بیشتر از آنکه به حرف نیاز داشته باشد به تفکر نیازمند است!
شاید این انتظار، انتظار صحیحی باشد که نباید رسانه ملی به محلی برای عقده گشایی تبدیل شود، اما چرا چنین فضایی طی چند مدت گذشته در آن به وجود آمده است این دیگر همان علامت سوال بزرگی است که مدتهاست پیش روی بسیاری از اهالی فوتبال قرار گرفته است. اگر از دعوت کارشناسان رابطهای به برنامههای شبهای جام جهانی تلویزیون بسادگی بگذریم که خودش باعث تعجب عده بسیاری از اهالی فوتبال شده است، به برخی از میهمانان به ظاهر خاص آن می رسیم. میهمانهایی که به جای آنکه از خودشان و تیمشان حرف بزنند، برای دیگران آگهی داده و خواهان ساخت مجسمه برای آنها می شوند. آنها در جایی دیگر به یکی از با اخلاق ترین بازیکنان فوتبال ایران میتازند که چرا بر سر اردوی آنها در مکزیک حاضر نشده و یا چرا با رئیس FIFA عکس یادگاری گرفته است و حرفهای دیگری از این دست که مانند سوهان بر روی ذهن مخاطب عمل کرده و در آن دل شب خواب را از چشمان آنها میرباید.
راستش را اگر دوستان بخواهند که چرا تیم ملی فوتبال سال ۱۹۹۸ همچنان برای اهالی فوتبال محبوب مانده است، بدون شک تفاوتش با تیم امروز را باید در همین نحوه برخوردها جستجو کرد! برخوردهای طلبکارانهای که میخواهد با زور و با تبلیغ برای خودش وجاهت بخرد! در شرایطی که دیگر این گونه برخوردها امروز جواب نمیدهد.
اگر مردم هنوز که هنوز است مهدی مهدوی کیا، وحید هاشمیان، احمدرضا عابدزاده و … را دوست دارند، بخاطر برخوردهای خوب آنهاست. برخوردهایی که باعث ایجاد علاقه مندی آنها در نزد اهالی فوتبال شد. که خوشبختانه این میزان علاقه مندی هم با حرف های این چنینی نه تنها کم نمی شود، بلکه افزون نیز میگردد.
اگر تیم ملی فوتبال سال ۱۹۹۸ هنوز هم بعد از گذشت بیش از ۲۵ سال، نزد مردم و اهالی فوتبال محبوب است، باید بخش اعظمی از این محبوبیت را در کلام و در مواجهه بازیکنان آن با مردم دانست. بازیکنانی که، اگر چه کار بزرگی را انجام دادند اما هیچگاه آن را پتک نکرده و بر سر علاقهمندان به فوتبال نکوبیدند. کاری که متاسفانه امروزیها بسیار از آن استفاده میکنند. و نتیجهاش نیز همانی میشود که امروز در جامعه میبینیم و میبینید.
کسب سه نتیجه مساوی و سه امتیاز از سه بازی در جام جهانی، افتخار چندان بزرگی نیست که بعضی ها بخواهند در سایه آن آرمیده و موج سواری کنند.
عدم صعود، آن هم در جام جهانی ۴۸ تیمی، بیشتر از آنکه به حرف نیاز داشته باشد به تفکر نیازمند است. اینکه چه شد که آن اتفاق برای فوتبال افتاد؟ و چرا در جامی که از مجموع ۱۲ تیم سوم آن ۸ تیمش راهی مرحله حذفی میشدند! ما از رسیدن به آن عاجز ماندیم و …
در اینکه بچهها خوب بازی کردند هیچ شکی نیست. در اینکه در بازی با بلژیک و مصر بچه ها صد خود را گذاشتند هم باز هیچ تردیدی وجود ندارد، اما در کنار این دو موضوع مهم این واقعیت را هم باید بپذیریم که در نتیجه گیری ضعیف عمل کردیم. چرا که اگر غیر از این میبود دیگر امروز چنین حرف و حدیثهایی هم وجود نداشت!