ما و جام جهانی

مسئله اصلی نه صرفاً «حضور و یا عدم حضور»، بلکه «چگونگی حضور» است.

چنانچه بخواهیم از زاویه‌ای فراتر از فوتبال به موضوع حضور و یا عدم حضور تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی ۲۰۲۶ بنگریم، ناگزیر باید این رویداد را نه صرفاً یک تورنمنت ورزشی، بلکه پدیده‌ای چندلایه در عرصه‌های اجتماعی، فرهنگی و حتی سیاسی تلقی کنیم. جام جهانی، در جهان امروز، یکی از معدود صحنه‌هایی است که در آن ملت‌ها بدون واسطه‌های رسمی، خود را به نمایش می‌گذارند؛ جایی که تصویر یک کشور، نه در خلال بیانیه‌ها، بلکه از طریق رفتار، فرهنگ و کیفیت حضور نمایندگانش شکل می‌گیرد. در چنین چارچوبی، حضور ایران در جام جهانی ۲۰۲۶ که به میزبانی ایالات متحده آمریکا، کانادا و مکزیک برگزار می‌شود، می‌تواند واجد اهمیتی راهبردی باشد. این حضور، اگر هنرمندانه مدیریت شود، صرفاً به معنای شرکت در چند مسابقه فوتبال نخواهد بود، بلکه می‌تواند به ابزاری مؤثر برای دیپلماسی عمومی تبدیل گردد. در جهانی که تصویرسازی از کشورها نقش تعیین‌کننده‌ای در مناسبات بین‌المللی دارد، تیم ملی می‌تواند به‌مثابه یک «سفیر فرهنگی» عمل کند؛ سفیری که با رفتار حرفه‌ای، اخلاق ورزشی، و حتی سبک بازی خود، روایتی متفاوت و انسانی از ایران ارائه می‌دهد. چنین ظرفیتی این امکان را فراهم می‌کند که فاصله‌های ذهنی میان ملت‌ها کاهش یابد، گفت‌وگوهای غیررسمی تقویت شود و نوعی همدلی فراتر از مرزهای سیاسی شکل گیرد. از سوی دیگر، نباید از تأثیرات داخلی این حضور نیز غافل شد. تجربه‌های گذشته نشان داده است که حضور در رویدادهایی مانند جام جهانی، نوعی همگرایی اجتماعی و افزایش سرمایه امید در جامعه ایجاد می‌کند. در شرایطی که جامعه با چالش‌های مختلف مواجه است، چنین لحظاتی می‌تواند نقش «تنفس جمعی» را ایفا و به بازسازی حس تعلق و هویت ملی کمک نماید. همچنین از منظر توسعه ورزش، قرار گرفتن در معرض سطح بالای رقابت جهانی، فرصتی کم‌نظیر برای ارتقای فنی، مدیریتی و ساختاری فوتبال کشور به شمار می‌رود. با این حال، روی دیگر این سکه نیز قابل تأمل است. اگر این حضور بدون برنامه‌ریزی دقیق و نگاه راهبردی، بد سلیقه گی های معمول و بدون همدلی عمومی صورت گیرد، نه‌ تنها می‌تواند بخشی از این فرصت‌ها را از بین ببرد، بلکه حتی به ضد خود تبدیل شود. ضعف در مدیریت، ناهماهنگی‌های اجرایی، یا ناتوانی در بهره‌برداری از ظرفیت‌های آشتی ملی و بین المللی، ممکن است باعث شود تصویر ارائه ‌شده از کشور، تصویری ناقص یا حتی مخدوش باشد. علاوه بر این، با توجه به شرایط خاص میزبانی و برخی حساسیت‌های سیاسی، بی‌توجهی به الزامات امنیتی و دیپلماتیک می‌تواند نگرانی‌هایی را برای کاروان ورزشی و حتی افکار عمومی ایجاد کند. در چنین وضعیتی، به‌ جای آنکه جام جهانی به فرصتی برای تقویت جایگاه ایران تبدیل شود، ممکن است به بستری برای بروز چالش‌ها و حاشیه‌ها بدل گردد. بر این اساس، مسئله اصلی نه صرفاً «حضور یا عدم حضور»، بلکه «چگونگی حضور» است. اگر این حضور با درک درست از کارکردهای فراتر از ورزش و با مواجه شدن با واقعیتهای اجتماعی، همراه با برنامه‌ریزی دقیق، هماهنگی بین‌نهادی و نگاه حرفه‌ای صورت گیرد، می‌تواند به یکی از موفق‌ترین نمونه‌های بهره‌گیری از دیپلماسی ورزشی برای ایران در این شرایط حساس تبدیل شود؛ اما در صورت غفلت از این الزامات، همین فرصت می‌تواند با هزینه‌هایی همراه گردد که دستاوردهای آن را تحت‌الشعاع قرار دهد. در جمع‌بندی می‌توان گفت: جام جهانی ۲۰۲۶، برای ایران صرفاً یک میدان مسابقه نیست، بلکه یک «موقعیت» است؛ موقعیتی که ارزش آن نه در اصل حضور، بلکه در کیفیت بهره‌برداری از آن معنا پیدا می‌کند با قبول اشتباهات گذشته و بهره گرفتن از پتانسیل بالای فوتبال.

https://vvarzesh.ir/?p=17545

دیدگاه خود را بنویسید