ورزش کارگری در حال تبدیل شدن از یک ابزار سلامت همگانی به یک میدان رقابت نخبهپرور است
ورزش کارگری با پیشینهای بیش از پنج دهه، همواره بر یک اصل استوار بوده است: ایجاد تحرک، ارتقای سلامت نیروی کار و در نهایت، افزایش بهرهوری مبتنی بر بنیه سالم کارگران. این چارچوب آماتوری، یادگار نگاه مدیریتی بود که ورزش را یک ضرورت برای حفظ توان تولید میدانست. اما در سالهای اخیر، شاهد یک جابجایی پارادایم هستیم. برگزاری مسابقات پر زرق و برق بینالمللی مانند CSIT و جام شرکتها، اگرچه در ظاهر نشاندهنده پیشرفت است، اما پیامد ناخواستهای به دنبال داشته است. کمرنگ شدن هدف اصلی و فشارهای ناشی از ارتقای سطح قهرمانی یکی از کارهایی بوده که انجام شده است. توجه به موضوع قهرمانی، منابع و انرژی را از بدنه اصلی جامعه کارگری که نیاز به فعالیتهای عمومی و تناسب اندام دارند به سمت نخبگان ورزشی سوق داده است. ورزش کارگری در حال تبدیل شدن از یک ابزار سلامت همگانی به یک میدان رقابت نخبهپرور است. این تغییر رویکرد، فلسفه اولیه را زیر سوال میبرد؛ زیرا سلامت کارگری که در کارخانه یا معدن فعال است، بیشتر از مدالهای قهرمانی برای اقتصاد اهمیت دارد. اگر این روند ادامه یابد، دستاوردهای نیم قرن تلاش برای سلامت کارگران به فراموشی سپرده خواهد شد و ورزش کارگری تبدیل به رویدادی نمایشی برای چند ورزشکار خاص خواهد شد، نه یک سرمایهگذاری پایدار در سرمایه انسانی کشور. ضروری است که سیاستگذاران، تعادل میان حمایت از ورزش قهرمانی و حفظ رسالت اصلی ورزش کارگری، یعنی سلامت همگانی، را بازیابند.