به بهانه آغاز لیگ حرفه‌ای

ریخت‌وپاش‌ها آغاز شد، اما حاصل کجاست؟

با نزدیک شدن به آغاز فصل جدید لیگ حرفه‌ای فوتبال کشور، دوباره همان چرخه همیشگی در حال تکرار است؛ قراردادهای سنگین، هزینه‌های چندهمتی، جابه‌جایی‌های پر سر و صدا و رقابتی که گاهی بیش از آنکه بر تولید بازیکن، توسعه فوتبال پایه و ساختن آینده تیم ملی متمرکز باشد، به مسابقه‌ای برای هزینه‌کرد بیشتر تبدیل می‌شود. حال سؤال اساسی اینجاست: که حاصل این همه هزینه چیست؟
فوتبال باشگاهی قرار است کارخانه تولید بازیکن برای تیم ملی باشد. تیم ملی نیز ویترین نهایی عملکرد فدراسیون، باشگاه‌ها، مربیان و نظام استعدادیابی کشور است. اما وقتی میان میزان سرمایه‌گذاری در فوتبال باشگاهی و خروجی آن برای تیم ملی فاصله‌ای جدی ایجاد می‌شود، باید یک بار برای همیشه درباره مدل فعلی فوتبال حرفه‌ای کشور سؤال کنیم.
اگر باشگاه‌ها میلیاردها و بلکه هزاران میلیارد تومان هزینه می‌کنند، اما سهم فوتبال ملی از این سرمایه‌گذاری همچنان محدود است، مشکل کجاست؟ آیا مشکل از ساختار لیگ است؟ آیا نظام استعدادیابی ایراد دارد؟ آیا انتخاب بازیکنان و مربیان نیازمند بازنگری است؟ یا اساساً فلسفه فوتبال حرفه‌ای در کشور از مسیر اصلی خود فاصله گرفته است؟
فوتبال حرفه‌ای فقط قراردادهای سنگین و ستاره‌های گران‌قیمت نیست. فوتبال حرفه‌ای یعنی تولید استعداد، پرورش بازیکن، توسعه مربی، تقویت زیرساخت، شفافیت مالی و در نهایت ساختن تیم ملی قدرتمند. اگر بخش عمده منابع فوتبال صرف خرید بازیکن آماده شود و باشگاه‌ها کمتر به آکادمی، فوتبال پایه و پرورش نسل آینده توجه کنند، طبیعی است که چند سال بعد با خلأ نسلی مواجه شویم . نسل‌های زیادی از بازیکنان جوان ممکن است در همین فرآیند دیده نشوند؛ نه به این دلیل که استعداد ندارند، بلکه چون فرصت رقابت و رشد به آنها داده نمی‌شود. در چنین شرایطی، فوتبال می‌تواند از یک صنعت تولید قهرمان به بازاری برای گردش پول و درآمد تبدیل شود؛ بازاری که در آن تعداد محدودی به جایگاه و درآمد می‌رسند، اما بدنه اصلی فوتبال همچنان با مشکلات گذشته دست‌وپنجه نرم می‌کند
فوتبال برای امروز یا برای جام جهانی بعد؟
اکنون شاید بهترین زمان برای تغییر نگاه باشد. به جای اینکه هر سال تنها چند هفته مانده به مسابقات مهم ملی، نگران وضعیت تیم ملی شویم، باید از همین امروز برای جام جهانی بعدی برنامه‌ریزی کنیم.
باید مشخص شود طی چهار سال آینده چه تعداد بازیکن زیر ۱۸، ۲۰ و ۲۳ سال باید به سطح اول فوتبال کشور برسند. باشگاه‌ها چه تعهدی در قبال فوتبال پایه دارند؟ سهم آکادمی‌ها از بودجه باشگاه‌ها چقدر است؟ چه تعداد بازیکن جوان در هر فصل باید فرصت بازی واقعی پیدا کنند؟ و مهم‌تر از همه، شاخص موفقیت فدراسیون و لیگ حرفه‌ای چیست؟
اگر شاخص موفقیت فقط قهرمانی باشگاهی، جذب ستاره و بالا رفتن رقم قراردادها باشد، نباید انتظار داشته باشیم که این چرخه الزاماً به ساختن تیم ملی بهتر منجر شود . اما اگر تولید بازیکن، افزایش کیفیت فوتبال پایه، حضور جوانان در ترکیب تیم‌های بزرگ، صادرات بازیکن و موفقیت تیم ملی به شاخص‌های اصلی تبدیل شوند، آن‌وقت می‌توان گفت لیگ حرفه‌ای واقعاً در خدمت فوتبال کشور است .
یک سؤال جدی
آیا فوتبال صرفاً محلی برای کسب درآمد عده‌ای محدود است یا قرار است یک سرمایه ملی باشد؟
هیچ‌کس مخالف درآمدزایی در فوتبال حرفه‌ای نیست. فوتبال بدون اقتصاد قدرتمند و منابع مالی پایدار نمی‌تواند پیشرفت کند. مسئله، نسبت میان هزینه و دستاورد است . اگر قرار است هزینه‌ها هر سال بیشتر شوند، باید خروجی هم بیشتر شود . باید بازیکن بهتر تولید کنیم، مربی بهتر بسازیم، آکادمی‌های قدرتمندتری داشته باشیم، تیم ملی قوی‌تری بسازیم و در نهایت فاصله خود را با فوتبال روز دنیا کاهش دهیم.
لیگ حرفه‌ای باید سکوی پرتاب فوتبال ایران باشد، نه مقصد نهایی آن
امروز هنوز فرصت تغییر وجود دارد. می‌توان به جای تکرار برنامه‌های سال‌های گذشته، یک برنامه چهار ساله واقعی برای جام جهانی بعدی طراحی کرد؛ برنامه‌ای که از مدارس فوتبال و آکادمی‌ها شروع شود، به لیگ حرفه‌ای برسد و در نهایت خروجی آن را در تیم ملی ببینیم . در غیر این صورت، ممکن است چهار سال دیگر دوباره همین سؤال را تکرار کنیم
این همه هزینه کردیم؛ اما سهم فوتبال ملی از این همه سرمایه‌گذاری چه شد؟ شاید وقت آن رسیده باشد که قبل از آغاز دوباره ریخت‌وپاش‌ها، یک بار هم درباره بازدهی فوتبال حرفه‌ای صحبت کنیم

https://vvarzesh.ir/?p=19394

دیدگاه خود را بنویسید