مو هایی که برای ژیمناستیک سفید می شوند
یکم :
پیش از این هم عرض کرده بودیم که در زمانه ای نه چندان دور، « مجله » ای وزین به نام « دنیای ورزش » از نشریات وابسته به موسسه و روزنامه اطلاعات منتشر می شد ( یادش به خیر ) .
بر همین منوال بود که چرخ گردون گشت و گشت تا قریب چهل و اندی سال پیش ، افتخار همنشینی ، هم صحبتی و کسب دانش از « کهن پیشکسوتان » آگاه و « پر شور جوانان » با استعداد دنیای رسانه ، نصیب مان شد که بسی مایه افتخار بود. در همان روزگار شاگردی در محضر بزرگترها که نام شان « بلند » باد، مدتی هر چند کوتاه اما پرثمر، میزبان عالی مقام استاد فقید « عطاءالله بهمنش » هم بودیم ، ایشان به مناسبتی و در موضوعی خاص ، نقل می کردند که ؛
« … عجیبه ، عامه جامعه و مردم ما ، همه « اجناس » قدیمی و اصطلاحاً « عتیقه » را قدر می نهند، همواره دستی بر سر و روی آینه ـ شمعدان های قدیمی شان، قندان های قدیمی نقره گونه شان و بسیاری از این دست اقلام می کشند و آنها بر صدر گذارده و در معرض دید قرار می دهند که بد هم نیست و اشکالی هم ندارد، اما، متاسفانه و درد آلود آن است که در برخی مواقع که زیاد هم اتفاق میافتد، در مواجهه با « کهنسالان »، « پدر بزرگ » ها و « مادر بزرگ » ها … ، که زنده هم هستند و در قید حیات، آنچنان رفتار نمی کنند و دستی بر سر و روی ایشان نمی کشند و … !؟ »
بدون شک در حوزه ای که « ما » ورزشی ها در آن حضور داریم ، این افسوس و رنج، هم پر رنگ تر است و هم پر اهمیت تر.
این مقدمه کوتاه از آن سبب نوشته شد که در همین دوره بعضاً فترت پیشکسوتان و قهرمانان پیشین در تمامی رشته های ورزشی، صندوقی هست که مدیریت و مجموعه اداره کننده اش ، نهایت حرمت و احترام به موسپید کرده های ورزشی را به جا آورده ، با رفتار و برخوردی سرشار از مهربانی، تواضع و فروتنی، برای شان منزلت قائل شده و بر صدر می نشانند.
صد البته به قدر آنچه که در توان شان هست و در اختیارشان می باشد.
خالصانه، عرض خسته نباشید و خدا قوت داریم برای همه آن بزرگوارانی که « صندوق حمایت از قهرمانان و پیشکسوتان ورزش » ایران زمین را اداره می کنند. خداوند حفظ شان کند.
دوم :
مهدی احمد کهنی را همه می شناسند، دلاوری از ژیمناستیک دیار کرمان. قهرمانی کم نظیر که با فیزیک بدنی خاص خود و بهترین برای ژیمناستیک، به ویژه در اسباب دارحلقه، غوغایی ست.
« احمد کهنی »، هم شانس و هم لیاقت حضور در بازیهای المپیک ۲۰۲۴ پاریس را در کنار « یار » ارزشمندش مهدی الفتی داشت که « حاشیه » های پررنگ تر از « متن » ژیمناستیک در آن زمان ، سبب دور ماندن او از این آوردگاه معظم شد.
اما بهانه این « مختصر نوشته » همانا عشق ، پایداری و مقاومت با ارزش مربی بی ادعا و نجیب او است که هم خودش و هم « مو » های سیاهش را برای بهروزی « احمد کهنی » و پرورش دیگر مستعدین ژیمناستیک استان کرمان گذاشت و « سفیدش » کرد .
« مبین ابراهیمی » مربی سینه سوخته ای در ژیمناستیک ایران است که شاگردش مهدی احمد کهنی قله های بلند افتخار را درنوردیده و بعد از این هم فتح خواهد کرد .
« مبین » موهای سیاهش را ( که در عکس دو نفره شان کاملاً مشخص است)، در آسیاب سپید نکرده بلکه با تحمل رنجی غیر قابل وصف، خود را وقف ژیمناستیک استان کرمان و ایران مان کرده است.
… در انتها ، ذکر این نکته ضروری است که به مانند « مبین ابراهیمی » که اهل کرمان هم، هستند مربیان عاشق دیگری که وجودشان را همچون شمع سوزاندند و می سوزانند تا «ستاره » هایی در این ورزش بدرخشند و ظهور کنند.
عاشقانی پا به سن گذاشته که پیش از این ساختند … و جوانانی پر از انرژی و علم و آگاهی که بعد از این می سازند .
بدون شک ، جای خالی « مبین ابراهیمی » را در میدان بازیهای آسیایی ناگویا ( ۲۰۲۶ ) فقط خود او می توانست پر کند که تلاش های حمید گنجعلی خان رییس هیأت ژیمناستیک استان کرمان هم به دلیل محدودیت هایی در اعزام نفرات ، کارساز نشد و این مهم حضور « مبین » در ناگویا را میسر نکرد .