داوری ایران همچنان استعداد، تجربه و ظرفیت انسانی ارزشمندی دارد.

آیا مشکل داوری ایران، داوران هستند یا سیستم؟

وقتی از افت کیفیت داوری صحبت می‌کنیم، آیا فقط باید داور را ببینیم؟
هرگاه سخن از مشکلات داوری فوتبال ایران به میان می‌آید، معمولاً نخستین نگاه‌ها متوجه خود داوران است؛تصمیم اشتباه، مدیریت ضعیف مسابقه، خطای تشخیص، عدم تمرکز یا حتی عملکرد نامناسب در استفاده از فناوری.
اما شاید لازم باشد یک قدم عقب‌تر بایستیم و سؤال مهم‌تری مطرح کنیم :
آیا مشکل داوری ایران، فقط داور است یا باید سیستم را نیز مورد ارزیابی قرار داد؟
این سؤال نه برای تبرئه داوران مطرح می‌شود و نه برای متهم کردن مدیران، بلکه برای یافتن ریشه مسئله است.
زیرا داور خوب، محصول یک اتفاق نیست.
داور خوب نتیجه یک فرآیند است، فرآیندی که از استعدادیابی آغاز می‌شود، با آموزش علمی و مستمر ادامه پیدا می‌کند، در مسابقات مختلف با نظارت و ارزیابی تخصصی تکامل می‌یابد و در نهایت از طریق یک مسیر شفاف و حرفه‌ای ارتقاء به سطوح بالاتر می‌رسد.
اگر در هر حلقه‌ای از این زنجیره اشکالی وجود داشته باشد، نمی‌توان انتظار داشت که خروجی نهایی همیشه مطلوب باشد.

آیا ما داور تربیت می‌کنیم یا فقط کلاس داوری برگزار می‌کنیم؟

این شاید یکی از جدی‌ترین پرسش‌هایی باشد که باید امروز در فوتبال ایران مطرح شود.
برگزاری کلاس داوری، آموزش قوانین، برگزاری آزمون و صدور گواهینامه، قطعاً بخشی از فرآیند آموزش است، اما تربیت داور با برگزاری کلاس تفاوت دارد.
تربیت داور یعنی:
استعدادیابی صحیح
آموزش قوانین و تفسیر آنها
آموزش مدیریت مسابقه
آمادگی جسمانی
تجربه عملی
نظارت و ارزیابی
بازخورد مستمر
اصلاح اشتباهات
و در نهایت، ایجاد مسیر مشخص برای رسیدن به سطح حرفه‌ای .

در فوتبال مدرن، قوانین بازی نیز دائماً در حال تحول است و از فصل ۲۰۲۶/۲۷ تغییرات متعددی در حوزه‌هایی مانند مدیریت زمان، تعویض‌ها، مصدومیت‌ها، VAR و حتی استفاده احتمالی از دوربین بدنی داوران اعمال شده است. بنابراین، آموزش داور نمی‌تواند با یک دوره آموزشی و یک آزمون پایان یابد .

داور باید دائماً آموزش ببیند، ارزیابی شود و به‌ روز بماند.

درآمدزایی از آموزش؛ مسئله کجاست؟

باید در اینجا منصف بود، دریافت شهریه برای برگزاری دوره‌های آموزشی، به خودی خود نمی‌تواند موضوع انتقاد باشد. آموزش هزینه دارد و طبیعی است که برگزاری دوره، مدرس، امکانات، آزمون و سایر فرآیندهای آموزشی هزینه‌هایی داشته باشد. اما پرسش اصلی جای دیگری است:
آیا هدف اصلی، تربیت داور باکیفیت است یا افزایش تعداد کلاس‌ها و شرکت‌کنندگان؟
این دو هدف الزاماً یکسان نیستند .
اگر آموزش به یک فرآیند صرفاً درآمدزا تبدیل شو، ممکن است به تدریج تعداد کلاس‌ها افزایش پیدا کند، تعداد گواهینامه‌ ها بیشتر شود و آمار آموزش جذاب‌تر به نظر برسد ؛ اما این سؤال همچنان باقی است :

از این تعداد داور آموزش‌دیده، چند نفر واقعاً به داوران باکیفیت تبدیل شده‌اند ؟

به اعتقاد من ، شاخص موفقیت آموزش داوری نباید فقط تعداد دوره ‌های برگزارشده باشد.

شاخص واقعی باید کیفیت خروجی باشد .

اگر داور ضعیف است ، سیستم چه سهمی دارد؟

فرض کنیم داوری در یک مسابقه مهم اشتباه می‌کند .

اولین واکنش معمولاً این است که بگوییم داور ضعیف بود.
اما یک سیستم حرفه‌ای باید سؤال‌های دیگری هم مطرح کند:

این داور چگونه وارد سیستم شد؟
چه کسی استعداد او را شناسایی کرد؟
چه آموزش‌هایی دیده است؟
چند مسابقه برای کسب تجربه قضاوت کرده است؟
چند بار توسط ناظران متخصص ارزیابی شده است؟
پس از اشتباهاتش چه بازخوردی دریافت کرده اند؟
آیا اشتباهات او تحلیل شده‌اند؟
آیا برنامه مشخصی برای اصلاح نقاط ضعفش وجود داشته اس؟

و مهم‌تر از همه:

چه کسی مسئولیت دارد مطمئن شود داوری که به یک سطح بالاتر می‌رسد، واقعاً برای آن سطح آماده است ؟
اگر پاسخ این پرسش‌ها روشن نباشد، نمی‌توان تمام مسئولیت را بر دوش داور گذاشت .

آیا سطح داوری ایران کاهش یافته است؟

اینجا باید بسیار محتاط و حرفه‌ای صحبت کنیم.

نمی‌توان صرفاً بر اساس چند اشتباه داوری یا ابلاغ یک داور به مسابقات سطح پایین‌تر، حکم به افت کلی داوری ایران داد .

اما می‌توان و باید روندها را بررسی کرد.
برای مثال:
چند داور جوان در پنج سال گذشته وارد سطح بالای فوتبال شده‌اند؟چند داور مستعد از سطوح پایه شناسایی و حفظ شده‌اند؟

میانگین سنی داوران سطوح مختلف چگونه تغییر کرده است ؟

چند داور ایرانی به سطوح بالای AFC و FIFA رسیده‌اند؟

چه تعداد از داوران جوان توانسته‌اند مسیر ارتقای خود را به‌طور مستمر طی کنند؟

نمرات و ارزیابی‌های فنی داوران در یک دوره چندساله چه روندی داشته است؟
اینها سؤالاتی هستند که می‌توانند به جای برداشت‌های شخصی، تصویر واقعی‌تری از وضعیت داوری ایران ارائه کنند.

ابلاغ لیگ پایین‌تر ، الزاماً به معنای افت داور نیست.
گاهی گفته می‌شود که چرا برخی داوران، به‌ خصوص داوران با تجربه، بیشتر در مسابقات سطوح پایین‌تر قضاوت می‌کنند.
اما باید توجه داشت که یک ابلاغ به ‌تنهایی نمی‌تواند معیار ارزیابی کیفیت داور باشد .
ممکن است این موضوع به دلیل جوان‌گرایی ، برنامه ارزیابی، آماده‌سازی برای ارتقا، شرایط جسمانی، سیاست‌های کمیته داوران یا عوامل دیگر باشد.
اما اگر بررسی چندساله نشان دهد که داوران با تجربه و حتی مستعد ، بدون مسیر روشن ارتقا در سطوح پایین باقی می‌مانند، آن زمان باید پرسید:
مشکل از خود داور است یا از سیستمی که مسیر رشد او را طراحی کرده است ؟
این همان مرزی است که باید بین یک تصمیم موردی و یک مشکل ساختاری تفاوت قائل شد .

سیستم خوب ، وابسته به افراد نیست

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های یک سیستم حرفه‌ای این است که با تغییر افراد، کیفیت آن نباید دچار نوسان شدید شود .

اگر یک مدیر ، یک مدرس، یک مسئول یا یک ناظر تغییر کرد، نباید مسیر رشد یک داور نیز به‌طور اساسی تغییر کند.

سیستم باید قوی‌تر از افراد باشد.

یعنی معیارهای استعدادیابی مشخص باشد ، معیارهای ارزیابی روشن باشد، مسیر ارتقا تعریف شده باشد و عملکرد افراد نیز قابل سنجش باشد.
در چنین شرایطی، حتی اگر افراد تغییر کنند، فرآیند توسعه داوری ادامه پیدا خواهد کرد.

امروز باید « سیستم داوری » را داوری کنیم .

شاید زمان آن رسیده باشد که به جای اینکه همیشه داور را در جایگاه متهم قرار دهیم، یک بار خود سیستم را در جایگاه ارزیابی قرار دهیم.

آیا آموزش ما به‌روز است؟
آیا استعدادیابی ما علمی است؟
آیا ارزیابی‌ها استاندارد و قابل اندازه‌گیری است؟
آیا بازخورد واقعی به داور داده می‌شود؟

آیا مسیر ارتقا برای داور شفاف است؟

آیا موفقیت آموزش را با تعداد کلاس‌ها می‌سنجیم یا با تعداد داوران باکیفیتی که تربیت کرده‌ایم؟

و شاید مهم‌تر از همه:

آیا ما برای آینده داوری ایران برنامه داریم یا فقط برای مسابقه بعدی داور تعیین می‌کنیم؟
این پرسش‌ها، حمله به هیچ فرد یا نهادی نیست. اتفاقاً دفاع از آینده داوری ایران است.
زیرا داوران سرمایه فوتبال هستند و اگر در عملکرد یک داور مشکل وجود دارد، باید ابتدا ببینیم سیستمی که این داور را تربیت، ارزیابی و به میدان فرستاده است، چه مسئولیتی در قبال آن دارد.

سخن پایانی

بایستی به این اصل اعتقاد داشت که داوری ایران همچنان استعداد، تجربه و ظرفیت انسانی ارزشمندی دارد.
بنابراین، راه‌حل را نباید صرفاً در تعویض چند داور یا افزایش تعداد کلاس‌ها جستجو نمود. آنچه نیاز داریم، بازنگری در زنجیره کامل توسعه داوری است؛ از استعدادیابی و آموزش گرفته تا ارزیابی، نظارت، آمادگی جسمانی، روان‌شناسی، فناوری و مسیر ارتقا. زیرا اگر سیستم درست طراحی شود، داور خوب تولید می‌کند. اما اگر سیستم اشکال داشته باشد، حتی بهترین استعدادها نیز ممکن است در میانه راه از بین بروند. و شاید امروز مهم‌ترین پرسش داوری فوتبال ایران همین باشد: قبل از اینکه بپرسیم چرا داوران ما بهتر قضاوت نمی‌کنند؟، باید بپرسیم آیا ما سیستم لازم برای بهتر شدن آنها را فراهم کرده‌ایم؟
شاید مشکل داوری ایران فقط داور نباشد، شاید لازم است یک ‌بار، خودِ سیستم را هم داوری کنیم.

https://vvarzesh.ir/?p=20046

دیدگاه خود را بنویسید