پرسشها باقی است
بازیهای آسیایی ناگویا تمام شد و مدالها توزیع شد. تبریکها گفته شد، عکسها منتشر شد و کاروانها به کشور بازگشتند. اما آیا با پایان مسابقات، همه چیز هم باید تمامشده تلقی شود؟ قطعاً نه!
پشت این مدالها و تبریکات پرسشهای زیادی وجود دارد؛ از نحوه اعزامها و تعداد نفرات، گرفته تا هزینههای انجامشده، عملکرد برخی مسئولان، نحوه پوشش رسانهای و اتفاقاتی که در طول مسابقات رخ داد.
اگر فقط شرایط اعزامها و اسامی افراد اعزامشده را با دقت مطالعه کنید، پرسشهای جدیتری شکل میگیرد. گاهی وقتی اسامی را کنار رشتهها و مسئولیت افراد قرار میدهید، این سؤال به وجود میآید که آیا صرفاً شایستگی و نیاز فنی، ملاک اعزام بوده یا ارتباطات و مناسبات موجود در دستگاه ورزش نیز در این انتخابها بیتأثیر نبوده است؟
برای نمونه، رشتهای که اساساً اعزام ورزشکار نداشت، شاهد دعوت و اعزام سه داور ایرانی بود؛ افرادی که گفته میشود پیشتر مسئولیت آن رشته را بر عهده داشتهاند. نکته قابل تأملتر اینکه در تصاویر و محتوای منتشر شده از مسابقات، حضور این افراد در کنار قهرمانان و مدال اوران رشتههای دیگر نیز به چشم میخورد. و از میان آنها، تنها یک نفر عملاً در جایگاه داوری مسابقات حضور داشته است.
طبیعی است که این موضوع نیازمند توضیح روشن است: مبنای دعوت این افراد چه بوده است؟ مأموریت دقیق آنها چه بوده؟ هزینه اعزام آنها چقدر شده و چرا برای رشتهای که ورزشکار ایرانی در آن حضور نداشته، چنین ظرفیتی اختصاص یافته است؟
پاسخ به این پرسشها نه توهین به افراد است و نه زیر سؤال بردن زحمات ورزشکاران؛ بلکه بخشی از همان شفافیتی است که باید در ورزش کشور وجود داشته باشد. جالبتر اینکه در روزهای پایانی مسابقات، اتفاق دیگری نیز رخ داد. سرپرست یکی از رشتههای ورزشی، پس از پایان مسابقات رشته تخصصی خود، بهنوعی نقش خبرنگار رشتههای دیگر از جمله وزنهبرداری و کشتی را نیز بر عهده داشت که در المپیک پاریس هم بودند! در ریاض هم تشریف داشتند! و اخبار و تصاویر این رشتهها را منتشر می کردند! این را میگویند توانمندی و استفاده از موقعیت پیشآمده؛ البته با کمک دوستانی در کمیته ملی المپیک که هر زمان اعزامی صورت میگیرد، دوستان و همکاران خبرنگار را هم دستچین میکنند.
اما سؤال اینجاست: این افراد دقیقاً با چه مأموریتی اعزام شدند و مسئولیت رسانهای کاروان بر عهده چه کسانی بود؟ در شرایطی که برای پوشش خبری یک رویداد بزرگ ورزشی، ساختار رسانهای و افراد مشخصی وجود دارد، اینکه بعضی افراد شخصاً با گوشی تلفن همراه به دنبال تهیه، انعکاس و انتقال اخبار و تصاویر مسابقات باشند، آن هم خارج از مأموریت اصلی خود، نیازمند توضیح است. ظاهراً کسی هم نپرسید: «شما اینجا چه کار میکنید؟» چرا که همه سرگرم انعکاس اخبار و تصاویر خود بودند؛ عکس بگیرند، منتشر کنند و نام خود را در فضای رسانهای مسابقات مطرح کنند؛ آن هم نه از مسیر کادر رسانهای رسمی، بلکه با گوشی تلفن همراه.
ما گفتیم، نوشتیم و هشدار دادیم؛ اما باز هم سکوت. سکوتی عجیب که این بار هم همه جا را فرا گرفت. در این میان، تخلفات احتمالی، نحوه هزینهکردها و هزینههای میلیاردی که در شرایط سخت اقتصادی کشور انجام شد، پشت مدالها، تبریکات و تصاویر قهرمانان گم شد. مدالآوران کشورمان شایسته تقدیرند و هیچ کس موفقیت ورزشکاران را زیر سؤال نمیبرد؛ اما موفقیت ورزشکار نباید تبدیل به سپری برای نادیده گرفتن عملکرد مدیران، نحوه اعزامها، هزینهها و اتفاقات پشت پرده شود.
مسئولیت مدیریتی با مدال ورزشکار تمام نمیشود. اتفاقاً بعد از پایان مسابقات باید سؤالها جدیتر مطرح شود؛ باید مشخص شود چه میزان هزینه شد، چه کسانی اعزام شدند، بر چه اساسی انتخاب شدند، چه مأموریتی داشتند و حاصل این هزینهها برای ورزش کشور چه بوده است. اگر همه چیز درست و بر اساس ضابطه بوده، چه اشکالی دارد شفاف توضیح داده شود؟ چرا هر بار که سؤالی مطرح میشود، سکوت جای پاسخ را میگیرد؟ چرا منتقد باید پاسخگو باشد، اما درباره برخی اتفاقات سؤالبرانگیز هیچ توضیح روشنی ارائه نمیشود؟
ناگویا تمام شد، اما پرونده ناگویا نباید با آخرین مدال و آخرین عکس بسته شود.
تبریکات را گفتیم، قهرمانان را هم ستایش کردیم؛ اما حالا نوبت پاسخگویی است.
ورزش کشور برای پیشرفت، بیش از هر چیز به شفافیت، عدالت و پاسخگویی نیاز دارد؛ نه اینکه ضعفها و ابهامات پشت چند مدال و موج تبریکات پنهان شود. و در پایان، خطاب به همه کسانی که تصور میکنند با سکوت، فراموشی و عبور زمان میتوان برخی مسائل را از یادها برد: ما گفتیم و باز هم میگوییم.
شاید امروز سکوت حاکم باشد، شاید بسیاری ترجیح دهند چیزی نگویند، اما این را بدانید؛ عدالت خداوند جریان دارد و هیچ حقی برای همیشه بیپاسخ نمیماند.
جبران، دیر و زود دارد؛ اما سوخت و سوز ندارد!