گرگان فقط یک شهر نیست؛ برای خیلی از ما، گرگان یعنی بسکتبال

قدر سرمایه‌های شهرمان را بدانیم

گرگان فقط یک شهر نیست؛ برای خیلی از ما، گرگان یعنی بسکتبال. یعنی سالن‌هایی که با صدای تشویق مردمش جان می‌گیرند، یعنی کودکانی که با رؤیای پوشیدن پیراهن تیم شهرشان بزرگ می‌شوند و یعنی مردمی که قهرمانی تیم شان را با تمام وجود زندگی می‌کنند.
اما گاهی در میان همین شور و افتخار، یک سؤال تلخ باقی می‌ماند: آیا قدر سرمایه‌هایی که خودمان ساخته‌ایم، را می‌دانیم؟
صالح مخدومی برای گرگان فقط یک مربی نبود. او از همین بسکتبال رشد کرد؛ از همان سال‌های کودکی، از همان سالن‌ها و همان نسل‌های پایه… سال‌ها زحمت کشید، آموخت، تجربه کرد و آرام‌آرام به یکی از چهره‌های قابل احترام بسکتبال گرگان تبدیل شد و بعد، در روزهایی که هدایت تیم شهرداری گرگان را بر عهده گرفت، با وجود همه محدودیت‌ها و دشواری‌ها، سه بار تیم شهرش را به قهرمانی لیگ برتر رساند.
سه قهرمانی فقط سه جام نبود. سه بار، دل مردم گرگان شاد شد. سه بار، پرچم شهرمان بالا رفت. سه بار، هزاران نفر در کنار هم برای موفقیت تیم شهرشان جشن گرفتند. و پشت  همه این موفقیت‌ها، یک مربی جوان، پرتلاش، باسواد، بااخلاق و محترم ایستاده بود؛ کسی که به نظر می‌رسید می‌تواند سال‌ها برای بسکتبال گرگان افتخارآفرینی کند.
اما امروز صالح دیگر روی نیمکت تیم شهرش نیست… او راهی مازندران شده و هدایت کاله را بر عهده گرفته است. طبیعی است که در ورزش، مربی و بازیکن جابه‌جا شوند. طبیعی است که مسیر حرفه‌ای افراد تغییر کند. اما چیزی که برای مردم گرگان دردناک است، اصل رفتن نیست؛ چراییِ رفتن است. این سؤال برای بسیاری از مردم باقی مانده است: چرا باید سرمایه‌ای که در همین شهر رشد کرده، برای حفظش آن‌قدر تلاش نکنیم که دیگران فرصت استفاده از آن را پیدا کنند؟
صالح در نوشته‌هایش از مردم گرگان با محبت یاد کرده؛ از روزهایی گفته که به او اعتماد کردند، از بازیکنانی که برایشان دوست بود، از خاطراتی که برایش ماندگار شد و از شهری که برای او فقط یک تیم نبود. این یعنی هنوز رابطه‌ای عمیق میان او و مردم این شهر وجود دارد. پس شاید امروز زمان گلایه و سرزنش نباشد؛ اما زمان یک سؤال جدی است: مسئولان ورزش گرگان، برای حفظ سرمایه‌های انسانی این شهر چه برنامه‌ای دارند؟ بسکتبال گرگان فقط به بازیکن و مربی نیاز ندارد؛ به مدیریت، برنامه‌ریزی، ثبات، احترام و قدرشناسی نیاز دارد. اگر امروز صالح مخدومی را از دست داده‌ایم، امیدواریم این اتفاق برای همه ما یک درس باشد: سرمایه‌های انسانی را وقتی باید قدر دانست که کنار ما هستند، نه وقتی که از کنارمان رفته‌اند.
گرگان آن‌قدر بزرگ هست که دوباره قهرمان بسازد؛ اما ای‌کاش یاد بگیریم قهرمانان و سازندگان قهرمانی را هم حفظ کنیم.
صالح جان،
شاید امروز پیراهن و نیمکت تیمت تغییر کرده باشد، اما خاطره آن سه قهرمانی و شادی‌ که به مردم گرگان هدیه دادی، برای همیشه در قلب این شهر خواهد ماند. گاهی آدم‌ها از یک شهر می‌روند، اما چیزی که برای آن شهر ساخته‌اند، ماندگار می‌شود.

https://vvarzesh.ir/?p=19743

دیدگاه خود را بنویسید