فوتبال; تهدیدها و فرصت هایش!
در آستانه بزرگترین رویداد فوتبال جهان، یعنی جام جهانی، بدلیل شروع جنگ ناجوانمردانه علیه کشورمان و حمله به برخی ورزشگاههای ما از سوی دشمن خونخوار، فوتبال کشور ما با یکی از حساسترین بحرانهای مدیریتی خود دستوپنجه نرم میکند: تعطیلی و بلاتکلیفی لیگ برتر. این تصمیم که ظاهراً اهدافی از جنس حمایت از تیم ملی را دنبال میکند، در عمل موجب رکود شدید در باشگاهها، افت آمادگی جسمی بازیکنان، و بینظمی در چرخه حرفهای فوتبال ملی شده است. اثرات این وقفه، نهتنها لیگ داخلی بلکه عملکرد تیمهای ایرانی در رقابتهای آسیایی را تهدید میکند.
تحلیل توقف لیگ برتر و بلاتکلیفی شامل موارد زیر میشود:
۱. تمرینات مجازی یا نمایشی؛ آمادگی ظاهری و بازیکنان کاغذی
برخی مربیان باشکاهی از بازیکنان خارجی خواستهاند تا از تمرینات بدنسازی خود فیلم گرفته و برای کادر فنی ارسال کنند. این روند، هرچند برای حفظ ارتباط ظاهری میان بازیکن و کادر فنی تعریف شده، در واقع نوعی رفع تکلیف و اقدام کاملاً فرمالیته است که هیچ اثر واقعی در حفظ آمادگی تیم ندارد. فوتبال، هماهنگی گروهی میطلبد، نه تصویر تمرین فردی.
۲. پرداخت حقوق بدون کار؛ بحران مالی و اخلاقی باشگاهها
بازیکنانی که عملاً تمرین و مسابقه ندارند، همچنان حقوق و قراردادهای حرفهای خود را دریافت میکنند. این وضعیت علاوه بر ایجاد فشار اقتصادی بر باشگاهها علیرغم عدم تامین منابع قابل پیش بینی مانند حق پخش و بلیط فروشی و اسپانسری و…، زمینه بیعدالتی را میان بازیکنان و سایر کارکنان فراهم میسازد. در نظام حرفهای فوتبال، دستمزد باید تابع عملکرد باشد، نه رکود و عدم اقدام.
۳. آثار فنی تعویق لیگ بر روح تیمها و بدنه فنی فوتبال
تعویق مسابقات تا پس از جام جهانی، اثرات فنی مخربی دارد. مهمترین آنها عبارتاند از:
کاهش انسجام تیمی و گسست ارتباط درونتیمی.
افت کیفیت فنی بازیکنان بهواسطه نبود رقابت جدی و فشار مسابقه.
اختلال در برنامهریزی بدنسازی و تغذیه ورزشی.
کاهش اعتماد هواداران و کاهش شور و اشتیاق ملی نسبت به فوتبال داخلی.
و در نهایت، تأثیر منفی بر رتبه و جایگاه بینالمللی فوتبال ایران در ارزیابیهای کنفدراسیون فوتبال آسیا.
۴. ابعاد مدیریتی و بینالمللی مسئله
با توجه به لزوم معرفی تیمها به کنفدراسیون فوتبال آسیا برای حضور در لیگ نخبگان و مسابقات باشگاههای آسیا، ادامه این وضعیت میتواند ایران را از حق طبیعی نمایندگی در سطح قاره محروم کند و یا معرفی بر اساس جایگاه فعلی لیگ برتر که این خود بی عدالتی است زیرا تجربه نشان داده نتیجه عادلانه قهرمانی در لیگ برتر در گرو تاب آوری تیم ها در هفته های پایانی است.
ضمن توجه به محدودیت های فدراسیون فوتبال در گزینه های پیش روی، باید درک شود که ادامه لیگ، ضرورت فنی و بینالمللی دارد نه انتخاب اختیاری.
جمعبندی و پیشنهاد
بلاتکلیفی فعلی فوتبال کشور، چهره حرفهای آن را تضعیف کرده و سرمایه انسانی باشگاهها را فرسوده میسازد.
با توجه به شرایط موجود، برگزاری مجتمع و اتمام لیگ برتر حتی در وضعیتهای بحرانی یا شرایط شبهجنگی ضرورتی بیش از همیشه یافته است. تاریخ نشان داده است که ورزش، بهویژه فوتبال، در سختترین دورانها میتواند نماد پایداری، روحیه ملی و سلامت اجتماعی باشد.
لذا پیشنهاد میشود:
برنامه لیگ بدون توقف و با فشردهسازی منطقی ادامه و به اتمام برسد.
نظام نظارت بر آمادگی بدنی بازیکنان فعال گردد.
پرداختهای مالی بر مبنای عملکرد واقعی اصلاح شود.
فدراسیون با اولویت فوری لیگ را تا موعد مقرر تکمیل کرده و تیمهای آسیایی را معرفی کند و بازیکنان آماده تری را در اختیار مربیان تیم ملی فوتبال قرار دهد.