آقایان لطفأ، تکلیف سرپرستان شاغل در ورزش کشور را مشخص کنید!
احکام سرپرستی و دوران مربوط به آن یکی از باگ های پر ابهامی است که این روزها در ورزش کشور میشود نمونههای آن را به وفور دید و صدمات ناشی از آن را نیز به خوبی متوجه شد!
سرپرستانی که برای یک بازه زمانی چند ماهه میآیند، اما در برخی موارد دوران سرپرستی آنها دو رقمی هم میشود و …
سرپرستانی که بعضأ این گذشت زمان آن انگیزه ابتدایی را از آنها می گیرد. انگیزهای که با گذشت زمان ذهنیت بسیاری را در ذهن آن مقام مسئول بوجود می آورد و باعث نگرانی و …. او می شود و چنین استنباطی در او شکل می گیرد که شاید دیگر آن نگاه مثبت اولیه به آنها وجود ندارد وگرنه قطعاً این مدت سرپرستی به این اندازه به دراز کشیده نمی شد.
مثال این مطلب، مدیر کل امور استانهای وزارت ورزش جوانان است. فردی که با استقبال مورد انتظار جامعه ورزش به این وزارتخانه آمد. اما هرچه زمان سپری شد، تغییری در حکم سرپرستی عبدالله چمن گلی به وجود نیامد و همچنان سرپرست ماند در حالی که شان و منزلت او بسیار بالاتر از این حرف ها است. نیرویی که قطعاً با یک شناختی، توسط وزیر ورزش برای آن مسئولیت انتخاب شد. مسئولیتی که اگرچه برای چمن گلی کوچک بود، اما او برای کمک به ورزش کشور آن را پذیرفت. تا بلکه بتواند قدمی هرچند کوچک را برای ارتقا ورزش کشور بردارد.
شاید امروز عبداله چمن گلی و چمن گلی های سرپرست دیگر حق داشته باشند که دلسرد شده باشند که اطمینان داریم این اتفاق برای او نیفتاده است.
البته امثال عبدالله چمن گلی در وزارت ورزش کم نداریم. نفراتی که از دوران سرپرستی آنها نزدیک به ۱۲ ماه است که میگذرد و حکم تبدیل سرپرستی یه مدیریت آنها انجام نشده است. احکامی که شنیده می شود، تنها به یک مورد کوچک بستگی دارد و آن این است که مسئول مربوطه طبقه پایین به طبقه بالا برود و کار را پیگیری کند که تا به امروز این رفتن بدفعات اتفاق افتاده اما تغییری در موضوع سرپرستی آن دوستان اتفاق نیفتاده است.