آقای وزیر؛ وعده اصلاح مدیریت ورزش را عملی کنید!
آقای دنیامالی، وزیر ورزش و جوانان! پیرو اظهارات اخیر شما درباره اصلاح مدیریت فدراسیونهای ناکام و تأکید بر ضرورت استفاده از نیروهای باسابقه و متخصص ورزش در استانها، بهعنوان یک کارشناس ورزش که سالها در کنار بزرگان و پیشکسوتان این حوزه تجربه کسب کردهام، لازم میدانم چند نکته را صریح، اما با رعایت ملاحظات قانونی مطرح کنم.
۱. فدراسیونها؛ اولویت با توسعه ورزش یا موقعیت مدیریتی؟
اعتقاد داشته و دارم، در برخی فدراسیونها، میان اهداف اصلی ورزش، از جمله استعدادیابی، حمایت از ورزشکاران و ارتقای جایگاه بینالمللی کشور، و اولویتهای مدیریتی فاصله وجود دارد. همچنین، ضرورت دارد بررسی شود که در انتصاب برخی مدیران، تخصص و تجربه ورزشی تا چه اندازه بر روابط و سفارشهای بیرونی اولویت داشته است.
آقای وزیر! ارزیابی فدراسیونها نباید صرفاً به تعداد مدالها محدود شود؛ نحوه هزینهکرد منابع، توسعه ورزش پایه، عملکرد مدیریتی و میزان تحقق برنامهها نیز باید ملاک تصمیمگیری باشد. فدراسیون ورزشی جایگاه خدمت به ورزشکاران است، نه وسیلهای برای مطرح شدن افراد.
۲. مدیران کل استانها؛ فرصت استفاده از نیروهای متخصص
تأکید شما بر استفاده از کارکنان باسابقه و متخصص وزارت ورزش در استانها، رویکردی قابل حمایت است؛ مشروط بر آنکه تخصص، تجربه اجرایی، شایستگی مدیریتی و سلامت اداری، معیار واقعی انتصاب باشند.
البته سابقه استخدامی به تنهایی کافی نیست و توانایی اداره ورزش و ارائه عملکرد قابل سنجش نیز اهمیت دارد. تعامل با استانداران و نمایندگان مجلس ضروری است، اما نباید ملاحظات سیاسی و غیرتخصصی بر تصمیمهای ورزشی غلبه کند. آیا زمان آن نرسیده است که سرمایه انسانی باتجربه وزارتخانه، بر اساس شایستگی و کارنامه حرفهای، فرصت بیشتری برای مدیریت ورزش استانها پیدا کند؟
۳. پروژههای ورزشی؛ افتتاح یا بهرهبرداری واقعی؟
درباره عملکرد شرکت توسعه و نگهداری اماکن ورزشی و تعامل آن با استانداریها و ادارات کل، بررسی کیفیت پروژهها، رعایت استانداردها، تأمین انشعابات و تجهیزات ضروری و امکان بهرهبرداری واقعی از مجموعهها ضروری است.
افتتاح پروژهای که برای استفاده عمومی به تکمیل زیرساختها یا هزینههای اضافی نیاز دارد، بهتنهایی نشانه موفقیت نیست. باید مشخص شود منابع عمومی تا چه اندازه به ایجاد امکانات استاندارد و قابل استفاده برای مردم منجر شدهاند.
۴. اماکن ورزشی دولتی؛ واگذاری بر چه اساسی؟
سالنها، زمینها و استخرهای ورزشی متعلق به دولت، داراییهای عمومی هستند و واگذاری آنها باید با رعایت قوانین، شفافیت مالی و منافع مردم انجام شود.
ضروری است وزارتخانه نحوه واگذاری و بهرهبرداری از این اماکن، رعایت مقررات ماده ۸۸ حسب مورد، ثبت قراردادها در سامانههای مربوط، شرایط انتخاب بهرهبرداران و نحوه وصول و ثبت درآمدها را بررسی کند. همچنین، درباره برخی واگذاریها این پرسش مطرح است که آیا فرصت بهرهبرداری بهصورت برابر و بر اساس ضوابط شفاف در اختیار متقاضیان قرار میگیرد یا خیر.در خصوص قراردادهای خاص یا واگذاریهای خارج از روال متعارف نیز باید مبانی قانونی، گردش مالی و نحوه نظارت روشن باشد. طرح این پرسشها به معنای اثبات تخلف نیست؛ اما شفافسازی مستند، وظیفه مدیریت و حق جامعه در برخورداری از اطلاعات قانونی و قابل انتشار است.
۵. درآمد اماکن ورزشی؛ سهم مردم و ورزش چیست؟
آقای وزیر! گزارشهایی درباره دریافت مبالغ قابلتوجه برای استفاده از برخی زمینهای ورزشی، از جمله مبالغی در حدود دو تا سه میلیون تومان، مطرح میشود. لازم است تعرفههای مصوب، شرایط استفاده و تناسب هزینهها با اهداف ورزش همگانی بررسی شوند. همچنین، اگر درآمدهای روزانه اماکن ورزشی به حساب هیئتها یا بخشهای دیگر واریز میشود، باید مشخص باشد که این وجوه بر اساس چه مجوزی دریافت شده، چگونه ثبت میشود و چه میزان از آن صرف نگهداری و توسعه ورزش خواهد شد. پرسش اساسی این است: آیا درآمد حاصل از اماکن دولتی واقعاً به بهبود خدمات ورزشی منجر میشود یا سازوکار مالی آن نیازمند بازنگری است؟ در این زمینه، بررسی قراردادها و گردش مالی مجموعهها توسط واحدهای نظارتی وزارتخانه میتواند به رفع ابهامات و پیشگیری از تخلفات احتمالی کمک کند.
۶. سهم مناطق محروم از امکانات ورزشی چقدر است؟
در کنار مسائل مدیریتی و مالی، نباید شهرستانهای کوچک، روستاها و مناطق کمبرخوردار را فراموش کرد. آیا جوانان این مناطق به امکانات ورزش همگانی دسترسی کافی دارند؟ آیا هزینه استفاده از اماکن دولتی با هدف گسترش ورزش و توان اقتصادی خانوادهها تناسب دارد؟
وزارتخانه باید با بررسی وضعیت تعرفهها، میزان بهرهبرداری از مجموعهها و نحوه توزیع امکانات، مشخص کند چه اقداماتی برای افزایش دسترسی جوانان به ورزش انجام شده است.
هدف از ایجاد امکانات ورزشی دولتی، تنها کسب درآمد نیست؛ این امکانات باید در خدمت سلامت جامعه، کشف استعدادها و ایجاد فرصت برابر برای مردم باشند.
سخن پایانی؛ آقای وزیر، اصلاحات را به همه بخشها تسری دهید پیشنهاد میکنم دستور فرمائید عملکرد فدراسیونها، نحوه انتصاب مدیران کل استانها، کیفیت پروژههای ورزشی و قراردادهای بهرهبرداری از اماکن دولتی، با معیارهای روشن و مستند بررسی شود و نتایج قابل انتشار آن در اختیار افکار عمومی قرار گیرد. این مطالب به معنای اتهامزنی به اشخاص نیست؛ بلکه مطالبهای برای شفافیت، رعایت قانون و صیانت از منابع عمومی است. اگر تخلفی وجود ندارد، بررسی مستندات میتواند ابهامات را برطرف کند و اگر مغایرتی با مقررات مشاهده شد، باید از مسیر قانونی پیگیری شود.
جناب وزیر! شما از اصلاح مدیریت فدراسیونهای ناکام و استفاده از نیروهای باسابقه ورزشی سخن گفتهاید؛ اکنون انتظار جامعه ورزش، اجرای عملی این رویکرد در تمام سطوح مدیریتی است.
ورزش ایران به مدیران متخصص، انتصابات شایستهمحور، اماکن استاندارد، واگذاریهای شفاف و دسترسی عادلانه مردم به امکانات ورزشی نیاز دارد.
معیار موفقیت وزارت ورزش، نه تعداد وعدهها و افتتاحها، بلکه نتایج قابل سنجش، رعایت قانون و میزان خدمتی است که به ورزشکاران و مردم ارائه میشود.