نظارت بر عملکرد فنی فدراسیونهای ورزشی بیشتر شود!
امیدواریم آنچه این روزها درباره افزایش نظارت بر عملکرد فنی فدراسیونهای ورزشی پس از بازیهای آسیایی ناگویا مطرح میشود، از سطح حرف و ادعا فراتر برود و به یک رویکرد پایدار در مدیریت ورزش کشور تبدیل شود. اگر قرار است کمیتههای فنی فدراسیونها به معنای واقعی کلمه «فنی» شوند، باید جایگاه آنها در نظام تصمیمگیری تقویت شود و ارزیابی عملکرد فدراسیونها نیز از قضاوتهای مقطعی و صرفاً نتیجهمحور فاصله بگیرد و بر شاخصهای روشن، دادههای قابل سنجش و ارزیابی مستمر عملکرد استوار شود. تحقق چنین رویکردی میتواند چشمانداز روشنتری برای ورزش قهرمانی ایران ایجاد کند.
البته یک شرط مهم وجود دارد: طراحان و مجریان این رویکرد باید فرصت کافی برای استقرار و تکمیل آن داشته باشند. تغییرات مدیریتی پس از رویدادهای بزرگ ورزشی، بهویژه زمانی که صرفاً تحت تأثیر نتایج کوتاهمدت صورت میگیرد، میتواند استمرار سیاستها و حافظه نهادی سازمان را با اختلال مواجه کند. در صورت محقق نشدن نتایج مورد انتظار در بازیهای آسیایی ناگویا نیز ضروری است مسئولیت عملکرد، متناسب با حدود اختیار و مسئولیت، میان مجموعه عوامل مؤثر توزیع شود و ناکامی احتمالی به یک بخش یا مدیر خاص تقلیل پیدا نکند. در یک نظام حرفهای ارزیابی عملکرد، پاسخگویی باید متناسب با اختیار، مسئولیت و میزان اثرگذاری هر یک از بازیگران باشد؛ چراکه نتایج یک رویداد بزرگ ورزشی محصول مجموعهای از تصمیمات، فرایندها و عملکردهای بههمپیوسته است و نمیتوان آن را به عملکرد یک فرد یا یک واحد سازمانی فروکاست.
از سوی دیگر، بازیهای آسیایی بیش از هر چیز میدان ورزشکاران، مربیان و فدراسیونهایی است که مسئولیت مستقیم آمادهسازی و هدایت تیمهای ملی را بر عهده دارند. با این حال، به نظر میرسد برخی از رؤسای فدراسیونهای دارای ورزشکار در بازیهای آسیایی ناگویا قرار نیست همراه تیمهای خود در این رویداد حضور داشته باشند. آرش میراسماعیلی نیز به این مسئله اشاره کرده و برخی دیگر از رؤسای فدراسیونها نیز، بدون تمایل به مطرح شدن نامشان، نگرانی مشابهی را بیان کردهاند.
این موضوع را نباید صرفاً به مسئله حضور یا عدم حضور چند مدیر در کاروان تقلیل داد. رئیس فدراسیون در یک رویداد بزرگ بینالمللی میتواند بخشی از زنجیره مدیریت، هماهنگی و پشتیبانی تصمیمات فنی باشد؛ بهویژه در شرایط پیشبینینشده، مسائل مربوط به داوری و اعتراضات، ارتباط با فدراسیونهای بینالمللی، مدیریت شرایط تیم و تصمیماتی که نیازمند هماهنگی سریع میان کادر فنی و مدیریت فدراسیون است.
البته این استدلال زمانی موضوعیت دارد که رئیس فدراسیون در موعد مقرر آمادگی خود را برای حضور در بازیها اعلام کرده و الزامات و فرایندهای تعیینشده برای اعزام را طی کرده باشد. نمیتوان در زمان مقرر برای حضور اعلام آمادگی نکرد و پس از نهایی شدن فرایند اعزام، انتظار داشت تصمیمات و فهرستهای قطعیشده دوباره تغییر کند. همانگونه که از نهادهای مسئول کاروان انتظار میرود جایگاه مدیریتی فدراسیونها را به رسمیت بشناسند، از رؤسای فدراسیونها نیز انتظار میرود مسئولیت خود را در قبال زمانبندیها، ضوابط و فرایندهای اجرایی اعزام بپذیرند.
اگر قرار است پس از ناگویا عملکرد فدراسیونها با دقت بیشتری ارزیابی شود، منطقی است که پیش از مسابقات نیز الزامات و اختیارات لازم برای ایفای مسئولیت در اختیار آنها قرار گیرد. پاسخگویی بدون اختیار کافی با اصول ارزیابی حرفهای عملکرد سازگار نیست و میتواند به عدم توازن میان مسئولیت و اختیار منجر شود. بنابراین پیش از آنکه نتایج ناگویا مبنای قضاوت درباره مدیران، مربیان و فدراسیونها قرار گیرد، باید روشن باشد هر یک از بازیگران چه میزان اختیار، چه میزان مسئولیت و چه نقشی در فرایند آمادهسازی و مدیریت تیمها داشتهاند.
نظارت فنی زمانی میتواند به ارتقای ورزش کشور کمک کند که فقط ابزاری برای ارزیابی پس از مسابقات نباشد؛ بلکه از مرحله برنامهریزی و آمادهسازی آغاز شود، شاخصهای ارزیابی از پیش مشخص باشند، مسئولیتها و اختیارات بهروشنی تعریف شوند و در نهایت هر بخش دقیقاً متناسب با نقشی که در فرایند و نتیجه داشته است، پاسخگو باشد. چنین رویکردی است که میتواند نظارت را از یک سازوکار صرفاً کنترلی به ابزاری برای یادگیری، اصلاح و ارتقای مستمر عملکرد ورزش قهرمانی تبدیل کند.