ناگویا؛ دیپلماسی ورزشی یا فرصت مدیریتی؟
بازیهای آسیایی ناگویا بدون تردید یکی از مهمترین رویدادهای ورزشی قاره آسیاست؛ رویدادی که حضور در آن فقط به رقابت ورزشکاران محدود نمیشود و میتواند فرصتی برای توسعه روابط میان نهادهای ورزشی، تقویت جایگاه بینالمللی ورزش ایران و ایجاد ارتباطات حرفهای میان مسئولان، فدراسیونها و نهادهای ورزشی کشورهای مختلف باشد.
اما یک نکته مهم نیز نباید در این میان فراموش شود؛ دیپلماسی ورزشی با تعداد افراد حاضر در یک رویداد سنجیده نمیشود.
ورزشکاران برای رقابت، کسب مدال و دفاع از نام ایران به میدان میروند. این مدیران و مسئولان ورزشی هستند که باید با مأموریت مشخص، برنامهریزیشده و قابل ارزیابی، از ظرفیت چنین رویدادی برای توسعه روابط بینالمللی ورزش کشور استفاده کنند.
از همین منظر، موضوعی که درباره ترکیب کاروان ایران در ناگویا مطرح شده، نیازمند شفافیت بیشتری است.
حدود ۲۰۰ نفر اضافه بر ۳۰۸ ورزشکار؛ چه کسانی هستند؟
گفته میشود کاروان ایران حدود ۳۰۸ ورزشکار دارد؛ ۲۱۴ مرد و ۹۴ زن. در کنار ورزشکاران نیز حدود ۲۰۰ نفر دیگر در قالب کادر فنی، سرپرستی، پزشکی، اجرایی، مدیریتی و عناوین مختلف حضور دارند. طبیعی است که حضور مربیان، پزشکان، سرپرستان و عوامل تخصصی برای پشتیبانی از ورزشکاران ضروری باشد. اما وقتی تعداد افراد غیر ورزشکار به چنین رقمی میرسد، دیگر نمیتوان موضوع ترکیب کاروان را صرفاً یک مسئله اجرایی دانست.
سؤال اصلی و اساسی اینجاست: حدود ۲۰۰ و اندی نفر اضافه بر ۳۰۸ ورزشکار ایرانی که در ناگویا حضور دارند، دقیقاً چه کسانی هستند؟ با چه عنوانی اعزام شده و مبنای حضور هر یک از آنها چیست؟ اگر فردی با دعوت یک فدراسیون بینالمللی و یا به واسطه ارتباطات حرفهای در این رویداد حضور یافته است، اصل حضور او لزوماً محل اشکال نیست؛ اما باید مشخص باشد این حضور چه ارتباطی با مأموریت ورزش ایران دارد، هزینه آن بر عهده چه نهادی است و چه دستاورد مشخصی برای ورزش کشور تعریف شده است.
همین شفافیت میتواند بسیاری از ابهامات را برطرف کند.
۳۵ روز حضور در ناگویا؛ مأموریت دقیق چه بوده است؟
موضوع دیگری که نیازمند توضیح است، مدت حضور برخی اعضای کادر مدیریتی و سرپرستی در ناگویاست.
اگر برخی از این افراد حدود ۳۵ روز در محل برگزاری بازیها حضور داشتهاند، به این معناست که نزدیک به ۲۰ روز پیش از آغاز رسمی رقابتها در ناگویا مستقر بودهاند. بدیهی است که آمادهسازی یک کاروان بزرگ نیازمند برنامهریزی و حضور زودتر برخی عوامل است؛ اما این حضور باید با مأموریت مشخص، ضرورت اجرایی و خروجی قابل ارزیابی همراه باشد. در اینجا بحث بر سر اصل حضور مدیران نیست؛ بحث بر سر تناسب مدت مأموریت، تعداد افراد و هزینههای انجامشده با نیاز واقعی کاروان است.
اگر در آن حدود ۲۰ روز پیش از آغاز مسابقات، جلسات دیپلماتیک، مذاکرات بینالمللی، هماهنگیهای رسمی یا برنامههای مشخصی انجام شده است، طبیعی است که نتایج آن نیز برای افکار عمومی و جامعه ورزش قابل توضیح باشد. زیرا هزینه اقامت، تغذیه، حملونقل و مأموریت افراد از منابع عمومی تأمین میشود و انتظار میرود میان این هزینهها و مأموریتی که برای هر فرد تعریف شده، تناسب روشنی وجود داشته باشد.
شنیدههایی که نیازمند توضیح است
در کنار این موضوع، شنیدهها حاکی از آن است که یکی از چهرههای آشنا که پیشتر در ساختار کمیته ملی المپیک با تصمیم یا برخورد انضباطی مواجه شده بود، در یکی از رویدادهای اخیر در کنار تیم و با عنوان «مربی بدنساز» دیده شده است.
همچنین گفته میشود یکی از کارکنان کمیته نیز با رایزنی بخش بینالملل، با عنوان «مشاور» یکی از رشتههای ورزشی در ترکیب اعزامی قرار گرفته است. اگر این موارد صحت داشته باشد، انتظار میرود درباره عنوان مسئولیت، ضرورت حضور، مبنای انتخاب و ارتباط مستقیم این افراد با مأموریت کاروان توضیح روشنی ارائه شود.
طرح این موارد به معنای پیشداوری یا انتساب تخلف جدید به هیچ فردی نیست. وضعیت افراد و تصمیمات انضباطی نیز باید بر اساس اسناد رسمی و مقررات مربوط بررسی شود. اما در یک کاروان ملی که هزینههای آن از منابع عمومی تأمین میشود، شفافیت درباره اینکه چه کسی، با چه عنوانی و بر اساس چه مأموریتی اعزام شده، یک مطالبه طبیعی و منطقی است.
مرز دیپلماسی ورزشی و موقعیت مدیریتی
ناگویا میتواند محل دیدار با مسئولان کمیتههای ملی المپیک، فدراسیونهای بینالمللی و مدیران ورزش کشورهای مختلف باشد. چنین ارتباطاتی اگر با برنامه و هدف مشخص انجام شود، میتواند برای آینده ورزش ایران ارزشمند باشد. اما دیپلماسی ورزشی را نمیتوان صرفاً با حضور مدیران، تعداد دیدارها یا عکسهای یادگاری تعریف کرد.
دیپلماسی زمانی معنا پیدا میکند که نتیجهای ماندگار برای ورزش کشور داشته باشد؛ از ایجاد ارتباط مؤثر با نهادهای بینالمللی گرفته تا گرفتن میزبانی رویدادها، توسعه همکاریهای ورزشی، ارتقای جایگاه نمایندگان ایران در مجامع بینالمللی و ایجاد فرصتهای جدید برای فدراسیونها و ورزشکاران. از سوی دیگر، با توجه به نزدیک بودن مجمع انتخاباتی کمیته ملی المپیک در ۸ دی و نقش رؤسای فدراسیونها در ساختار رأیدهی، طبیعی است که هرگونه حضور گسترده مدیران و تعاملات آنان در چنین رویدادی با حساسیت بیشتری از سوی جامعه ورزش دنبال شود. این به معنای آن نیست که هر دیدار یا ارتباط مدیریتی را باید انتخاباتی تلقی کرد. مسئله مهمتر، حفظ مرز روشن میان مأموریت سازمانی، منافع ورزش ملی و منافع احتمالی فردی یا مدیریتی است. اگر یک مأموریت رسمی، همزمان بتواند جایگاه حرفهای یک فرد را نیز تقویت کند، شفافیت درباره هدف، هزینه و خروجی آن مأموریت اهمیت بیشتری پیدا میکند.
ناگویا باید به نام ورزش ایران تمام شود
جامعه ورزش انتظار ندارد که همه جزئیات سفر یک کاروان بزرگ به شکل روزانه منتشر شود؛ اما درباره ترکیب کاروان، عناوین مسئولیت، ضرورت حضور افراد و هزینههای عمومی، حداقلی از شفافیت کاملاً منطقی است. در نهایت، مسئله اصلی تعداد افراد یا حتی حضور مدیران نیست؛ مسئله این است که هر فردی که با عنوان نماینده، مدیر، مشاور، مربی یا مسئول به ناگویا اعزام شده، دقیقاً چه مأموریتی بر عهده دارد و این حضور چه ارزش افزودهای برای ورزش ایران ایجاد میکند. و شاید مهمتر از همه، همان سؤال نخست همچنان باقی بماند: حدود ۲۰۰ و اندی نفر اضافه بر ۳۰۸ ورزشکار ایرانی حاضر در ناگویا دقیقاً چه کسانی هستند و بر اساس چه مأموریتی در این کاروان حضور دارند؟ پاسخ شفاف به همین سؤال میتواند بخش مهمی از ابهامات را برطرف کند.
ناگویا باید بیش از آنکه فرصت دیدهشدن افراد باشد، فرصت دیدهشدن توانایی، اعتبار و جایگاه ورزش ایران باشد؛ و هر هزینهای که از منابع عمومی برای این حضور انجام میشود، باید در نهایت در خدمت همین هدف قرار گیرد.