پرخاشگری، اتهام زنی و هتاکی، ابزار قدرت برخی باشگاهها!

تهدید جدی برای فوتبال ایران

برای مقابله با پدیده زشت فحاشی، هتاکی و‌ شکست حریم پاک ورزشگاهها و فضای فوتبالی نباید دست روی دست گذاشت!
مسامحه، سهل انگاری و برخی مصلحت اندیشی ها را باید کنار گذاشت و به شدت با خاطیان برخورد کرد!
سه چهار دهه پیش که به عنوان نماینده نشریه دنیای ورزش در ورزشگاه شهید شیرودی حاضر می شدیم. برخی تیم های باشگاهی که هواداری نداشتند، برای ایجاد چالش در بازیها و تحت تاثیر قراردادن داوران و‌ ناظران، از یک سری افراد با عنوان ( دادبزن) استفاده می کردند.
این افراد که ذاتا صدای رسا و بلندی داشتند، در قبال پولی که دریافت می کردند از تیم متبوعه حمایت و بر علیه تیم مقابل و داوران شعار می دادند.
این شلوغ کاری ها و ایجاد تشنج ها، گاها موثر هم واقع می شد.
بارها دیده شد که افرادی، یک نیمه را برای یک تیم خاص شعار داده و در نیمه دوم با دریافت پول بیشتر، تغییر موضع داده و برای تیم مقابل داد و بیداد راه می انداختند.
خدا به حاج مهدی اربابی صحت و سلامتی عطا فرماید، که به تنهایی یک‌گردان بود. در ورزشگاه هایی که حاج مهدی حضور داشت، از این بساط ها و شلوغ کاری ها خبری نبود.
باید متذکرشوم افرادی که آن دهه برای داد زدن و‌شلوغ کاری از آنها استفاده می شد، شهرت و‌ تشخص اجتماعی نداشتند. این افراد از طبقات پایین اجتماعی و ‌نیازمند بودند و با اولین تشر و تلنگر حاج مهدی شال و کلاه می کردند و پی کارشان می رفتند و…!
این موضوع را بدان جهت قلمی کردم تا مخاطبان و‌هواداران آگاه باشند که فوتبال ما از کجا به ناکجا آباد رسیده است! امروز تیم های پرهوادار و‌متمول باشگاهی با توسل و‌تمسک به بازیکنان شاخص و سرشناس فوتبالی، در این وادی غلط گام گذاشته اند.
افرادی که باید الگوی نسل جوان باشند، به غلط در جایگاه هایی سخیف به کار گرفته شده اند! با تاسف و‌ تاثر فراوان باید اعتراف کرد، امروز برخی تیم های باشگاهی، به طور علنی نفرات سرشناس کشور را برای شلوغ کاری به کار می گیرند، زیرا آن را یک اهرم موثر در فوتبال باشگاهی قلمداد می کنند.
تکرار این وقایع تلخ و جری شدن متخلفان، از عدم برخورد درست و قاطع مسئولان فدراسیون و‌ کمیته های مربوطه حکایت می کند.
اینکه خاطی بجای عبرت گرفتن از رفتار و بزه صورت گرفته، برای مسئولان شاخ و شانه کشیده و‌ به بدرفتاری ادامه می دهد، گویای بی نتیجه بودن احکام صادره و‌ برخوردهای انضباطی است.
متاسفانه اغلب تیم های سرشناس کشور به دلیل داشتن هوادار و تیم رسانه ای از اقدامات فرهنگی فاصله گرفته و به هر نحو ممکن در پی کسب پیروزی می باشند. در سالیان گذشته دو تیم استقلال و‌ پرسپولیس، جدا از رقابت دیرینه در زمین فوتبال و‌ مستطیل سبز، تفابل همیشگی در پشت صحنه و ‌نبردهای رسانه ای داشتند.
صدور بیانیه ها و ‌مناقشه های دائمی و‌ جدل های رسانه ای و‌ هواداری، در مقاطعی اساس فوتبال ایران را تحت تاثیر قرار داده بود.
متاسفانه این نگاه غلط به تیم تراکتورسازی هم‌ منتقل شده است.
برخی به مالک باشگاه مشاوره غلط می دهند و‌ هواداران را هم به مسیری نادرست هدایت می کنند.
تحت فشار گذاشتن مجریان رقابت ها و‌ داوران و‌ بی تابی در نیمکت و‌کنار زمین از جمله اقداماتی است که تیم تبریزی آن را اهرم خوبی قلمداد می کند. در دوره اسکوچیچ که اصولا آدم آرام و‌ خویشتنداری بود، خداداد کنار او قرار گرفت، تا او با شیطنت های ذاتی و‌ پرخاشگری هایش، فضای بیرونی زمین را مدیریت و در دست بگیرد. با حضور نکونام که او هم خصوصیات ذاتی خداداد را دارد، شرایط را برای هدایت نیمکت ذخیره ها و‌ کنار زمین سخت و دشوار کرد و …
به نظر می رسد ادامه این راه برای فوتبال باشگاهی قابل تحمل نیست.
برخی به غلط از خاطیان حمایت می کنند و در میان آنها مسئولان استانی و‌ نمایندگان مجلس هم دیده می شوند.
اعتقاد دارم محرومیت های مقطعی افراد خاطی از مسئولیت و عدم حضور در ورزشگاه ها اولین اقدام بازدارنده است. باید به صورت دائمی با خاطیان برخورد کرد. صدا و سیما و اهالی رسانه هم باید از مصاحبه و انتشار عکس و خبر این افراد جلوگیری کنند. این موضوع هم باید بخشی از محرومیت فرد خاطی تلقی شود تا آب رفته بجوی بازگردد.

https://vvarzesh.ir/?p=20243

دیدگاه خود را بنویسید