کدام ورزش؟ کدام جوانان؟
نام این مجموعه «وزارت ورزش و جوانان» است، اما سؤال اینجاست؛ کدام ورزش و کدام جوانان؟
جوانان این کشور با بیکاری، ناامیدی، آسیبهای اجتماعی، اعتیاد، مشکلات معیشتی و کمبود امکانات فرهنگی و ورزشی دستوپنجه نرم میکنند، اما کمتر نشانی از برنامهای جامع و مؤثر برای حل این مشکلات دیده میشود. از سوی دیگر، ورزش کشور نیز بیش از آنکه همه توان خود را صرف توسعه ورزش، حمایت از قهرمانان و استعدادیابی کند، گاه درگیر حاشیهها و رقابتهای مدیریتی است.
از نگاه بسیاری از مردم، ورزشکاران، مربیان و پیشکسوتان، رئیس کمیته ملی المپیک بیش از هر چیز به سربلندی ایران، اهتزاز پرچم کشور و افتخارآفرینی ورزشکاران در میادین بینالمللی میاندیشد. اما در مقابل، انتظار از وزیر ورزش و جوانان این است که علاوه بر سیاستگذاری کلان، پاسخ روشنی برای وضعیت جوانان، مشکلات فدراسیونها، عدالت در توزیع امکانات و آینده ورزش کشور داشته باشد. درباره دبیرکل کمیته ملی المپیک نیز این پرسش در میان بخشی از جامعه ورزش مطرح است که آیا حجم بالای جلسات، نشستهای طولانی تا پاسی از شب، حضور مستمر در مجامع و سفرهای خارجی، به نتایج ملموس برای ورزش کشور منجر شده است؟ اگر این فعالیتها ثمربخش بوده، آثار آن باید در عملکرد فدراسیونها، رضایت ورزشکاران، توسعه ورزش قهرمانی و حل مشکلات موجود دیده شود.
وقتی چنین پرسشهایی در جامعه ورزش شکل میگیرد، وزیر ورزش، رئیس کمیته ملی المپیک و دبیرکل کمیته وظیفه دارند با شفافیت، پاسخگویی و ارائه عملکرد قابل سنجش، به این ابهامها پاسخ دهند.
اما سؤال اصلی همچنان باقی است؛ چه کسی دغدغه واقعی ورزشکاران، مربیان، پیشکسوتان و جوانان این کشور را دارد؟
ورزشکاران امکانات، امنیت شغلی، حمایت، عدالت و برنامهریزی علمی میخواهند؛ نه اینکه هر روز شاهد حاشیههای مدیریتی باشند. جوانان نیز امید، اشتغال، نشاط و فرصت رشد میخواهند، نه وعدههای تکراری.
مردم از وزیر ورزش، رئیس کمیته ملی المپیک و دبیرکل کمیته گزارش عملکرد میخواهند؛ اینکه چه تعداد زیرساخت ایجاد شده، چه مشکلاتی برطرف شده، چه حقوقی از ورزشکاران احیا شده، چه برنامهای برای توسعه ورزش همگانی، قهرمانی و رسیدگی به امور جوانان وجود دارد و نتیجه صدها جلسه و دهها سفر چه دستاوردی برای ورزش ایران داشته است.
مدیریت ورزش امانتی در اختیار مسئولان است، نه فرصتی برای حضور در جلسات، سفرها و رقابتهای مدیریتی. هر مدیری باید در پایان مسئولیت خود بتواند با کارنامهای روشن پاسخ دهد که چه خدمتی به ورزش کشور کرده و چه اثری بر آینده جوانان این سرزمین گذاشته است.
اگر وزیر ورزش، رئیس کمیته ملی المپیک و دبیرکل کمیته با عملکرد شفاف، عدالت، تخصص و پاسخگویی اعتماد جامعه ورزش را تقویت کنند، ورزش ایران مسیر پیشرفت را با قدرت ادامه خواهد داد. اما اگر فاصله میان مدیران و بدنه ورزش بیشتر شود، این فاصله به زیان ورزش کشور، ورزشکاران و جوانان این سرزمین خواهد بود.