بیرانوند چه گلی بر سر ورزش ایران زده است؟!
مجری برنامه «فوتبال برتر»، در آخرین اظهارنظر خود این سؤال را مطرح کردهاند که چطور علیرضا بیرانوند، که در سه دوره جام جهانی حضور داشته، از خدمت سربازی معاف نمیشود، اما بازیکنان تیم ملی کبدی با قهرمانی در آسیا میتوانند از این امتیاز استفاده کنند.
محض اطلاع شما آقای میثاقی عرض میکنیم که اگر اطلاعات دقیقی درباره افتخارات کبدی ایران ندارید، بد نیست قبل از طرح چنین مقایسهای کمی هم تحقیق کنید.
بازیکنان تیم ملی کبدی ایران فقط یک قهرمانی در بازیهای آسیایی جاکارتا ندارند. در سه دوره اخیر بازیهای آسیایی، دو بار نایبقهرمان شدهاند و سالهاست در سطح آسیا جزو قدرتهای اصلی این رشته به حساب می آیند.
قهرمانی جهان، قهرمانی در جام ملتهای آسیا و کسب مدالهای متعدد طلا، نقره و برنز در رقابتهای معتبر آسیایی و جهانی، بخشی از کارنامه همین بچههایی است که دربارهشان صحبت میکنید.
ما برای علیرضا بیرانوند احترام قائل هستیم. او بازیکن تیم ملی فوتبال ایران است و حضور در سه دوره جام جهانی افتخار بزرگی محسوب میشود. اما اگر این اظهارنظر از سر ناآگاهی و بیاطلاعی بوده، واقعاً جای تأسف دارد؛ و اگر با اطلاع از سوابق کبدی ایران مطرح شده، موضوع تأسفبارتر است.
موضوع سرباز قهرمان هم یک قانون و ضابطه مشخصی دارد. بر اساس ضوابطی که میان وزارت ورزش و جوانان و ستاد کل نیروهای مسلح تعیین شده است، ورزشکارانی که در سطح مشخصی از مسابقات جهانی، جام جهانی یا بازیهای آسیایی به عنوان قهرمانی میرسند، میتوانند مشمول مقررات سرباز قهرمان شوند. بنابراین اصل موضوع، «سه بار حضور در جام جهانی» نیست؛ کسب عنوان قهرمانی و افتخارآفرینی در مسابقات مشمول این قانون است. حالا اجازه بدهید یک مقایسه دیگر هم داشته باشیم؛ مقایسهای که شاید برای روشن شدن موضوع بد نباشد.
بازیکنان کبدی ایران میتوانند بپرسند چرا قهرمانی آنها در بازیهای آسیایی، قهرمانی جهان و قهرمانی آسیا اینقدر کم دیده میشود، اما یک فوتبالیست برای حضور در جام جهانی میتواند ارقام نجومی دریافت کند؟ من نمیخواهم وارد جزئیات قراردادها و پاداشهای فوتبال شوم، اما وقتی درباره ارقام میلیاردی فوتبال صحبت میکنیم و در مقابل، ورزشکار کبدی با کمترین امکانات و دستمزدها، میرود و برای ایران مدال طلای آسیا و جهان میآورد، آیا واقعاً درست است این دو را با چنین ادبیاتی مقابل هم قرار دهیم؟ این قیاس معالفارق است.
هر ورزشکاری در جایگاه خودش محترم است؛ چه فوتبالیست باشد، چه کبدیکار، چه کشتیگیر و چه ورزشکار رشتهای که کمتر دیده میشود. مسئله ما دفاع از یک ورزشکار در برابر ورزشکار دیگر نیست؛ مسئله، رعایت انصاف است.
من به عنوان کسی که سالها است کبدی را دنبال کردهام، میدانم این بچهها با چه امکانات محدودی به اردو میروند، تمرین میکنند و در نهایت قهرمان آسیا و جهان میشوند. همین حالا هم دو تیم ملی کبدی بانوان و آقایان ایران خودشان را برای بازیهای آسیایی ناگویا آماده میکنند و هر دو تیم مدعی کسب مدال طلا هستند.
فدراسیون کبدی و کادرهای فنی آن، آنقدر به توانایی های این دو تیم اطمینان دارند که هدف شان فقط حضور بر روی سکو نیست؛ هدف، کسب مدال طلاست.
همان اتفاقی که در جاکارتا رقم خورد و هر دو تیم ایران روی سکو رفتند.
در فوتبال امید هم امیدواریم تیم ایران بتواند به فینال برسد و قهرمان آسیا شود. اما واقعیت این است که بعد از قهرمانی در بازیهای آسیایی ۲۰۰۲، فوتبال امید ایران دیگر قهرمان بازیهای آسیایی نشده است و در بعضی دورهها نیز با تصمیمها و عملکردهایی که خودتان بهتر از من میدانید، خیلی زود از رقابتها کنار رفتهایم. پس لطفاً این رشتهها و ورزشکاران را در مقابل یکدیگر قرار ندهید.
لطفاً برای دفاع از یک فوتبالیست، یک قهرمان کبدی را کوچک نکنید.
بیرانوند قابل احترام است؛ همانطور که بازیکنان تیم ملی کبدی قابل احترام هستند. اما اگر قرار است درباره ورزشکاران ملی صحبت کنیم، باید کارنامه آنها را ببینیم، نه فقط میزان شهرت و درآمدشان را!
مردم هم این چیزها را میفهمند. مردم میدانند چه کسی با چه امکاناتی قهرمان میشود و چه کسی برای چه چیزی چه پاداشی میگیرد.
و در پایان، یک نکته را هم از سر حفظ حرمت بین ما اهالی رسانه عرض میکنم. بچههای تیم ملی کبدی حرفهای زیادی برای گفتن دارند. حتی درباره بعضی اتفاقات و پشت پردهها مطالبی را به ما گفتهاند که خودشان نخواستهاند رسانهای شود و ما هم تا امروز به احترام آنها و حرمت همکاران رسانهایمان چیزی نگفتهایم.
اما این به آن معنا نیست که کسی میتواند بدون اطلاع از واقعیتها درباره قهرمانان این رشته صحبت کند و انتظار داشته باشد پاسخی هم نشنود.
پس لطفاً، ملیپوشان را مقابل هم قرار ندهید و به جای مقایسه یک فوتبالیست با یک کبدیکار، بیایید یک بار درباره این صحبت کنیم که چرا قهرمانان بعضی رشتهها با کمترین امکانات قهرمان آسیا و جهان میشوند، اما سهم شان از توجه، امکانات و پاداش، قابل مقایسه با ستارههای فوتبال نیست.
این، سؤال واقعی ورزش ایران است.