خداداد عزیزی؛ مقصر رفتار خود، اما نه تمام مسئله
نگاهی تحلیلی و تطبیقی به حواشی فوتبال ایران و استانداردهای فوتبال حرفهای جهان
اتفاقات اخیر پیرامون خداداد عزیزی در فوتبال ایران، بار دیگر یک پرسش قدیمی اما بسیار مهم را مطرح کرده است: آیا تمام مشکل فوتبال ما رفتار یک فرد است یا باید ریشه این اتفاقات را در ساختار مدیریت، سازماندهی و فرهنگ فوتبال حرفهای جستوجو کرد؟
در اینکه اگر فردی، فارغ از جایگاه و سابقهاش، در محیط فوتبال حرفهای از الفاظ نامناسب استفاده کند، وارد محدودههای ممنوعه شود یا برخلاف مقررات رفتار کند، باید پاسخگو باشد، تردیدی نیست. خداداد عزیزی نیز به دلیل جایگاه و سابقه ملی خود بیش از یک فرد عادی در معرض نگاه عمومی قرار دارد و طبیعی است که از او انتظار بیشتری وجود داشته باشد
اما اگر بخواهیم فقط خداداد عزیزی را محکوم کنیم و پرونده را ببندیم، در واقع صورت مسئله را پاک کردهایم
مسئله بزرگتر، ضعف ساختار فوتبال حرفهای ایران است
فوتبال امروز دیگر فوتبال ۲۰ سال پیش نیست
امروز هر تماشاگر با یک تلفن همراه میتواند تصویربردار، خبرنگار، تحلیلگر و منتشرکننده یک اتفاق باشد. دیگر لازم نیست فردی خبرنگار رسمی یک رسانه بزرگ باشد تا یک اتفاق درون ورزشگاه را به میلیونها نفر منتقل کند
یک موبایل میتواند یک جمله، یک درگیری یا یک رفتار لحظهای را در چند دقیقه به موضوع اصلی فضای مجازی تبدیل کند
این واقعیت جدید، فوتبال حرفهای را با یک ضرورت جدی روبهرو کرده است
مدیریت رسانهای و مدیریت رفتاری باید بخشی از مدیریت مسابقه باشد، نه یک موضوع فرعی در فوتبالهای حرفهای دنیا، دسترسی رسانهها، محل استقرار خبرنگاران، میکسدزون، نشستهای خبری و محدودههای مجاز حضور افراد، براساس نظام مشخص اعتبارنامه و دسترسی مدیریت میشود. برای نمونه، در لیگ برتر انگلیس، اعتبار رسانهای مسابقات بهصورت مرکزی و توسط باشگاه میزبان مدیریت میشود و خبرنگاران و عکاسان باید پیش از مسابقه دارای توافقنامه اعتبار رسانهای باشند
در مقررات مسابقات اروپایی نیز محدوده دسترسی رسانهها کاملاً مشخص است و برای نشست خبری، میکسدزون، زمین مسابقه و سایر مناطق، قواعد جداگانه وجود دارد
پس سؤال اساسی اینجاست
در فوتبال ایران آیا برای عصر شبکههای اجتماعی، چنین ساختار حرفهای و دقیقی وجود دارد؟
از «فردمحوری» به «مسئولیت سازمانی»
اگر فردی بعد از اخراج، برخلاف مقررات وارد محدودهای شود که نباید وارد آن شود، طبیعتاً مسئولیت رفتار خودش را دارد
اما همزمان باید پرسید
چه کسی باید دسترسی افراد اخراجشده را کنترل کند؟
مسئول امنیت و انتظامات مسابقه چه وظیفهای دارد؟
مسئول رسانهای مسابقه چه وظیفهای دارد؟
چه کسی باید میکسدزون را مدیریت کند؟
آیا همه افراد حاضر در مسابقه آموزش دیدهاند؟
آیا مدیران، مربیان و بازیکنان پیش از شروع فصل آموزش «رفتار در فوتبال حرفهای» دیدهاند؟
آیا پروتکل مشخصی برای مواجهه با خبرنگاران، دوربینها و فضای مجازی وجود دارد؟
اگر پاسخ این پرسشها روشن نباشد، نمیتوان تمام مسئولیت را بر دوش یک فرد گذاشت
فوتبال حرفهای یعنی رفتار حرفهای افراد + مدیریت حرفهای محیط
مقایسه با فوتبال کشورهای پیشرفته
در فوتبال پیشرفته، بازیکن، مربی، مدیرعامل، خبرنگار و حتی نیروهای اجرایی میدانند که ورزشگاه یک محیط عمومی اما کاملاً قانونمند است
در لیگهای حرفهای، رسانه بخشی از صنعت فوتبال است، اما به این معنا نیست که هر فردی با موبایل یا میکروفن بتواند وارد هر محدودهای شود
اتحادیه فوتبال اروپا برای رسانهها نظام اعتباردهی و محدوده دسترسی تعریف کرده است و حتی برای رسانههایی که حق پخش ندارند، محل و زمان مشخص دسترسی به نشستهای خبری و میکسدزون تعیین میشود
این همان تفاوت مهم میان فوتبال حرفهای و فوتبال صرفاً مسابقهای است
در فوتبال حرفهای، فقط ۹۰ دقیقه بازی مدیریت نمیشود؛ بلکه قبل از مسابقه، حین مسابقه، بعد از مسابقه، رسانه، هوادار، بازیکن، مربی، مدیر و فضای مجازی نیز مدیریت میشوند
مشکل فوتبال ایران؛ فرهنگ حرفهای هنوز نهادینه نشده است
ما در ایران سالها درباره حرفهای شدن فوتبال صحبت کردهایم؛ قراردادهای حرفهای نوشتهایم، لیگ حرفهای ایجاد کردهایم، باشگاه حرفهای نامیدهایم و درباره حق پخش، اسپانسرینگ و درآمدزایی صحبت کردهایم
اما یک بخش مهم را کمتر جدی گرفتهایم
«فرهنگ فوتبال حرفهای»
فرهنگ حرفهای یعنی بدانیم
چگونه با داور صحبت کنیم
چگونه بعد از اخراج رفتار کنیم
چگونه با خبرنگار برخورد کنیم
چگونه در مقابل دوربین صحبت کنیم
چگونه با هوادار ارتباط داشته باشیم
چگونه در شرایط عصبی تصمیم بگیریم
چگونه از اعتبار باشگاه دفاع کنیم
چگونه از فضای مجازی استفاده کنیم
و مهمتر از همه، چگونه بدانیم هر رفتار ما ممکن است چند ثانیه بعد در سراسر کشور دیده شود
این آموزش باید از ردههای پایه آغاز شود و تا لیگ برتر ادامه پیدا کند
خداداد عزیزی یک استثنا نیست
خداداد عزیزی چهرهای شناختهشده در فوتبال ایران است و سابقه ملی و محبوبیت نسبی او باعث میشود رفتارهایش بیشتر دیده شود
اما اگر امروز خداداد را محروم کنیم و فردا اتفاق مشابهی با فرد دیگری رخ دهد، نشان میدهد که مشکل حل نشده است
تنبیه یک فرد، مدیریت نیست؛ جلوگیری از تکرار تخلف، مدیریت است
اگر یک اتفاق مشابه بارها تکرار میشود، باید به جای پرسیدن «چه کسی مقصر بود؟» یک سؤال مهمتر مطرح کنیم
چه چیزی در سیستم باعث شد این اتفاق امکان وقوع پیدا کند؟
سازمان لیگ باید از ناظر مسابقه فراتر برود
سازمان لیگ نباید فقط برنامه مسابقات را تنظیم کند و پس از حادثه، گزارش ناظر را به کمیتههای مربوطه ارسال کند
سازمان لیگ در یک فوتبال حرفهای باید یک پروتکل جامع مدیریت مسابقه داشته باشد که در آن برای هر موقعیت، مسئول مشخص و دستورالعمل روشن وجود داشته باشد
از جمله
پروتکل رفتار حرفهای
تمام مدیران، مربیان و بازیکنان پیش از شروع فصل دوره کوتاه اجباری رفتار حرفهای را طی کنند.
پروتکل رسانه
هر رسانه و فرد رسانهای دارای اعتبارنامه مشخص باشد و محدوده دسترسی او تعریف شود
مدیریت میکسدزون
میکسدزون نباید محیطی بیقاعده باشد. ورود، خروج، مصاحبه و دسترسی باید مدیریت شود
مدیریت افراد اخراجشده
برای فردی که از زمین یا نیمکت اخراج میشود، مسیر مشخص خروج و محدوده ممنوعه تعریف شود
آموزش فضای مجازی
بازیکنان و مدیران باید بدانند که هر رفتار مقابل دوربین یا موبایل میتواند به یک بحران رسانهای تبدیل شود
آموزش کنترل خشم
کنترل هیجان باید بخشی از آموزش فوتبال حرفهای باشد؛ همانطور که تاکتیک و آمادگی جسمانی آموزش داده میشود
مسئول مدیریت بحران رسانهای
هر باشگاه حرفهای باید فرد یا واحد مشخصی برای مدیریت بحران رسانهای داشته باشد
عصر موبایل، قوانین جدید میخواهد
در گذشته ممکن بود یک اتفاق در ورزشگاه رخ دهد و فقط چند خبرنگار آن را روایت کنند.
امروز شرایط کاملاً متفاوت است
یک هوادار در سکو، یک تصویربردار کنار زمین، یک خبرنگار، یک بازیکن یا حتی یک فرد عادی با تلفن همراه میتواند اتفاق را ثبت و منتشر کند
بنابراین فوتبال باید از مفهوم سنتی «رسانه» عبور کند و وارد مفهوم محیط رسانهای دائمی شود
فیفا نیز در سالهای اخیر موضوعاتی مانند رسانه دیجیتال، ارتباط با هواداران و مدیریت بحران را در آموزش مدیریت باشگاهها مورد توجه قرار داده است
حتی در سطح جام جهانی ۲۰۲۶، فیفا از سامانه حفاظت رسانههای اجتماعی برای پایش و مدیریت میلیونها پست و نظر استفاده کرده است؛ این نشان میدهد که فوتبال مدرن دیگر نمیتواند فضای مجازی را موضوعی حاشیهای تلقی کند
برخورد انضباطی لازم است، اما کافی نیست
نباید از این تحلیل برداشت کرد که رفتار نادرست یک مدیر، مربی، بازیکن یا هر فرد دیگری قابل توجیه است
خیر؛ قانون باید اجرا شود
اگر خداداد عزیزی برخلاف مقررات رفتار کرده است، باید طبق مقررات با او برخورد شود
اما همزمان باید از خودمان بپرسیم
چرا چنین اتفاقی در یک مسابقه حرفهای امکان وقوع پیدا میکند؟
چرا فرد اخراجشده میتواند به محدودههایی دسترسی داشته باشد که نباید داشته باشد؟
چرا رسانه، هوادار و افراد غیررسانهای میتوانند در شرایط حساس به افراد درگیر مسابقه نزدیک شوند؟
و چرا آموزش رفتار حرفهای در فوتبال ما هنوز جدی گرفته نشده است؟
نتیجه؛ خداداد را محکوم کنیم، اما فوتبال را هم اصلاح کنیم
در ماجرای اخیر، میتوان گفت خداداد عزیزی مسئول رفتار خودش است و اگر تخلفی صورت گرفته، باید پاسخگو باشد
اما مسئولان فوتبال ایران نیز باید مسئولیت خود را بپذیرند
مسئولیت سازمان لیگ فقط برگزاری مسابقه نیست؛ تأمین استانداردهای برگزاری مسابقه نیز بخشی از وظیفه آن است
امروز دیگر نمیتوان فوتبال را با قواعد دهههای گذشته اداره کرد
فوتبال ایران نیازمند یک تحول جدی در سه حوزه است
قانون و انضباط
مدیریت حرفهای مسابقات
فرهنگسازی و آموزش رفتار حرفهای
اگر این سه ضلع در کنار یکدیگر قرار نگیرند، هر هفته ممکن است نام یک فرد دیگر تیتر رسانهها شود
امروز خداداد عزیزی است؛ فردا ممکن است بازیکن، مربی، مدیرعامل یا حتی یک مقام اجرایی باشد
پس بهتر است به جای اینکه هر بار پس از وقوع حادثه فقط به دنبال «مقصر» بگردیم، یک بار برای همیشه بپرسیم
«چه زمانی میخواهیم
فوتبال ایران را واقعاً حرفهای اداره کنیم؟»
حرفهای شدن فوتبال فقط VAR قرارداد میلیاردی و نام لیگ برتر نیست
فوتبال حرفهای یعنی حرفهای رفتار کردن؛ حتی در سختترین و عصبیترین لحظه مسابقه
و این فرهنگ، نه با جریمه و محرومیت به تنهایی، بلکه با قانون، آموزش، مدیریت و نظارت مستمر ساخته میشود