رژه کاروان ایران با لباس های زیبای سنتی
لباسهای سنتی و بومی اقوام مختلف کاروان ورزشی ایران در بازیهای جهانی ورزشهای روستایی و عشایری که این روزها در قرقیزستان در جریان است، توجه بسیاری از مردم، به خصوص جوانان و نوجوانان ایرانی را به خود جلب کرده است؛ اتفاقی که میتواند یک پیام مهم برای مدیران ورزش کشور داشته باشد.
اول از همه عذر خواهی می کنیم که با کمی بدگمانی و شک و تردید به انحصار کت و شلوار کاروان نگاه می کنیم! در المپیک آتن یا پکن بود که دعوا بین سازمان تربیت بدنی وقت با کمیته ملی المپیک بر سر انحصار لباس کاروان علنی شد. اما در نهایت یک رنگی برای کت و شلوار ها انتخاب شد. مثل رنگ لباس تعزیه خوانها که برای جلب توجه رنگ غلیظ و سیر آبی یا بنفش انتخاب می کنند.
خلاصه این کشمکش همیشه بوده و شک نداریم که بعضی مدیران میانی منافعی در تهیه البسه دارند و برای اینکه کسی وارد حریم شان نشود، دست به هر کاری می زنند. در حالیکه برند های معروف در ایران حاضرند علاوه بر تامین البسه با کیفیت قراردادی هم ببندند تا مبلغی هم به عنوان اسپانسر نصیب ورزش ایران شود. ولی آن گروهی که سود این زد و بند را خورده، اجازه نخواهند داد تا البسه رایگان به کاروان نزدیک شود.
ما بارها در مطالب و یادداشتهای خودمان خطاب به مسئولان ورزش، کمیته ملی المپیک و دیگر متولیان ورزش کشور پیشنهاد کردهایم که به جای این کتوشلوارهای تکراری که ورزشکاران و همراهان کاروان ایران در مراسم رژه بازیهای المپیک و بازیهای آسیایی بر تن میکنند، از ظرفیت عظیم لباس اقوام ایرانی استفاده کنیم.
ایران فقط یک لباس و یک پوشش ندارد. بختیاریها، لرها، کردها، ترکها، گیلکها، مازنیها، خراسانیها، بلوچها، بوشهریها و دیگر اقوام ایرانی، هر کدام پوشش مخصوص خودشان را دارند؛ پوششی که متناسب با جغرافیا، تاریخ، سنت، آداب و رسوم و فرهنگ همان منطقه شکل گرفته است.
حتی رنگبندی این لباسها نیز اتفاقی نیست. هر رنگ، هر نقش و هر نوع دوخت در بسیاری از لباسهای سنتی اقوام، معنا و فلسفهای دارد. وقتی این لباسها را کنار هم میبینیم، در واقع بخشی از تاریخ و هویت فرهنگی ایران را در کنار یکدیگر مشاهده میکنیم.
نمونه بسیار زیبای آن را همین روزها در بازیهای جهانی ورزشهای سنتی در قرقیزستان دیدیم. لباسهایی که ورزشکاران زن و مرد ایرانی بر تن داشتند، هم زیبا بود و هم هویت ایرانی را به نمایش میگذاشت.
طبیعی است که چنین تصویری برای مردم، بهخصوص نسل جوان، جذاب باشد. به همین دلیل، پیشنهادی داریم برای محمود خسروی وفا، ریاست کمیته ملی المپیک که امیدواریم این پیشنهاد را جدی بگیرند.
حالا که زمان زیادی تا بازیهای آسیایی ناگویا باقی نمانده، شاید بتوان یک تصمیم ساده اما بسیار زیبا گرفت. اگر قرار است مثلاً پنج ردیف از ورزشکاران و همراهان کاروان ایران در مراسم رژه حضور داشته باشند، چرا هر ردیف با پوشش یکی از اقوام ایرانی در مراسم حاضر نشوند؟ یک ردیف با لباس بختیاری، یک ردیف با لباس کردی، یک ردیف با پوشش ترکمنی یا خراسانی و ردیفهای دیگر با پوشش اقوام مختلف ایران.
فکر میکنیم اگر چنین صحنهای را در مراسم افتتاحیه بازیهای آسیایی ناگویا ببینیم، یکی از زیباترین و متفاوتترین کاروانهای رژه را خواهیم داشت. این کار البته موضوع تازهای در دنیا نیست. مکزیکیها سالهاست از پوشش و نمادهای فرهنگی خود استفاده میکنند و خود قرقیزها نیز با کلاهها و پوشش های سنتیشان در چنین مراسم هایی حاضر میشوند. بسیاری از کشورها تلاش میکنند در کنار ورزش، هویت فرهنگی و تاریخی خودشان را هم به نمایش بگذارند.
اما ما چه میکنیم؟ معمولاً کتوشلوار میپوشیم؛ پوششی که نهتنها تکراری شده، بلکه همیشه هم برای کاروانهای ورزشی ما دردسرهایی داشته است.
یک ورزشکار قدبلند است، یکی کوتاه قد، یکی چهارشانه و یکی اندامی متفاوت دارد. در نتیجه، دوخت لباس رسمی برای تعداد زیاد ورزشکار و همراهان کاروان، خودش داستانی دارد. از طرف دیگر، انتخاب رنگ و طراحی لباس هم همیشه محل بحث بوده است.
بیائیم یکبار این کلیشه همیشگی را کنار بگذاریم و سراغ سرمایهای برویم که خودمان داریم؛ لباس اقوام ایرانی.
این موضوع فقط به یک رژه ورزشی محدود نمیشود. اگر کمی هوشمندانه به قضیه نگاه کنیم، استفاده از لباسهای سنتی در مراسم بینالمللی میتواند به یک جریان فرهنگی و حتی اقتصادی در داخل کشور تبدیل شود.
همین حالا که تصاویر بازیهای جهانی ورزشهای سنتی در قرقیزستان منتشر شده، میبینیم بسیاری از جوانان و نوجوانان به دنبال این هستند که لباسهای بومی و محلی را پیدا کنند و بخرند. این یعنی ایجاد تقاضا؛ یعنی ایجاد بازار.
وقتی لباس یک قوم در یک رویداد بزرگ بینالمللی دیده شود، طبیعی است که توجه مردم به آن جلب شود. بعد میتوان همین پوشش را در جشنها، مراسم ها، عروسیها و مناسبتهای مختلف ترویج کرد. به نظر تعاونی های روستایی و عشایری زیر نظر وزارت تعاون کار و رفاه اجتماعی می توانند طی تفاهم نامه ای با وزارت ورزش و جوانان و وزارت گردشگری و میراث فرهنگی این مهم را با صرفه اقتصادی و میزان عرضه و تقاضا مدیریت و هدایت کنند. این یعنی فرهنگسازی، هویتسازی و اشتغالزایی در کنار یکدیگر.
جوان ایرانی باید بداند چه تاریخ، چه فرهنگ و چه پیشینه ارزشمندی دارد. چرا باید برای لباسهای خارجی و وارداتی که بعضاً قیمتهای بسیار بالایی هم دارند، اینهمه تبلیغ کنیم، اما از لباسهای زیبای اقوام خودمان غافل باشیم؟
پشت همین لباسهای سنتی، زندگی هزاران نفر قرار دارند؛ روستاییان، عشایر، بافندگان، خیاطان و هنرمندانی که سالهاست این هنرها را نسل به نسل منتقل کردهاند. حتی هنرهایی مانند پاجیبافی و یاجیبافی دستی که در برخی مناطق و روستاهای کشور هنوز کموبیش زنده است، میتواند دوباره احیا شود و رونق بگیرد.
بنابراین، یک تصمیم ساده در طراحی لباس کاروان ورزشی ایران میتواند چند اتفاق مهم را همزمان رقم بزند: معرفی فرهنگ اقوام ایرانی، تقویت هویت ملی، ایجاد اشتغال برای روستاییان و عشایر، حمایت از صنایعدستی و بافندگان، و ایجاد بازار برای لباسهای سنتی و بومی کشور.
ایران سرزمین اقوام مختلف است و دستکم دهها نوع پوشش محلی و سنتی در نقاط مختلف کشور داریم که هرکدام زیبایی، رنگ، نقش و داستان خاص خودشان را دارند.
پس بیاییم از ورزش برای معرفی این سرمایه بزرگ فرهنگی استفاده کنیم.