تحلیل انتقادی عملکرد ریاست WKF در دوره حذف کاراته از برنامه المپیک
حذف کاراته از برنامه بازیهای المپیک پس از حضور موفق در توکیو ۲۰۲۰، تنها یک تصمیم فنی نبود؛ این رخداد نقطه عطفی در تاریخ مدیریت بینالمللی این رشته محسوب میشود. برای ارزیابی منصفانه، باید عملکرد رهبری فدراسیون جهانی کاراته (World Karate Federation) و نقش رئیس آن، آنتونیو اسپینوز، را در چارچوب تحولات ساختاری کمیته بینالمللی المپیک (International Olympic Committee) تحلیل کرد.
نخست باید تصریح کرد که ورود کاراته به المپیک توکیو یک دستاورد مهم مدیریتی بود. این موفقیت بدون دیپلماسی مستمر، تعامل سازمان یافته با IOC و انسجام در ساختار جهانی کاراته ممکن نبود. این بخش از کارنامه ریاست اسپینوز مثبت و قابل دفاع است. اما مسئله اصلی، ماندگاری است، نه ورود اولیه. در نظام جدید IOC، که پس از اصلاحات راهبردی دهه اخیر شکل گرفته، بقای یک رشته در برنامه المپیک وابسته به سه مؤلفه کلیدی است:
قدرت رسانهای، جذابیت اقتصادی و انطباق با سیاستهای توسعهای نسل جوان. در این حوزهها، باید پرسید آیا WKF به اندازه کافی آیندهنگرانه عمل کرده است؟
کاراته از نظر گستره جغرافیایی، برابری جنسیتی و ساختار داوری، استانداردهای لازم را دارد. اما در حوزه بازاریابی جهانی، سادهسازی روایت رقابتی برای مخاطب عام و تولید محصول رسانهای مدرن، تحول بنیادین رخ نداده است. در عصر اقتصاد دیجیتال و شبکههای اجتماعی، ورزشی که نتواند در چند ثانیه هیجان و فهمپذیری تولید کند، در رقابت با رشتههای دیگر با چالش مواجه میشود. یکی از نقاط قابل نقد، تمرکز بیش از حد بر حفظ ساختار سنتی بدون سرمایهگذاری جدی بر نوآوری فرمتهای رقابتی و بستهبندی رسانهای است. IOC امروز تنها به تاریخ و اصالت توجه نمیکند؛ به شاخصهای مخاطبسازی، پتانسیل اسپانسرینگ و جذابیت برای بازارهای کلیدی نیز نگاه میکند. از منظر حکمرانی ورزشی نیز، مدیریت طولانی مدت یک رئیس در هر سازمان بینالمللی، هم میتواند ثبات ایجاد کند و هم خطر کاهش پویایی و گردش ایدهها را به همراه داشته باشد. بیش از دو دهه ریاست مستمر، پرسشهایی درباره نوسازی راهبردی، ورود نسل جدید مدیران و انعطاف در برابر تحولات جهانی ایجاد میکند. با این حال، انصاف اقتضا میکند تأکید شود که حذف کاراته نتیجه تصمیم جمعی IOC و کمیتههای برگزاری بازیها بوده است و نمیتوان آن را به یک فرد تقلیل داد. ساختار جدید انتخاب رشتهها، نقش میزبان را تقویت کرده و رقابت میان ورزشها را شدیدتر ساخته است. کاراته در این رقابت، با وجود ظرفیتهای تاریخی، نتوانست مزیت رقابتی تعیینکنندهای ارائه دهد.
جمعبندی تحلیلی چنین است:
ورود کاراته به المپیک، موفقیت مدیریت WKF بود. اما حذف آن، نشانه نیاز به بازنگری عمیق در استراتژی جهانی کاراته است. چالش امروز نه مشروعیت فنی، بلکه قدرت روایت، نوآوری و چابکی مدیریتی است.
آینده کاراته در المپیک وابسته به یک تغییر نگرش است: گذار از مدیریت محافظهکارانه به مدیریت تحولگرا؛
از اتکا به گذشته پرافتخار به طراحی آینده رقابتی.
المپیک میدان سنتها نیست؛ میدان رقابت تصویرها، بازارها و سیاستهای کلان است. رشتهای که این واقعیت را زودتر بپذیرد، شانس بیشتری برای بقا خواهد داشت.