آمار، با من برقص!

همواره پس از پایان هر رویداد ورزشی، مدیران و مسئولان با توجه به نتایج به‌دست‌آمده، مجموعه‌ای از آمار و تحلیل‌ها را ارائه می‌کنند. اما مسئله اینجاست که به جای آنکه ما آمار را در سیطره خود داشته باشیم، این آمار است که بر ما مسلط می‌شود و ما را وادار می‌کند تا بر اساس ساز آن رفتار کنیم. در بازی‌های آسیایی هانگژو ۱۳ مدال طلا به دست آوردیم و نسبت به دوره قبل هفت طلا کمتر گرفتیم. آن زمان «کرونا» به عنوان یکی از دلایل این افت مطرح شد و از موفقیت سخن گفتیم، گویی همه‌گیری فقط برای ایران اتفاق افتاده بود و سایر کشورها از آن مصون مانده بودند. حالا در ناگویا ۱۹ طلا گرفته‌ایم و باز هم از موفقیت سخن می‌گوییم و تنها با دور قبل(هانگژو) مقایسه می کنیم. انگار در هر شرایطی، ما موفق و پیروزیم و نتیجه نهایی هرچه باشد، سرانجام روایتی برای اثبات موفقیت پیدا خواهد شد.

اگر قرار باشد تعداد طلا و مدال معیار موفقیت نباشد، پس اساساً چرا آمار و جدول مدال‌ها را دنبال می‌کنیم؟مشکل دقیقاً از همین‌جا آغاز می‌شود. گاهی تعداد مدال‌های طلا معیار موفقیت است، گاهی مجموع مدال‌ها، گاهی تعداد فینالیست‌ها و راه‌یافتگان به مراحل نهایی و گاهی حتی صرف حضور ورزشکاران در مسابقات نشانه موفقیت تلقی می‌شود. در چنین شرایطی به جای آنکه آمار، ابزاری برای سنجش عملکرد باشد تبدیل به ابزاری برای توجیه عملکرد می‌شود. ما باید آمار را تحلیل کنیم، نه اینکه با هر آماری که منتشر می‌شود، رقص خود را تغییر دهیم. اگر معیار موفقیت از پیش مشخص نباشد و پس از هر نتیجه معیار تازه‌ای برای توجیه عملکرد ساخته شود، دیگر نمی‌توان از ارزیابی واقعی سخن گفت.
ورزش قهرمانی با مدال، رکورد، رتبه و نتیجه سنجیده می‌شود نه با روایت‌هایی که بعد از هر مسابقه برای موفق نشان دادن عملکرد ساخته می‌شوند. مسئله، شکست یا پیروزی در یک دوره از بازیهای آسیایی نیست مسئله این است که معیار موفقیت را پیش از مسابقه تعیین کنیم و بعد از مسابقه، به نتیجه وفادار بمانیم. در غیر این صورت، این ما نیستیم که آمار را مدیریت می‌کنیم؛ این آمار است که ما را به ساز خود می‌رقصاند.

https://vvarzesh.ir/?p=20742
  • اخباراستان هابازی های آسیایی 2026 ناگویارسانه هامنهای فوتبال
    پرسش‌ها باقی است

دیدگاه خود را بنویسید