چرا خبرنگاران ایرانی به جام جهانی نرسیدند؟!
در حالی که کاروان تیم ملی فوتبال ایران برای حضور در جام جهانی ۲۰۲۶ راهی آمریکا و مکزیک شد، این بار برخلاف ادوار گذشته، خبرنگاران ورزشی ایران در این سفر تاریخی غایب بودند و تلاشهای ششماهه انجمن ورزشینویسان، فدراسیون فوتبال و وزارت ارشاد برای عبور از موانع پیچیده اخذ ویزای آمریکا و تأمین هزینههای اعزام، با وجود برگزاری جلسات متعدد، نهایتاً به بنبست خورد. فرصتهای طلایی که یکی پس از دیگری از دست رفت تا روایت بزرگترین رویداد فوتبالی ایران، بدون راویان اصلیاش به سرانجام برسد؛ غایبی که عبدالحمید احمدی، رئیس انجمن ورزشینویسان، آن را نقطهضعف جدی و نیازمند شفافسازی فدراسیون و وزارت ورزش میداند.
عبدالحمید احمدی، رئیس انجمن ورزشینویسان ایران ضمن تأکید بر ضرورت بررسی همهجانبه حضور تیم ملی در جام جهانی ۲۰۲۶، از ضعفهای پوشش رسانهای، غلبه هیجان بر تحلیل، عدم حضور خبرنگاران ایران در جام جهانی، و لزوم توجه به تخصصگرایی و چالشهای هوش مصنوعی در روزنامهنگاری ورزشی سخن گفت. آنچه در ادامه میخوانید مشرح این گفتوگوست.
پس از پایان جام جهانی ۲۰۲۶، ضرورت بررسی جوانب حضور ایران در این رویداد از سوی روزنامهنگاران و رسانهها چگونه احساس میشود؟
احمدی: حضور ایران در جام جهانی فوتبال ۲۰۲۶، هم نقاط قوت داشت و هم نقاط ضعف. به نظرم بایستی بعد از پایان این رویداد، یک بررسی همهجانبه در رابطه با نحوه حضور تیم ملی، نتایج کسبشده، و مسائل فنی، مدیریتی، اجرایی و رسانهای آن انجام شود. حتماً فرصتهایی برای اظهارنظر کارشناسان در بخشهای مختلف فراهم شود و رسانهها یک نگاه تحلیلی، کارشناسی، و ارزیابانه نسبت به این رویداد در ابعاد مختلف داشته باشند. حاصل این بررسیها و بحثها باید تبدیل به راهکارهایی شود که بر اساس آن، یک نقشهراه مناسب برای چهار سال آینده فوتبال ایران طراحی شود تا دوباره دچار آزمون و خطا و تکرار تجارب شکستخورده نشویم. فدراسیون فوتبال و وزارت ورزش و جوانان باید در این رابطه پیشگام بوده و خودشان برگزارکننده این نشستها باشند و از همه ظرفیتهای علمی، کارشناسی، مدیریتی، اجرایی و رسانهای کشور برای بررسی چگونگی حضور تیم ملی استفاده کنند. همچنین سازوکاری برای ثبت و ضبط این اظهارنظرهای کارشناسی فراهم شود و خروجیها مبنای تصمیمسازی برای رویدادهای آتی فوتبال کشور باشد. قطعاً نقاط ضعفی در ابعاد مختلف داشتیم و از همه ظرفیتها استفاده نکردیم. در غیر این صورت میتوانستیم نتایج بهتری در ابعاد مختلف کسب کنیم. باید به این موضوعات توجه شود و شرایط را برای حضورهای قویتر با نتایج بهتر و تأثیر گستردهتر برای فوتبال کشور رقم بزنیم.
یکی از نقدهای جدی به عملکرد رسانههای ورزشی، موضوع صداقت نوشتاری است. به نظر شما چه عواملی این اصل را تهدید میکند و راهکارهای تقویت آن چیست؟
احمدی: صداقت نوشتاری در رسانه موضوعی بسیار مهم است، چون به اعتماد مخاطب مربوط میشود. هر مقدار اعتماد مخاطب به رسانه بیشتر باشد، رسانه موفقتر عمل میکند و ضریب نفوذ بیشتری در افکار عمومی دارد. در رابطه با این موضوع، نقدهایی وجود دارد که به برخی از آن ها اشاره میکنم:
یکی از موضوعاتی که صداقت نوشتاری را تحت تاثیر قرار میدهد، غلبه سرعت بر دقت است. رقابت بین رسانهها در انتشار اخبار، باعث میشود دقت فدای سرعت شود و خبر بدون بررسیهای لازم و راستیآزمایی، منتشر شود. بهتر است خبرنگار و رسانه، نسبت به صحت و دقت خبر تضمین لازم را داشته باشند.
یکی دیگر از موضوعات، شایعات است. در ورزش، با توجه به گستردگی حوزهها و رویدادهای ورزشی، رایج بودن فضای شایعه است. متاسفانه با ایجاد و توسعه صفحات مجازی و کانالهای خبری غیررسمی، منابع ناشناس اخبار غیرموثق را منتشر میکنند و رسانهها نیز به این اخبار میپردازند. نادرستی و غیرموثق بودن اخبار میتواند باعث کاهش اعتبار رسانه و زیر سؤال رفتن صداقت نوشتاری شود.
موضوع مهم دیگر، طرفداری، سوگیری و جانبداری است که در فضای رسانههای ورزش با آن مواجه هستیم. از خبرنگار و رسانه انتظار میرود وابسته به رنگ و گروه خاصی نباشد، سوگیری نداشته باشد و اصل بیطرفی را رعایت کند. رعایت نکردن این اصل، باعث کاهش اعتماد میشود.
نبود مرز مشخص بین اصل خبر و تحلیل و قضاوت شخصی نیز از عوامل کاهش اعتماد است. برای مخاطب باید معلوم باشد اصل خبر چیست و نظر و تحلیل نویسنده خبر چیست؛ اینها باید مرز مشخصی داشته باشند. همچنین تیترهای مبالغهآمیز و ایجاد انتظار کاذب، بدون اینکه محتوای خبر با تیتر همخوانی داشته باشد، صداقت نوشتاری را زیر سؤال میبرد.
اگر رسانه و خبرنگار به این موضوعات توجه نکنند، مرجعیت خبری رسانه و اعتماد مخاطب افت میکند و رسانه از جایگاه واقعی خود خارج میشود. بنابراین صداقت نوشتاری برای خبرنگار و رسانه یک سرمایه است؛ معتبر بودن و قابل اعتماد بودن، سرمایههایی هستند که اگر به هر دلیل خدشهدار شوند، اعتماد بین مخاطب و رسانه از بین میرود یا تضعیف میشود. از رسانه و خبرنگار انتظار میرود دقت، شفافیت و پاسخگویی را در اولویت خود قرار دهند تا اعتبار و اعتماد لازم برقرار شود.
نظارت بر رسانههای ورزشی و روزنامهنگاران تا چه حد ضروری است و چگونه باید انجام شود؟
احمدی: موضوع نظارت، ابعاد مختلفی دارد و نباید صرفاً به دنبال نظارتهای بیرونی رفت. تأثیرگذارترین نظارت، خودکنترلی رسانه و خبرنگار است؛ زیرا نظارتهای بیرونی میتواند استقلال و آزادی عمل رسانه را تحتالشعاع قرار دهد. خودکنترلی برگرفته از اخلاق حرفهای و پاسخگویی، میتواند نقش مؤثرتری در افزایش اعتبار رسانه و اعتماد مخاطب داشته باشد. بنابراین باید بر مسئولیتپذیری در بین رسانهها و خبرنگاران تأکید کنیم. هرکس در این حوزه فعالیت میکند، هر مقدار خود را بیشتر در برابر افکار عمومی مسئول بداند، نیاز به نظارت بیرونی ندارد. این مسئولیتپذیری، مستلزم پایبندی به اصولی چون دقت، صداقت، اتکا به منابع موثق و بیطرفی است. این اصول نباید صرفاً ادعا باشند، بلکه باید در عمل اثبات شوند؛ البته نهادهای ناظر قانونی نیز وظایف خود را دارند و میتوانند تأثیرگذار باشند. یک حوزه مهم در موضوع نظارت، تشکلهای صنفی و حرفهای هستند که میتوانند نقش مکمل و واسط بین رسانهها و نهادهای قانونی ایفا کنند. این تشکلها از طریق برنامههای آموزشی، ترویجی و نظارتهای درونی، به حرفهایتر شدن فضا کمک میکنند. تلاش رسانهها، نهادهای نظارتی و تشکلهای صنفی باید معطوف به ایجاد فرهنگِ مسئولیتپذیری، اولویت منافع عمومی بر منافع سازمانی و شخصی و رعایت چارچوبهای حرفهای باشد. با این رویکرد، نظارت بهخوبی انجام میشود و خروجیها حرفهایتر و مطلوبتر خواهد بود.
عملکرد رسانههای ورزشی ایران در پوشش جام جهانی ۲۰۲۶ را چگونه ارزیابی میکنید؟ چه نقاط قوت و ضعفی مشاهده شد؟
احمدی: شرایط حضور تیم ملی در جام جهانی ۲۰۲۶، یک شرایط عادی و نرمال نبود. متاسفانه به دلیل حمله تروریستی آمریکا و اسرائیل، کشور درگیر جنگ بود و اردوهای آمادگی و مسابقات تدارکاتی تحتالشعاع این شرایط قرار گرفت. پیش از جام جهانی، امکان حضور فعال همکاران رسانهای در برنامههای خارج از کشور فراهم نبود اما اردوهای داخلی تا حدودی پوشش کامل داشت. جو عمومی و افکار عمومی نیز به دلیل حملات جنگی، از موضوع فوتبال و تیم ملی دور بود. بدیهی است در شرایط عادی، موضوع تیم ملی و جام جهانی مخاطب گستردهای را همراه میکند اما در فضای جنگ، نه رسانهها میتوانند به آن گستردگی بپردازند و نه افکار عمومی چنین فضایی را دنبال میکند. در خود رویداد جامجهانی پس از اعلام آتش بس، که تا حدودی شرایط روانی جامعه و مردم نسبت به فوتبال مساعدتر شد، صداوسیما و رسانههای رسمی و مجازی برنامههای متنوعی داشتند. نکته مهم در اغلب برنامههای رسانهای مرتبط با تیم ملی و جام جهانی، غلبه فضای احساسی و هیجانی بر تحلیلهای کارشناسی و حرفهای بود. آنچه بیشتر در فضای رسانهای شاهد بودیم، گفت و شنود درباره حواشی و یا حاشیه سازی بود و تحلیلهای فنی، کارشناسی و حرفهای کمتر دیده میشد. یکی دیگر از نقاط ضعف جدی، عدم حضور و همراهی خبرنگاران و فعالان رسانهای با تیم ملی در جام جهانی بود که نیازمند بررسی و نقد کارشناسی است که چرا حمایت لازم برای اعزام نمایندگان رسانههای گروهی انجام نشد و چرا نهادهای مسئول زمینه را برای حضور خبرنگاران و گزارشگران ایرانی در جام جهانی ۲۰۲۶ فراهم نکردنددر مجموع به نظرم عملکرد رسانههای ورزشی در این دوره، مانند عملکرد تیم ملی، نه کاملاً موفق و نه کاملاً ناموفق بود. تلاشهای گستردهای از سوی همکاران رسانهای انجام شد، اما غلبه فضای احساسی، پرداختن به حواشی، و کمبود تحلیلهای دقیق فنی و کارشناسی، به عنوان نقطه ضعف جدی محسوب میشود.
غیبت خبرنگاران ورزشی ایران در جام جهانی ۲۰۲۶ با توجه به حساسیتهای موجود و تلاش رسانههای معارض خارجی و فارسیزبان برای به دست گرفتن روایتها، چه پیامدها و خلأهایی را به همراه داشت؟ آیا از سوی متولیان و مسوولان ایرانی، تفسیری برای این عدم حضور وجود دارد؟
احمدی: یکی از الزامات حضور کاروانهای ورزشی ایران در رویدادهای بینالمللی، حضور فعال بخش رسانه و نمایندگان رسانه است. ما باید این فرصت را برای ورزش ایران ایجاد کنیم که رویدادها، با روایت رسانهها و فعالان رسانهای ایران پوشش داده شوند. خبرنگاران با حضور خود، ضمن پوشش اخبار در رسانههای داخلی، میتوانند مرجعی برای انعکاس جوانب رویداد به سایر رسانه ها و افکار عمومی جهان باشند.
برای اعزام نمایندگان رسانههای گروهی به جام جهانی ۲۰۲۶، تلاشهایی از حدود شش ماه قبل آغاز شد. انجمن ورزشینویسان ایران تلاش کرد تسهیلگری کند و به فدراسیون فوتبال، وزارت ورزش، و وزارت ارشاد کمک کند. جلسات متعددی برگزار شد: در بهمن ۱۴۰۴، در دفتر انجمن با رئیس فدراسیون فوتبال، شرایط اعزام بررسی شد. با توجه به برگزاری بازیها در آمریکا و پروتکلهای فیفا، ثبتنام، دریافت کد و اخذ ویزا از چالشهای جدی بود. همچنین بحث تأمین هزینهها مطرح شد. انجمن راهکارهای خود را اعلام کرد به درخواست فدراسیون ۱۵ عکاس ورزشی را با اولویتهای مدنظر معرفی کرد. در هفته اول فروردین ۱۴۰۵، طی جلسهای که با رییس فدراسیون برگزار شد تأکید شد که کدهای ثبتنام هرچه سریعتر در اختیار نمایندگان رسانهها قرار گیرد و پیگیری ویزا به خود خبرنگاران و رسانه ها محول شود. در اواخر اردیبهشت، جلسهای در فدراسیون با حضور معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد برگزار و در این جلسه نیز بر حضور نمایندگان رسانههای ایران در جام جهانی و حمایت از خبرنگاران تأکید شد. متأسفانه با وجود این پیگیریها و تاکیدات، به دلیل کم توجهی به گذشت زمان و از دست رفتن فرصتهای طلایی، هیچ خبرنگاری نتوانست مسیر حضور در جام جهانی را طی کند و علیرغم حضور پررنگ خبرنگاران ایرانی در جامهای جهانی قبلی و به ویژه سه دوره اخیر، در این دوره فرصت از دست رفت. امیدوارم توضیح دقیق و شفافی از فدراسیون فوتبال یا وزارت ورزش دریافت کنیم که چرا با وجود قابلپیشبینی بودن دشواری های اعزام، اقدام بهموقع در این رابطه انجام نشد. همچنین درباره برپایی کمپ تیم ملی در مکزیک، که به دلیل مسائل ویزا، تصمیمی پرحاشیه بود، نیاز به شفافسازی دارد که آیا آمریکا به تیم ملی ویزا نداده یا ملاحظات دیگری مطرح بوده است؛ چرا که این رفتوآمد بر کیفیت کار تیم ملی بسیار تأثیرگذار بود.
در دنیای معاصر امروز و با توجه به سرعت بالای تحولات رسانه و فضای دیجیتال، روزنامهنگاران ورزشی تا چه اندازه نیازمند تخصص و تحصیلات آکادمیک در حوزه خود هستند؟ آیا در همه رشتههای ورزشی شاهد نسبت مناسب ورزشینویسان متخصص هستیم یا کمبودهایی مشاهده میشود؟
احمدی: پاسخ این سوال بسیار روشن است. امروزه در روزنامهنگاری ورزشی، با تنوع قابلتوجه رشتهها و رویدادهای ورزشی و فشردگی رقابتها، بدون تخصص نمیتوان کار حرفهای و قابلقبولی ارائه داد. بنابراین تخصص، امری ضروری و بدیهی است. تحصیلات آکادمیک و تکمیلی در حوزه روزنامهنگاری عمومی و ورزشی و نیز گذراندن دورههای تخصصی آشنایی با رشتههای ورزشی، برای همه دستاندرکاران رسانههای ورزشی بسیار مهم است. متأسفانه به تعداد رشتههای ورزشی، خبرنگار متخصص نداریم. عمده فعالیت همکاران رسانهای به فوتبال و چند رشته پرطرفدار محدود میشود و بسیاری از رشتهها فاقد خبرنگار تخصصی هستند. این ضعف باید توسط رسانهها، تشکلهای تخصصی و فدراسیونهای ورزشی برطرف شود. در رویدادهایی مثل المپیک، بازیهای آسیایی یا رقابتهای قارهای و جهانی که در چندین رشته شرکت میکنیم، نبود خبرنگار متخصص باعث میشود نتوانیم پوشش کامل، تحلیل دقیق و جامع داشته باشیم. بسیاری از فدراسیونها و ورزشکاران به دلیل نداشتن رسانه تخصصی، از مزیت و ظرفیت رسانه محروم میمانند و نمیتوانند برای توسعه رشته خود و همراهی مردم کمک بگیرند. باید این ضعف را با دورههای تخصصی برای خبرنگاران در رشتههای مختلف برطرف کنیم.
با توجه به تجربه متفاوت جام جهانی ۲۰۲۶، مهمترین نقاط ضعف و قوت عملکرد رسانههای ورزشی ایران در این رویداد چه بود؟
احمدی: واقعیت این است که باید کاری گستردهتر، حرفهایتر و فنیتری در حوزه رسانهای ورزش و فوتبال داشته باشیم. این امر محقق نمیشود مگر اینکه تعداد کارشناسان بیشتری را وارد فضای رسانه کنیم. در برنامههای جام جهانی، عمدتاً از بازیکنان سابق تیم ملی برای بحثهای کارشناسی استفاده شد که از بُعد فنی قابل قبول است اما کافی نیست. حضور افراد منتقد و کارشناسانی که توانایی تحلیل و نقد فنی، مدیریتی و اجرایی داشته باشند، کمتر دیده شد. برنامههای رسانهای در روزهای پایانی تکراری و فاقد جذابیت و عمق لازم شدند. باید گستره حضور کارشناسان را وسیعتر کنیم و از تکرار چهرهها پرهیز کنیم، زیرا ظرفیت فنی و کارشناسی در کشور بسیار گستردهتر است. دادن فرصت به کارشناسان بیشتر، پیامدهای مثبتی برای آینده ورزش و رسانه دارد. همچنین بر غلبه فضای هیجانی و احساسی تأکید میکنم. درست است که به موفقیت تیم ملی علاقهمندیم اما این دلیل نمیشود که پوشش رسانهای کاملاً احساسی باشد. باید برخورد منطقیتر و کارشناسیتری داشته باشیم و اجازه ندهیم هیجان، مانع از ابراز نظرهای تحلیلی و فنی شود.
آینده روزنامهنگاری ورزشی را با توجه به ورود جدی هوش مصنوعی به این عرصه چطور پیشبینی میکنید؟ نگاه رسانهها و روزنامهنگاران به این ابزار که مدتی است عاملیت فرهنگی پیدا کرده، باید چگونه باشد؟
احمدی: هوش مصنوعی به عنوان یک واقعیت غیرقابلانکار، در فضای رسانهای تأثیرگذار است و در همه حوزهها حضور پررنگی دارد. اما نکته مهم این است که آیا از هوش مصنوعی به عنوان ابزار استفاده میکنیم یا کل کار را به آن میسپاریم. هوش مصنوعی به عنوان دستیار و ابزار میتواند در خدمت افراد متخصص و کارشناس قرار گیرد اما قرار نیست جایگزین متخصصان شود. اگر صد درصد کار به هوش مصنوعی سپرده شود، تهدید است اما اگر سرعت، دقت، صحت و کیفیت کار را با استفاده از آن افزایش دهیم، فرصت است. ما باید بر هوش مصنوعی مسلط باشیم؛ تشخیص، بینش و تحلیل ما باید بر آن غالب باشد. هر آنچه هوش مصنوعی تولید میکند، دقیق و کامل نیست؛ مگر اینکه متخصص آن را تأیید، تصحیح یا تکمیل کند. بنابراین، مانند سایر فناوریها، به سواد هوش مصنوعی نیاز داریم. با داشتن این سواد، استفاده از هوش مصنوعی به فرصتی برای بهبود کار ما تبدیل میشود.
منبع: ایسنا