مدیرکل ورزش کارگران؛ شاخص ها و معیارها
انتصاب عقیل مختاری به عنوان مدیرکل ورزش کارگران، بحثی جدی و قابل تأمل را در جمع دوستان و صاحبنظران برانگیخت؛ بحثی درباره یک موضوع اساسی: تخصص در ورزش کارگری و معیار انتخاب مدیران این حوزه. خوشحالم که این موضوع با مشارکت افرادی چون صادق درودگر، مهدی دادرس و حسن حمیدی مطرح شده است؛ دوستانی که همگی از استادان بنده هستند و در بسیاری از موارد، دیدگاههای مشترکی هم داریم. بحث من از ابتدا روشن بود؛ اگر قرار باشد از منظر تخصص ورزشی و تجربه اجرایی به مدیران ورزش کارگران نگاه کنیم، به اعتقاد من، مرادعلی شیرانی، از شاخصترین چهرههایی بود که در این سالها در رأس این مجموعه قرار گرفت. او هم قهرمان و ورزشکاری صاحبنام بود و هم در عرصه مدیریت اجرایی، عملکرد قابل توجهی داشت. چهارده سال حضور او در این مسئولیت نیز فرصت مناسبی برای توسعه ورزش کارگری فراهم کرد. البته پس از او، مدیران متعددی از جمله آقایان گلپرور، جواهری تا احمد اسناوندی که اخیرا به دلیل بازنشستگی جای خود را به عقیل مختاری داد، در این مجموعه فعالیت کردند که هرکدام با سوابق و تجارب فراوان اثر گذاری روی توسعه ورزش کارگری داشتند.
احمد اسناوندی نیز از جمله افرادی بود که سابقه ورزشی داشت و یقینا انها که به سمت مدیریت ورزشی سوق پیدا می کنند حتما یک سبقه ورزشی دارند چرا که خاصیت و ذات ورزش چنین ایجاب می کند که یک مدیر ورزشی باید از آن حوزه شناخت داشته باشد اما بحثی که شکل گرفت شاخص های مدیریت ورزشی مدیران کل این حوزه بود. در بحث تخصص، نکتهای که صادق درودگر درباره مدیرانی چون سیدامیر حسینی مطرح کردند من عنوان داشتم، که اگر شاخص های وررشی بودن را برای مدیران ورزش کارگری مد نظر بگیریم مرادعلی شیرانی متمایز از سایرین بوده است نه اینکه بقیه که مدیرکل کارکران بوده یا هستند ورزشی نباشند اما شاخص اصلی را همان مرادعلی شیرانی می دانیم . یا در بحث هیات های وررش کارگری ما حسن حمیدی را داریم که او نیز علاوه بر ریاست انجمن کشتی کارکران (بیش از ۳۰ سال) مدیر تربیت بدنی و رییس هیات ورزش کارگری تهران بوده و شناسنامه ورزش کارگری است. بنابراین، باید میان تخصص ورزشی، تجربه مدیریتی و شناخت ساختار ورزش کارگری تفاوت قائل شد.
نکته مهم دیگر، شرایط و امکاناتی بود که در دوران مدیریت شیرانی در اختیار ورزش کارگران قرار داشت. اجرای ماده ۱۵۴ قانون کار و سازوکار اختصاص درآمدهای مربوط به توسعه مجموعههای ورزشی کارگری، ظرفیت مالی قابل توجهی ایجاد کرده بود که در کنار تخصص و تعهدی که مرادعلی شیرانی داشت در گسترش این مجموعهها در سراسر کشور هم نقش بسزایی داشت. یعنی اکر تصویب ماده ۱۵۴ قانون کار نبود، امکان احداث ۱۱۴ مجموعه ورزشی هم فراهم نمی شد، بنابراین، بررسی عملکرد آن دوره بدون توجه به شرایط و امکانات موجود، تصویر کاملی به دست نمیدهد. از سوی دیگر، انتخاب مدیران کل در ساختار وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، تابع ضوابط اداری، شاخصها و سلسلهمراتب سازمانی است. همانطور که برای حوزههای فرهنگی، اجتماعی، ورزشی و آسیبهای اجتماعی مدیر تعیین میشود، در انتخاب مدیرکل ورزش نیز مجموعهای از معیارهای اداری و مدیریتی مدنظر قرار میگیرد. با این حال، پرسش اصلی همچنان باقی است: در انتخاب مدیرکل ورزش کارگران، تخصص ورزشی و شناخت جامعه کارگری چه جایگاهی دارد؟