ترومای فرهنگی و اخلاقی پیش روی فوتبال!
در آرشیو رفتارهای انحرافی فوتبال کشور، موارد خاصی مربوط به خرافهگرایی، رمالی، جادوگری و … سالهاست که دیده میشود و علاوه بر محافل ورزشی و اخبار آن به عرصهی عمومی نیز رسیده است. در شرایطی که اشکال مختلف این فکر و فعل ناسالم برای عام و خاص عیان شده، علت را باید در فساد شبکهای و مدیریت ناکارآمد در فوتبال کشور و همچنین نبود عزم جدی برای مقابله و اصلاحات آن جستجو کرد.
وقتی که اداره فوتبال تحت نفوذ و قدرت شبکههای دلالی و باندی قرار بگیرد، تخصص و اهلیت و علم به حاشیه رانده میشود. در این شرایط رانت نزدیک به قدرت خودیها شکل میگیرد و جریان لبیک گویی به آن قوت مییابد.
کافی است نگاهی به ترکیب هیات رئیسه برخی سازمانهای فوتبالی بیندازیم تا به قدرت نفوذ این شبکهها و اشاعه خودیسالاری در فوتبال کشور بیشتر پی ببریم. در دهههای اخیر جوهر فوتبال علاوه بر جذب جوانان و تزریق شور و اشتیاق به گروههای مختلف اجتماعی، مولد حس و حال خوب برای جامعه کم امید ایران بوده است. متاسفانه چهره انسجام بخش این سرمایه بزرگ اجتماعی در سالهای اخیر از طراوت و روشنایی قبل افول پیدا کرده و اهداف عالی آن به انحراف رفته تا کمتر در خدمت توسعه اجتماعی و منافع ملی باشد.
خروج ورزش از ریل خدمترسانی اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی میدان را برای حضور حداکثری ذینفعان و کنشگران فوتبال ناهموار و ناامن ساخته و مشروعیت نهادی و سازمانی خود را به چالش کشیده است. به یک معنا، دوام و قوام شبکههای فسادآلود منجر به فرسودگی خاک حاصلخیز فرهنگ ورزش کشور میشود و آن را از بذر امید و افتخار تهی میسازد و اگر منادی شفافیت و مطالبهگری جمعی نباشد، گسیل رفتارهای ضد اجتماعی، تهدیدی برای انرژی سازنده ورزش پر مخاطب کشور محسوب میشود که سقوط از ارتفاع امید و پیشرفت را در پی دارد.
فوتبال نیازمند آزادی و آزادی حاصل توزیع قدرت میان همه کنشگران و ذینفعان آن است. بی شک در صورت تداوم وضع موجود و بی اقدامی نهادی، فوتبال به نهادی بسته تبدیل خواهد شد. بر همین اساس، با جولان نااهلان بر مناصب مهم فوتبال، هزینههای بی تدبیری و کژروی بر دوش کشور سنگینی خواهد کرد و این پدیده جامعه پسند به ترومای فرهنگی و اخلاقی دچار خواهد شد.