به بهانه گرامیداشت روز خبرنگار

دستمریزاد، خدا قوت، روح رفتگان تان شاد

اگر اشتباه نکنم، نزدیک به چهل سال پیش (حدود سالهای ۱۳۶۳ یا ۱۳۶۴) در محل آمفی تئاتر ساختمان سابق دفتر امور مشترک فدراسیون های ورزشی در خیابان ورزنده (خیابان جنوبی مجموعه ورزشی شهید شیرودی تهران) اولین نشست نویسندگان، خبرنگاران و عکاسان ورزشی آن دوران تشکیل شد.
چه شوری و چه هیجانی. «من نگارنده» که جوانی بیست و یک و یا بیست و دو ساله بودم «محو» بحث ها و سخنرانی های آتشین بزرگترها، فقط گوش می کردم و می آموختم.
بزرگترها در توجیه این نشست و ضرورت داشتن «تشکلی» به هر عنوان که بیانگر «توافق» و «تفاهم» و «همدلی» جمع نه چندان گسترده (در آن زمان) اصحاب رسانه بودند، می گفتند که: در زمانه ای که «پینه دوز» ها هم «اتحادیه» دارند، چرا نویسندگان و خبرنگاران و عکاسان ورزشی دارای تشکلی، انجمنی و یا هر اسم دیگری که « رویش » می شود گذاشت، نباشند».
… و این ، آغاز تشکیل همین «انجمنی» شد که امروز و در حدود سن چهل سالگی اش (حالا رسمی و یا غیر رسمی اش بماند) و با همت بلند مردان و زنانی که زحمت اداره کردنش را می کشند در محل تالار «ایوان شمس» در بعد از ظهر روز شنبه دقیقاً روز «هفدهم مرداد» که «روز خبرنگار» هم بود، برگزار گردید و دیدارها تازه شد و دوستان رسانه ای صمیمانه دور هم جمع شدند. در این جمع که جوان‌تر های پر شور و شوق حضور داشتند، موسپیدهای نویسنده و عکاس نیز حاضر بودند و چقدر غرور انگیز بود که پیشکسوتان مان علیرغم محدودیت های حرکتی ناشی از بروز بیماری های جورواجور، مشتاقانه صحنه گردانی می‌کردند، به سختی راه می رفتند عکاسی کرده و عکس می گرفتند. البته ناگفته نماند که این مراسم، مهمانهای دیگری هم داشت.
معاونین و مدیران کل ستادی وزارت ورزش و جوانان، مدیر کل موفق اسبق در کنار مدیر کل فعلی ورزش و جوانان استان تهران، همچنین دبیرکل و همراهان شان از کمیته ملی المپیک، عضو ارزشمند شورای شهر تهران و نمایندگان و مدیران بانک ها و مدیران موفق اسبق باشگاه‌های سرشناس ورزشی. حضورشان مغتنم بود و پر از متانت و تواضع و فروتنی.
… اما، لطفاً در ادامه این تیترها را هم بخوانید:
«کار خوبی که باید قدردان مجریان آن بود»
«پاسداشت تلاشهای زحمتکشان و مرزبندی با حب و بغض های شخصی و گروهی»
«به بهانه روز خبرنگار / میدان سخن فراخ باید …»
سه تیتر قلمی شده در سطور بالا، آغازگر مطالب وزینی بودند که به ترتیب توسط سه نویسنده فرهیخته جامعه رسانه‌ای ورزشی «محمد رضا نصرالله زاده» ، «سامان علی عسگری» و «محمد رضا کاظمی» به رشته تحریر درآورده شده بود و هر سه بزرگوار، ضمن اشاره به تلاش‌های گسترده اهل قلم، روشنگرانه به زوایای پنهان و آشکار دشواری های کسب معاش، گذران عمر و از همه مهمتر فقدان پشتیبانی و … پرداخته و در انتهای کلام، شجاعانه از کوشش های هیأت رییسه انجمن گفتند و قدردان زحمات شان شدند.
به درستی ، آنهایی که دستی بر «گلستان» امور عملیاتی، اجرایی و مدیریتی دارند به خوبی می دانند که چه دشواریهایی بر سر راه حتی برگزاری یک همایش وجود دارد، بگذریم از اینکه در یک فرصت محدود و پر از تنش، بایستی به دنبال ایجاد مکانیسم هایی برای امور حمایتی و تشویقی نویسندگان و خبرنگاران و عکاسان حرفه ای ورزشی هم باشی.
دستمریزاد، خدا قوت، روح رفتگان تان شاد که بانی این چنین نشست هایی می شوید، دست تان طلا که «بی منت» به دنبال ایجاد صندوقی هستید که اگر نویسنده و خبرنگار و عکاسی، لنگ مبلغی وام بود به هر در و دیواری نزند و مستقیم بیاید انجمن نویسندگان و خبرنگاران و عکاسان ورزشی. سپاس که پیگیر طرح ترافیک و اینترنت شان هستید و از هر فرصتی برای خدمت صادقانه در مواقع اضطراری و بیماری و حتی مرگ، کنار این خادمان عرصه رسانه اید. از شما که بدون تبلیغ و خودنمایی و در بسیاری مواقع هم پنهانی به خبرنگار و عکاس نیازمندی و یا به خبرنگار و عکاس بیماری، کمک مالی می نمایید، سپاسگزاریم. ان شاء الله که سلامت و سرافراز باشید و سایه تان مستدام.

https://vvarzesh.ir/?p=19431

دیدگاه خود را بنویسید