مدیر یا تماشاگر ویژه؛ معیار اعزام چیست؟
مطالبی که این روزها درباره نحوه اعزام مدیران و عوامل مختلف به بازیهای آسیایی ناگویا مطرح میشود، یک پرسش اساسی را پیش روی جامعه ورزش قرار داده است:
معیار اعزام برخی از افراد با عناوینی مانند عضو هیئت اجرایی، مشاور و عناوین مشابه به المپیک، بازیهای آسیایی و سایر رویدادهای بزرگ ورزشی چیست؟
حضور مدیران در کنار کاروان، اگر مأموریت مشخص و ضرورت مدیریتی داشته باشد، کاملاً قابل دفاع است. اما پرسش اینجاست که چرا برخی افراد در چندین رویداد بزرگ، با بهترین امکانات، هتلهای مناسب، خودرو و سایر خدمات ویژه حضور دارند، در حالی که نقش مشخص و مستقیمی در فرآیند برگزاری مسابقات یا پشتیبانی از تیمها ندارند و عملاً بیشتر نقش «مشوق ورزشی» پیدا میکنند؟
آیا این اعزامها واقعاً برای انجام مأموریت ورزشی است یا گاهی اهداف دیگری مانند ایجاد ارتباطات شخصی، تثبیت جایگاههای بینالمللی و حفظ موقعیتهای مدیریتی نیز در آن دخیل است؟
بدیهی است درباره نیت افراد نمیتوان بدون سند قضاوت کرد؛ اما هزینههای اعزام از منابع ورزش کشور پرداخت میشود و بنابراین حق جامعه ورزش است که درباره ضرورت این هزینهها سؤال کنند.این پرسش ها زمانی جدیتر میشود که عملکرد برخی مدیران در فدراسیونهایی که مسئولیت آنها را بر عهده دارند نیز محل بحث است؛ بهگونهای که گاهی این تصور ایجاد میشود که برخی عناوین مدیریتی بیش از آنکه اجرایی باشد، جنبه تشریفاتی پیدا کرده است.
از المپیک پاریس گرفته تا بازیهای آسیایی ریاض، بازیهای ساحلی سانیا و اکنون ناگویا، اگر یک فرد بارها با هزینه ورزش کشور اعزام میشود، باید روشن باشد دقیقاً چه مأموریتی داشته، چه کاری انجام داده و دستاورد حضور او برای ورزش ایران چه بوده است. و مهمتر اینکه چرا سطح امکانات برخی مدیران و عوامل با مأموریتهای مشابه متفاوت است؟
جامعه ورزش انتظار دارد معیارها روشن باشد؛ نه اینکه یک مدیر در بهترین شرایط در کنار کاروان حضور داشته باشد و مدیر دیگری با مسئولیتی مشابه اصلاً اعزام نشود.
آقای دنیامالی از شما به عنوان عالیترین مقام اجرایی ورزش کشور و فردی که سالها با فضای ورزش از نزدیک آشنا بودهاید، انتظار میرود دستور بررسی جدی و مستند نحوه اعزامها در ریاض، سانیا، ناگویا و سایر رویدادهای اخیر، از جمله المپیک پاریس، را صادر فرمائید. بررسی شود چه کسانی، با چه عناوینی، بر اساس چه ضوابطی و با چه هزینهای اعزام شدهاند؛ مأموریت واقعی آنان چه بوده؛ چه خدمات و امکاناتی دریافت کردهاند و حاصل حضورشان برای ورزش کشور چه بوده است. بدون پیشداوری درباره افراد، اگر این بررسی انجام شود، بسیاری از پرسشها و ابهاماتی که امروز در جامعه ورزش مطرح است، روشن خواهد شد.
آقای دنیامالی، جامعه ورزش از شما انتظار یک بررسی جدی دارد؛ نه برای محکوم کردن کسی، بلکه برای روشن شدن واقعیت و دفاع از بیتالمال و اعتبار ورزش کشور. اگر اعزامها بر اساس ضابطه بوده، مستندات آن باید از تصمیمگیرندگان حمایت کند؛ و اگر جایی از ضابطه فاصله گرفته شده، باید مشخص شود چرا و توسط چه کسانی بوده است.
ناگویا میگذرد، اما پرسشها باقی میماند؛ جاکارتا نیز در پیش است. شاید امروز بهترین زمان برای روشن شدن این مسائل باشد!