنیده شده است؟
شاید مهم‌ترین سؤال همین باشد
قبل از نهایی شدن آیین‌نامه‌ها، آیا با باشگاه‌داران رشته‌های مختلف جلسه گذاشته شده است.آیا مشکلات باشگاه‌های حرفه‌ای شنیده شده؟ آیا باشگاه‌های قهرمانی و پایه نظر داده‌اند؟
آیا باشگاه‌های همگانی و سلامت‌محور در تدوین مقررات حضور داشته‌اند؟ آیا تشکل صنفی باشگاه‌داران در این فرآیند نقش واقعی داشته است؟ اگر پاسخ مثبت است، نتایج این مشورت‌ها کجاست؟ و اگر پاسخ منفی است، هنوز فرصت داریم. حالا وقت اصلاح است، نه بعد از اجرا. معتقدم اصل حرکت به سمت نظام جامع باشگاه‌داری باید با جدیت دنبال شود. ورزش ایران به یک قانون جامع، شفاف و پایدار نیاز دارد. اما قانون خوب، قانونی نیست که فقط در اتاق‌های اداری نوشته شود. قانون خوب باید صدای میدان ورزش را بشنود . اگر قرار است نظام باشگاه‌داری تصویب شود، باید باشگاه‌دار در قلب آن قرار داشته باشد. نه در حاشیه، نه به عنوان یک عضو اقلیت، نه صرفاً برای دریافت مجوز، بلکه به عنوان یکی از ارکان اصلی تصمیم‌سازی و اداره ورزش کشور. امروز هنوز فرصت داریم، ترکیب کمیسیون‌ها را اصلاح کنیم.
فرصت داریم تعریف باشگاه را کامل کنیم، فرصت داریم باشگاه‌های حرفه‌ای، قهرمانی و همگانی را عادلانه ببینیم. فرصت داریم جایگاه اتحادیه‌ها را بازتعریف کنیم ، فرصت داریم درباره شخصیت حقیقی و حقوقی باشگاه‌ها با نگاه کارشناسی تصمیم بگیریم و فرصت داریم از تجربه‌های گذشته استفاده کنیم، بدون آنکه اشتباهات گذشته را دوباره تکرار کنیم
بیایید از اول راه، درست حرکت کنیم، چون اگر قرار است برای نجات باشگاه‌داری از چاله بیرون بیاییم، باید مطمئن شویم مسیری که انتخاب کرده‌ایم، ما را به چاه نمی‌رساند، نظام باشگاه‌داری باید برای باشگاه‌ها، با باشگاه‌ها و با حضور واقعی باشگاه‌داران نوشته شود

https://vvarzesh.ir/?p=20285

دیدگاه خود را بنویسید