ورزش، کتاب و اخلاق؛ سه ضلع فراموششده توسعه انسانی
در کنار یادداشت استاد علی افتخاری، درباره ارتباط مطالعه و کاهش خشونت، پرسشی اساسی مطرح میشود: جایگاه ورزش در ساختن جامعهای آرامتر، اخلاقیتر و بهدور از خشونت کجاست؟
اگر کتاب، ذهن انسان را به اندیشیدن وادار میکند، ورزش میتواند به او صبر، انضباط، احترام به قانون، پذیرش شکست و مهار خشم را بیاموزد. اینجاست که باید به یک عبارت آشنا بازگردیم: «عقل سالم در بدن سالم»؛ اصلی که اهمیت سلامت جسم را در کنار سلامت عقل یادآوری میکند.
البته نه هر کتابخوانی الزاماً انسانی اخلاقمدار است و نه هر ورزشکاری الگوی رفتاری؛ همانگونه که دانش، بدون اخلاق و مسئولیتپذیری، تضمینکننده رفتار انسانی نیست. مسئله اصلی، تربیت انسان است؛ انسانی که هم قدرت اندیشیدن داشته باشد و هم توانایی درست رفتار کردن.
امروز باید از خود بپرسیم در نظام آموزشی، فرهنگی و اجتماعی ما، ورزش چه جایگاهی دارد؟ آیا ورزش را ابزاری برای سلامت جسم، پرورش شخصیت و پیشگیری از آسیبهای اجتماعی میدانیم یا آن را به مسابقه، مدال، قهرمانی و آمار افتخارات محدود کردهایم؟
ورزشی که در آن پیروزی به هر قیمتی ارزشمند باشد، شکست تحمل نشود، حرمت رقیب نادیده گرفته شود و اخلاق زیر سایه نتیجه قرار گیرد، لزوماً به کاهش خشونت منجر نخواهد شد. ورزش زمانی رسالت واقعی خود را ایفا میکند که در کنار پرورش جسم، به تربیت روحیه، تقویت مسئولیتپذیری و نهادینهکردن احترام نیز کمک کند.
کتاب به انسان فرصت میدهد جهان را بهتر بشناسد؛ ورزش به او میآموزد چگونه در میدان رقابت، با دیگران تعامل کند، محدودیتهای خود را بپذیرد و بدون توسل به خشونت برای رسیدن به هدف تلاش کند.
از این منظر، مطالعه و ورزش نه رقیب یکدیگرند و نه جایگزین هم؛ بلکه دو ابزار مکمل برای رشد انساناند. جامعهای که برای گسترش فرهنگ مطالعه تلاش میکند، باید به توسعه ورزش همگانی، ورزش محلات، آموزش اخلاق ورزشی و دسترسی عادلانه کودکان و نوجوانان به امکانات ورزشی نیز توجه داشته باشد.
شاید برای کاهش خشونت، بیش از آنکه به شعارهای پرطمطراق نیاز داشته باشیم، به برنامهریزی برای ساختن انسانهایی آگاه، سالم، مسئولیتپذیر و اخلاقمدار نیازمندیم.
در نهایت، اگر از «عقل سالم در بدن سالم» سخن میگوییم، باید بدانیم که سلامت واقعی تنها به جسم و ذهن محدود نمیشود؛ بلکه رفتار سالم، احترام به حقوق دیگران و توانایی مدیریت خشم نیز از مؤلفههای مهم زندگی اجتماعی سالماند.
کتابخانه و میدان ورزشی، هر دو میتوانند بخشی از زیرساخت فرهنگی یک جامعه باشند؛ یکی برای پرورش اندیشه و دیگری برای تمرین انضباط، تعامل و رقابت سالم.
جامعه را نه صرفاً با تعداد کتابهای خواندهشده میتوان سنجید و نه فقط با تعداد مدالهای کسبشده؛ معیار مهمتر، انسانی است که از دل این فرصتها پرورش مییابد.
پس اگر به دنبال جامعهای کمخشونتتر، سالمتر و اخلاقیتر هستیم، باید کتابخوانی، ورزش و تربیت اخلاقی را در کنار یکدیگر قرار دهیم؛ زیرا هدف نهایی، نه صرفاً باسواد کردن انسانهاست و نه فقط قهرمانسازی، بلکه انسانسازی است.