آب زلالی که از طینت های پاک سرچشمه می گیرد

چراغ سه شنبه های مقدس همواره روشن است

نهالی را که زنده‌یاد عالیجناب ناصر عظیمی چهار دهه پیش کاشت، امروز به درختی تنومند و پربار تبدیل شده است؛ درختی که هر ماه، در سه‌شنبه‌های اول هر ماه که حالا به «سه‌شنبه‌های مقدس» معروف شده‌ است، سایه‌اش را بر سر پیشکسوتان، بزرگان، نخبگان و گنجینه‌های ورزش ایران می‌گستراند.
سه‌شنبه‌های مازیار ورزش، فقط یک دورهمی ساده نیست. اینجا بخشی از تاریخ ورزش ایران دور هم جمع می‌شوند؛ بزرگانی که هر کدام ده‌ها سال در عرصه قهرمانی، مربیگری، مدیریت و خدمت به ورزش کشور حضور داشته‌اند. جوان‌ترها می‌آیند، می‌شنوند، سؤال می‌کنند و از تجربه کسانی استفاده می‌کنند که شاید دیگر فرصت حضورشان در بسیاری از مراسم‌ها و نشست‌ها فراهم نباشد.
یکی از ویژگی‌های ارزشمند این نشست‌ها، حضور اهالی رسانه است. استاد ناصر عظیمی با وسواس و دقت، خبرنگاران و فعالان رسانه‌ای را برای حضور در این جمع انتخاب کرده بود و این ارتباط میان اصحاب رسانه و پیشکسوتان، امروز به یکی از برکات سه‌شنبه‌های مازیار ورزش تبدیل شده است.
تقریباً امکان ندارد جلسه‌ای برگزار شود و چند گفت‌وگو، مصاحبه و گزارش از دل آن بیرون نیاید. تجربه‌های این بزرگان ثبت می‌شود، به رسانه‌ها می‌رسد و در اختیار نسل امروز قرار می‌گیرد. این دقیقاً همان ثمره‌ای است که ناصر عظیمی سال‌ها پیش برای آن تلاش کرد.
اینکه با وجود همه مشکلات، سختی رفت‌وآمد و افزایش سن بسیاری از این عزیزان، هنوز شاهد حضور پرشور آنها هستیم، اتفاق کوچکی نیست. بعضی از این بزرگان از شرق و غرب و شمال و جنوب تهران می‌آیند؛ برخی از اصفهان، شیراز و اهواز خودشان را به این جمع می‌رسانند. اگر همین افراد را برای یک مراسم رسمی دعوت کنیم، شاید یک یا دو بار بتوانند حضور پیدا کنند، اما سه‌شنبه‌های مقدس را با عشق و علاقه دنبال می‌کنند. در آخرین نشست، که سوم شهریور ماه برگزار شد، بار دیگر یاد و خاطره ناصر عظیمی گرامی داشته شد.
یاد آن مرد بزرگ همیشه در این جلسات زنده است؛ همان‌طور که دختر شایسته ایشان نیز می‌گوید: پدرش را همچنان حاضر و ناظر بر این نشست‌ها می‌بیند.
واقعیت هم همین است؛ ناصرخان اگرچه دیگر در میان ما نیست، اما هدف و اندیشه‌ای که بنا گذاشت، هنوز زنده است.
اما نکته مهم‌تر این است که مسئولان ورزش کشور باید این ظرفیت را ببینند.
وقتی پای صحبت این بزرگان می‌نشینیم، با افرادی مواجهیم که بیش از پنجاه یا شصت سال از عمرشان را در ورزش گذرانده‌اند؛ قهرمان بوده‌اند، مربی تیم ملی بوده‌اند، مدیریت کرده‌اند و در متن تحولات ورزش ایران حضور داشته‌اند.

هرکدام از این افراد به تنهایی یک گنجینه‌اند.

وزارت ورزش و جوانان، کمیته ملی المپیک و فدراسیون‌های ورزشی نباید اجازه دهند این گنجینه‌ها فقط در یک دورهمی جمع شوند، خاطرات شان را تعریف کنند و بعد به خانه برگردند. باید از دانش و تجربه آنها برای تصمیم‌سازی و آینده ورزش کشور استفاده کرد.

یک نمونه بسیار جالب را در سفر به ژاپن دیدم.

در جریان سفر برای دیدار تیم ملی ایران و ژاپن در مقدماتی جام جهانی، به دعوت رئیس فدراسیون فوتبال ژاپن از مقر این فدراسیون بازدید کردیم. آنچه دیدیم شاید در نگاه اول ساده بود، اما پشت این سادگی یک فلسفه مدیریتی بزرگ وجود داشت. حتی رئیس فدراسیون برای خودش چای می‌ریخت و می‌گفت کارکنان فدراسیون به نوبت نظافت و کارهای روزمره را انجام می‌دهند. اما مهم‌تر از این رفتارهای ساده، چیزی بود که در ادامه دیدیم. در فدراسیون فوتبال ژاپن، اتاقی را به پیشکسوتان اختصاص داده بودند. حدود بیست نفر از بزرگان فوتبال ژاپن در آنجا حضور داشتند؛ کاپیتان‌های سابق تیم ملی، مربیان گذشته و چهره‌هایی که هرکدام بخشی از تاریخ فوتبال ژاپن بودند.
مشغول مطالعه و گفت‌وگو بودند.
مسئولان فدراسیون ژاپن به ما گفتند هر زمان قرار است برای فوتبال کشور یک هدف بزرگ ترسیم شود، پس از انجام مطالعات کارشناسی، موضوع را با این پیشکسوتان در میان می‌گذارند. آنها نظر می‌دهند، پیشنهاد می‌کنند و حتی ممکن است طرحی را اصلاح کنند و بعد تصمیم نهایی گرفته می‌شود.

این یعنی استفاده واقعی از تجربه.

ژاپنی‌ها پیشکسوت را فقط برای مراسم تجلیل و اهدای لوح نمی‌خواهند؛ از او برای ساختن آینده استفاده می‌کنند. حتی بخشی از برنامه فرهنگی فوتبال ژاپن نیز از همین نگاه شکل گرفت. انیمیشن معروف «فوتبالیست‌ها» یا همان Captain Tsubasa، یکی از ابزارهایی بود که برای علاقه‌مند کردن کودکان و نوجوانان به فوتبال مورد استفاده قرار گرفت. آنها از همان سال‌ها برای آینده هدف‌گذاری کرده بودند؛ از توسعه فوتبال پایه گرفته تا قهرمانی در آسیا و در نهایت میزبانی جام جهانی ۲۰۰۲.
نتیجه این نگاه را هم دیدیم؛ فوتبال ژاپن به تدریج رشد کرد، در آسیا قدرت گرفت و امروز یکی از الگوهای توسعه فوتبال در قاره محسوب می‌شود. اینها درسی است که ما هم باید از آن استفاده کنیم.

گنجینه‌های سه‌شنبه‌های مقدس فقط فوتبالی نیستند. در این جمع از کشتی، والیبال، ژیمناستیک، دوومیدانی و دیگر رشته‌های ورزشی چهره‌های بزرگی حضور دارند. هرکدام از آنها تجربه‌ای دارند که می‌تواند برای نسل امروز و فردای ورزش ایران راهگشا باشد.

کافی است مسئولان گوش شنوا داشته باشند.

چه اشکالی دارد وزارت ورزش و جوانان، کمیته ملی المپیک و حتی فدراسیون‌ها، بخشی از تصمیمات مهم خود را با این بزرگان در میان بگذارند؟ چه اشکالی دارد یک اتاق فکر واقعی از دل همین پیشکسوتان شکل بگیرد؟
ما امروز از کمبود تجربه رنج نمی‌بریم؛ از کمبود استفاده درست از تجربه رنج می‌بریم.
ناصر عظیمی این نهال را چهاردهه پیش کاشت و امروز این نهال به درختی تبدیل شده که میوه‌اش تجربه، خاطره، دانش و هویت ورزش ایران است.
حالا وظیفه ماست که اجازه ندهیم این درخت فقط در یک گوشه باغ بماند. باید از سایه‌اش استفاده کنیم، از میوه‌اش بهره ببریم و مهم‌تر از همه، از دانه‌هایش برای نسل آینده نهال‌های تازه بکاریم.
روح ناصرخان عظیمی شاد؛ و امیدواریم «سه‌شنبه‌های مقدس» سال‌های سال ادامه داشته باشد و خروجی‌های ارزشمند این نشست‌ها، بیش از گذشته به گوش مسئولان ورزش کشور برسد. چون هر کلمه‌ای که از زبان این بزرگان خارج می‌شود، حاصل چند دهه زندگی در متن ورزش ایران است؛ و چه سرمایه‌ای ارزشمندتر از این برای ساختن آینده ورزش کشور؟

https://vvarzesh.ir/?p=19770

دیدگاه خود را بنویسید