بدون آشتي ملي قهرماني در جام ملت ها محال است!
اينكه تمديد قرارداد با امير قلعه نوعي منوط به قهرماني در جام ملت هاي اسيا مي باشد، يعني چه؟
به فرض محال، امير قلعه نوعي قول داد، برنامه هايش مورد تاييد هيات رئيسه فدراسيون فوتبال قرار گرفت! اگر اتفاقات غير منتظره ( که در فوتبال امر بدیهی است ) رخ داد، عکس العمل هيات رييسه چه خواهد بود؟ آري! اين تيم ملي با امیر قلعه نوعي از پتانسيل لازم برای قهرماني در آسيا برخوردار است، همانطور كه دوره قبل شايسته قهرماني بود و بنابر دلايلي از صعود به فينال بازماند.
اینکه چرا طي ٥٠ سال گذشته حتی با حسن حبيبي، ياوري، دهداري، علی پروین، مايلي كهن، جلال طالبي، برانكو، قطبي، كي روش نتوانستیم به فینال راه یابیم، باید دلایل آن را نه فقط در مستطیل سبز بلکه در خارج از آن جستجو کرد.
حلقه گم شده فوتبال ما وفاق است. هیچگاه و در هیچ دوره ای وفاقی وجود نداشته و همواره از این حیث تیم ملی با وجود بهره مندی از بهترین بازیکنان اسیب دیده است. در شرايط كنوني و با وجودي كه تيم ملي در جام جهاني فراتر از انتظار ظاهر شد لاكن در داخل شاهدهمدلي و وفاق نیستیم. نه بین اهالی فوتبال و نه فی مابین مردم با تیم ملی! چنین بنظر می رسد که بعضی ها دنبال فرصت می گشتند تا عقده گشایی کنند!؟
حقیقتا کجای دنیا یک تیم، آنهم تیم ملی را بخاطر سه تساوی اینهمه مورد هجمه قرار دهند که در ایران شاهدش هستیم؟
و نکته پایانی اینکه، چرا بعضی ها اصرار دارند، اکنون که قلعه نوعی با تجربه دو جام ملت ها و یک جام جهانی پخته تر از همیشه (شایسته تر از قبل) شده از تیم ملی جدا شود؟
آنهایی که خواهان برکناری قلعه نوعی قبل از جام ملت ها هستند! نه شایسته خواه هستند و نه مفهوم شایسته سالاری را می دانند.
قابل توجه همه آنهایی که مفهوم شایسته گزینی را با جوانگرایی در تیم ملی اشتباه گرفته اند.