فدراسیون، ملک شخصی کسی نیست!

زمان حساب کشی فرا رسیده است

اگر این اسناد درست است؛ پس وقتِ حساب‌کشی فرا رسیده است!
مطالب و اسنادی که اخیراً درباره عملکرد مالی برخی از فدراسیون‌های ورزشی منتشر شده، حاوی ادعاهایی بسیار سنگین است؛ ادعاهایی درباره فاکتورهای مشکوک، هزینه‌های تکراری، پرداخت به حساب اشخاص، اعزام افراد فاقد مأموریت روشن و استفاده از منابع عمومی.
تأکید روشن است: ادعا، تا زمان بررسی و اثبات توسط مرجع صالح، حکم قطعی نیست. اما وقتی پای بودجه عمومی و پول ورزشکاران و مردم در میان است، هیچ دستگاه نظارتی نباید منتظر بماند تا ابهام‌ها به بحران تبدیل شود. اگر بخشی از این مطالب درست باشد، موضوع دیگر اختلاف داخلی یک فدراسیون نیست؛ موضوع، صیانت از بیت‌المال است.
ریاض و ناگویا را دقیق بررسی کنید
دستگاه‌های نظارتی می‌توانند بدون جنجال و بدون قضاوت، فقط اسناد را کنار هم بگذارند: چه کسانی اعزام شدند؟ با چه عنوانی؟ با مجوز چه نهادی؟ هزینه واقعی بلیت و هتل چقدر بوده؟ پول به حساب چه شرکت یا شخصی رفته؟ آیا فاکتور با خدمت واقعی مطابقت داشته؟ آیا فردی بیش از یک‌بار برای یک هزینه پول گرفته است؟ و اساساً آیا همه افراد اعزام‌شده، مأموریت واقعی و قابل دفاعی داشته‌اند؟
پاسخ این پرسش‌ها در حسابداری و اسناد مالی است، نه در مصاحبه و تکذیب توسط این و آن. به ‌خصوص درباره کاروان‌های ریاض و ناگویا، بررسی تطبیقی فهرست اعزامی‌ها، مجوزها، مأموریت‌ها، هزینه‌های بلیت، هتل، خودرو و سایر پرداخت‌ها می‌تواند بسیاری از ابهام‌ها را روشن کند.
فدراسیون ملک شخصی نیست
هیچ فدراسیونی ملک شخصی رئیس یا مدیرانش نیست. البته در میان مدیران ورزش، اکثریت مدیران محترم و قانون‌مدار هستند؛ اما گاهی با رفتارهایی مواجه می‌شویم که با شأن مدیریت ورزشی فاصله دارد؛ از بی‌احترامی و ادبیات نامناسب با منتقدان و بدنه ورزش گرفته تا مقاومت در برابر نظارت و تصور اینکه مدیریت یک فدراسیون یعنی اختیار مطلق. عجیب‌تر آنجاست که برخی مدیران، همواره از اخلاق، دین، ارزش‌ها و قانون سخن می‌گویند، اما در عمل تحمل پرسش، نقد و نظارت را ندارند.
اگر مدیری از عملکرد خود اطمینان دارد، چرا باید از نظارت نگران باشد؟
فدراسیون محل خدمت است، نه حریم شخصی؛ منابع آن عمومی است و تصمیمات آن باید قابل بررسی باشد.
از سوی دیگر، گاهی شاهد آن هستیم که یک رئیس فدراسیون در امور تخصصی رشته‌های دیگر نیز اظهارنظر و دخالت فنی می‌کند؛ این سؤال کاملاً منطقی است: با چه جایگاه و چه مجوزی؟
تخصص هر رشته، صاحب فنی و ساختار کارشناسی خود را دارد. مدیریت یک فدراسیون به معنای صاحب‌نظر بودن در همه رشته‌های ورزشی نیست. اگر قرار باشد هر مدیری خود را صاحب‌نظر در همه امور ورزش بداند، پس جایگاه کارشناسان، مربیان و متخصصان رشته‌های دیگر چه می‌شود؟
مدیریت یعنی مسئولیت‌پذیری، قانون‌مداری و احترام به تخصص دیگران؛ نه دخالت در هر حوزه‌ای که ارتباطی با جایگاه مدیریتی فرد ندارد.
مطالبه روشن است. اگر نسبت خانوادگی، دوستی یا ارتباط شخصی در اعزام‌ها و قراردادها نقش داشته، باید بررسی شود؛ اگر نداشته، همان بررسی می‌تواند این اتهام‌ها را برای همیشه کنار بزند. بنابراین مطالبه روشن است:
نه اتهام بدون سند؛ نه حمایت بدون بررسی.
دیوان محاسبات، سازمان بازرسی، حراست و سایر مراجع مسئول، شایسته است اسناد و گزارش‌های مطرح‌شده را دقیق بررسی و نتیجه را شفاف اعلام کنند. اگر تخلفی نبوده، مدیران پاک‌دست باید از اتهام‌ها تبرئه شوند؛ و اگر تخلفی اثبات شده، نام و عنوان نباید مانع اجرای قانون شود.
پایان مدیریت بدون پاسخ‌گویی
مدال، سابقه ورزشی، عنوان قهرمانی یا جایگاه مدیریتی، هیچ‌کدام مصونیت مالی یا مدیریتی ایجاد نمی‌کند.
مدیریت، امانت است؛ فدراسیون، ملک شخصی نیست؛ و بودجه ورزش، پول شخصی مدیران نیست. در نهایت نه عنوان‌ها باقی می‌مانند، نه روابط و نه قدرت. آنچه باقی می‌ماند اسناد، عملکرد و پاسخ‌گویی در برابر قانون و وجدان است. چنین بنظر می رسد، وقت آن رسیده که به جای حرف، دفاتر مالی باز شود و اسناد روی میز قرار بگیرند و …

https://vvarzesh.ir/?p=20562

دیدگاه خود را بنویسید