قلعه نویی پیش دستی کرده است
متن احساسی نسبتا خوبی برای قلعه نویی نوشته بودند تا پس از ۴ سال حضور در تیم ملی یکبار با بیانیه ای از سوی سرمربی تمام شده تیم ملی را ببینیم و بخوانیم. در این بیانیه نوبسنده مطلب احساسات خودش را هم دخالت داده برای همین نخواسته واژه عذرخواهی را برای قلعه نویی بیاورد چون به زعم دار و دسته سرمربی تیم ملی ، نتایج ایران در این دوره جام جهانی چنان مشعشع! بوده که تمام ایران یک دمش گرم و سپاس سرکار به قلعه نویی بدهکار است.
دوستان، آرزوهای خود را با زبان قلعه نویی در بیانیه گنجانده اند که اگر تیر به توپ گیر نمی کرد! اگر داور مهربان تر بود! اگر الجزایر دقیقه ۹۷ گل نمی خورد! اگر هواپیما نیم ساعت زودتر می پرید! اگر خروس همسایه غاز نبود! الان لطف کریمانه عالیجناب شامل حال همه ایرانیان بود و این ما بودیم که فخر فروشی می کردیم.
اما از این گذشته برآیند بیانیه که با گله گذاری پنهان همراه است یک پیام مهم دارد: خداحافظ تیم ملی!خداحافظ روزها و شب های خوش با تو بودن!
این مهمترین پیام امیر قلعه نویی به فدراسیون فوتبال و شخص آقای تاج است. نوعی گلایه نامه و البته جدای از مزایای مادی و معنوی که تیم ملی در این۴ سال برای قلعه نویی و گروه دوستان و یاران داشت، یک جام اخلاق هم قلعه نویی به عنوان سرمربی تیم ملی با خود به خانه نبرد تا بعد از این به دوستان و اقوام و یاران نشان دهد و با آن خاطره بازی کند.
کاش یک اثری از خود برجای می گذاشت مثل همه مربیان ایرانی که صاحب یک افتخار هستند، بر فرض هر موقع می خواهیم پرونده مربیان ایرانی تیم ملی را مرور کنیم اول از حشمت خان مهاجرانی شروع می کنبم که درهای جام حهانی را با سربازانش بر روی فوتبال ایران گشود.
ناصر ابراهیمی و آن تیم رویایی ۱۹۸۴ سنگاپور و بدشانسی دقيقه ۹۰، پرویز خان دهداری و رنسانس در فوتبال ایران و سومی جام ملت ها با حداقل امکانات و معرفی نسلی جدید به فوتبال، علی پروین و قهرمانی ۹۰ پکن، محمد مایلی کهن و تیم شجاع ۱۹۹۶ امارات که زلزله فوتبال آسیا را بر پا کرد، زنده یاد منصورخان پورحیدری با حسین فرکی در بازیهای آسیایی ۱۹۹۸ بانکوک تیم ملی را قهرمان آسیا کردند.
بعد از مایلی کهن فوتبال ملی اغلب مربیان خارجی داشت که برانکو شاخص ترین آنها بود. با یک قهرمانی در بازهای آسیایی ۲۰۰۲ پوسان و سکوی سوم جام ملت های ۲۰۰۵ چین و البته صعود زودهنگام به جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان.
بعد از آن اتفاقاتی افتاد که فوتبال ما را تعلیق کردند و در همان دوران امیر قلعه نویی برای جام ملت های مالزی انتخاب شد که در مقابل تیم جوان شده کره جنوبی شکست خورد و حذف شدیم؛ دوباره چرخ چرخید و بعد از کارلوس کیروش به امیر قلعه نویی رسیدیم که بازهم یک جام ملت ها را از دست دادیم و جام جهانی هم همان شد که همه می دانیم!
امروز اگر قلعه نویی در جام جهانی ۵ بازيکن جوان رو می کرد، چه بسا یکی مثل حسین نژاد، طاهری، حزباوی، محمودی پرسپولیس و یا حتی آریا یوسفی البته اگر بیشتر بازی می کرد، می درخشیدند و هم تیم ملی را بالا می آوردند و هم استعدادیاب های جهان سراغ جوانان ما می آمدند و امروز قلعه نویی بجای بیانیه الوداع، سینه ستبر می کرد این من بودم که به جوانها میدان دادم و …
برخلاف دوستانی که می گویند اگر جوانها را بازی می داد شاید شکست می خوردیم من معتقدم اتفاقا با جوانها در صورتی که قلعه نویی به اندازه روزبه چشمی! به آنها اعتماد می کرد اتفاق بزرگتری برای تیم ملی رقم می خورد.
آقای تاج ! لطفا تعارف را کنار بکذارید و برای تیم ملی زودتر مربی انتخاب کنید که دیگر فرصتی نیست. یک مربی خوشنام ایرانی با کارنامه ای روشن.